انیمیشنی کودکانه برای بزرگسالان
نام انگلیسی: انیمیشن Cranston Academy: Monster Zone
نام فارسی: انیمیشن آکادمی کرانستون
محصول: ۲۰۲۰ کشور آمریکا
امتیاز: ۰.۵ از ۴ – 〇〇〇◐
نقد انیمیشن آکادمی کرانستون
«دانی» پسربچه ای ۱۵ساله است که استعداد فراوانی در فیزیک دارد. استعداد او توسط مدیر آکادمیِ کرانستون خانم «اوانز» کشف شده است. پس از او میخواهد به این مدرسهی شبانهروزی مخصوصِ نابغهها آمده تا بتواند از استعداد خود بهترین استفاده را کند. دانی در مدرسه در همان ابتدا توسط استادش مورد تمسخر قرار میگیرد و یا شاید بهتر است بگوییم مورد حسادت قرار میگیرد، پس برای نشان دادن نبوغ خودش تلاش میکند ذرهای جدید را کشف کند و همه را متعجب کند. او با ساخت دستگاهی به بعد پنجم نفوذ کرده و اتفاقاتی در اثر بازشدن این بعد در ادامهی انیمیشن آکادمی کرانستون رخ میدهد.
از همان ابتدای ورود دانی به مدرسه، بیننده دچار سردرگمی میشود. لحظهی ورود دانی به مدرسه اولین مشکل رخ میدهد؛ برای کودکانی که زندگیشان ساده است مسائل نیز همانقدر ساده است. آنها به جزئیاتِ ریزی در انیمیشنها دقت میکنند -درست مثل زندگی واقعیشان- که اگر کارگردانِ اثری به عنوان بزرگسال با این مسائل آشنا نباشد و دقت لازم را در جزئیات اثرش نداشته باشد، داستان و فیلم را برای کودکان دچار ابهام خواهد کرد.
هنگام ورود دانی به مدرسه باران میبارد اما نه دانی و نه خانم اوانز هیچکدام خیس نمیشوند. یا شکلاتهای ریزی که در ماشین برای دانی قرار گرفته شده از نظر دانی بدمزه است، پس علت وجود این شکلاتهای بدمزه در ماشین چه بوده است؟ یا نکات ریز دیگری که در فیلم به آنها توجه نشده است. از همه مهمتر کودکان هیچ تصور و شناختی از «بُعد» ندارند.
وقتی گفته میشود دانی بعد پنجم را کشف کرده است، قطعاً کودکان آن را درک نخواهند کرد. پس میتوان همینجا نتیجه گرفت این انیمیشن برای کودکان معنایی نخواهد داشت. از سویی دیگر اگر این انیمیشن برای نوجوانها و یا بزرگسالان است چرا اتفاقات این همه سطحی رخ میدهند؟ چرا دانی با چند قطعهی ساده و سیم میتواند یک نیروگاه درست کند؟ چرا کمی بیشتر دربارهی بُعد پنجم و در کل چیزی به اسم بُعد، برای بیننده صحبت نمیشود؟
اگر قرار است بینندهی نوجوان و یا بزرگسال این انیمیشن را ببیند بهتر نیست کمی مسائل برایشان باز شود و صرفاً اتفاقات ساده در فیلم رخ ندهد؟ بینندگانی که انیمیشنهایی از نوع «انیمیشن دانشگاه هیولاها» و «انیمیشن کارخانهی هیولاها» را دیدهاند، با یک طرح اولیهی ساده که هم قابل فهم است و هم جذبکننده، دیگر انیمیشنهایی مانند انیمیشن پیش رویشان که حتی تکلیفاش با خودش هم روشن نیست را نمیتوانند بپذیرند و اگر از دیدن این انیمیشن مسرتی برایشان حاصل شود صرفاً بهخاطر اختراعاتی است که کم و بیش در آن مدرسه رخ میدهد و تکنولوژیای که در مدرسه استفاده میشود. فیلم حتی از لحاظ بصری هم حرفی برای گفتن ندارد و مانند تمام انیمیشنهای دیگر است.
«لئوپولدو آگیلار» کارگردان انیمیشن آکادمی کرانستون تنها کاری که به بهترین نحو انجام داده است استفاده از صداهای زیباست. جیمز بل و رابی رز تنها نقطهی قوت انیمیشن آکادمی کرانستون هستند که توانستهاند با صدای قدرتمند خود به کاراکترها کمی زندگی ببخشند.

