کالبدهای بیاختیار، خشونتهای عریان
نام انگلیسی: فیلم Possessor
نام فارسی: فیلم متصرف
محصول: ۲۰۲۰
امتیاز: ۳.۵ از ۴ – ◐⬤⬤⬤
نقد فیلم متصرف
در باب «خشونت» بهاندازهی تاریخ بشر تحلیل وجود دارد. در تاریخ سینما نیز هر کدام از بزرگان این هنرِ نو تعریف متفاوتی از خشونت را ارائه کردهاند. اینگمار برگمان در تعریف خود از خشونت در اثر هنری میگوید:« ما دو نوع خشونت داریم، خشونت تمیز و خشونت کثیف و هنر برای پرداخت به خشونت تمیز آمده است.» برخی فیلمسازان معاصر نیز تعریف عریانتری از خشونت دارند. در آثار فیلمسازانی چون هانکه، فونتریه، کراننبرگ، وینتربرگ نوعی از خشونت را شاهد هستیم که عریان و ساکت و ساکن مقابل بیننده قرار میگیرند.
«ناهار عریان» از کراننبرگ، «ویدیوی بنی» از هانکه، «جشن» از وینتربرگ، یا «فیلم شکستن امواج» از لارس فون تریه، تکمثالهایی از کارنامهی فیلمسازی این کارگردانها هستند. حال «برندن کراننبرگ»، فرزند دیوید کراننبرگ، در سومین اثر بلند سینمایی خود به تعریف شخصیاش از مفهوم خشونت رسیده است. برندن که در دو اثر قبلی خود نیز درگیر انسان و ذهن و اختیار بود، در این اثر و در تعریف خود به شکوفایی رسیده است.
فیلم متصرف در باب قاتلین اجارهایست که توسط شرکت استخدامکنندهاشان در کالبد یک فرد دیگر رسوخ میکنند و با تصرف آن بدن هدف خود را به قتل میرسانند. تاس، یکی از این قاتلین است که تجربهی بسیار بالایی در شرکت دارد. او مادر است و همسر. اما تداوم این تصرف کالبدها دیگر روحی از تاس را در او باقی نگذاشته. او حتی برای مکالمه با فرزند و همسر خود، از قبل تمرین میکند و در لحظاتی که در خانه بهسر میبرد دائم احساس غربت میکند.
او در تازهترین مأموریت خود باید وارد بدن شخصی بهنام کالین شود تا بتواند رئیس یک مجموعه، که از قضا دخترش معشوقهی کالین است، را به قتل برساند. همهچیز خوب پیش میرود تا اینکه موقع خروج از بدن کالین، گویا کالین هم همزمان به بخشی از ذهن خود دسترسی پیدا میکند. تاس دیگر قادر به خروج نیست. دوگانهی تاس-کالین در پارهی دوم فیلم ادامه دارد و هر کدام در برههای از زمان فیلم بر دیگری مسلط میشوند.
فیلم متصرف کراننبرگ، با ترکیببندی درست خود تعریفی دیگر از خشونت عریان را به ما میدهد. در این تعریف، خشونت بهعنوان بخشی از زندگی هر انسانی پذیرفته شده است و دوربین از لحظات خشن فرار نمیکند. دوربین کراننبرگ مانند دوربین تارانتینو دچار اغراق نمیشود. برشهای سریع در لحظات خشن فیلم، بهنوعی دست لرزان کارگردان را نشان نمیدهند.
هر چه میبینیم همان است که قاتل یا مقتول شاهد آن هستند. دوربین گاه دانای کل است، گاه در چشمان قاتل و گاه در چشمان مقتول. اما تمرکز اصلی کراننبرگ در فیلم متصرف روی مفاهیمی چون خودآگاه و نیمهخودآگاه و ناخودآگاه متمرکز است.
در هیچجای فیلم متصرف تاس کامل وجود ندارد و دائم این روح سرگردان را در کالبدهایی بیاختیار شاهد هستیم. بهنوعی طعنهی کراننبرگ به خود انسان است؛ اینکه هر کدام از ما دائم در حال کشتن ناخودآگاه و نیمهخودآگاهمان هستیم تا بلکه آن خودآگاه را بر همه چیز غالب کنیم. اما از این غافلیم که همهامان محصول این سه ضمیر هستیم و راه فراری از آن نیست.

