عاشقانههای انگلیسی در ایتالیا
نام انگلیسی: فیلم Made In Italy
نام فارسی: فیلم ساخت ایتالیا
محصول: ۲۰۲۰
امتیاز: ۱ از ۴ – 〇〇〇⬤
نقد فیلم ساخت ایتالیا
جک در گالریای که متعلق به همسرش است مشغول بهکار است. با اختلافاتی که بین آنها پیش آمده، حالا همسر خواهان طلاق است و میخواهد گالری را هم به فروش برساند. جک که بیشتر عمرش را صرف همین گالری کرده است تصمیم میگیرد آن را بخرد. اما از آنجا که چنین پولی ندارد از پدر -روبرت- میخواهد خانهی قدیمیشان — که ۲۰ سال است در ایتالیا رها کردهاند— را بفروشند.
او که با پدر نقاش و هنرمنداش رابطهی خوبی ندارد، با اصرار، پدر را راضی به این کار میکند. سفر او و پدرش به کشور ایتالیا و سرزمینی که دوران کودکیاش را در آنجا سپری کرده است — و مادر را نیز آنجا از دست داده است — برایاش اتفاقاتی را رقم میزند.
فیلم ساخت ایتالیا با وارد کردن خود به جایی که گذشتهی شخصیتهای داستان بوده است سعی میکند ما را آهستهآهسته با آنها آشنا کند. اما در نهایت همه چیز ساده پیش میرود؛ تصادف مادر جک و از بین رفتن او، گوشهگیری پدر بعد از تصادف و فرار از این مکان و رفتن به جایی دیگر، حال بازگشتن و دیدن گذشته با دیدی جدید که منجر به ترمیم روابط پدر و پسر میشود و در آخر هم ماندن در همین مکان. همه چیز ساده شروع و تمام میشود.
بازیگری «لیام نیسون» در نقش پدر و «مایکل ریچردسن» در نقش پسر، از نقاط قوت فیلم محسوب میشود. ما که نیسون را بیشتر در فیلمهای جنایی و تعقیبوگریز، مردی سخت و متبحر دیدهایم، حال او را در نقش پدری نقاش با خاطرات دردناک از گذشته میبینیم که فرزندش را دوست میدارد و علاقهاش به رنگها او را هنرمندی قهار کرده است. مایکل ریچردسون هم شاید بهتر از هرکسی دیگر میتوانست نقش پسرِ پدرِ واقعیاش را بازی کند.
فیلم ساخت ایتالیا از لحاظ بصری هم، بهمدد ایتالیا و زیباییهای آن، توانسته بیننده را تحت تاثیر قرار دهد و لانگشاتهای متمادی از زیبایی ایتالیا و تصویر ناب کوه و جنگل، مخاطب را تحت تأثیر قرار میدهد. اما آنچه که یک فیلم خوب به آن نیاز دارد ارتباط قوی بین کاراکترها و محیط است. نحوهی ورود هر دو زن داستان در جای درست اتفاق افتاد.
اما آنها فقط وارد شدند و حضورشان تا پایان فیلم ساخت ایتالیا، نه بهعنوان شخصیت مکمل، بلکه همچون دو عروسک برای پر کردن خلأ بین صحنهها بود. هر چه بخواهیم توقعمان را از یک اثر ملودرام پایین بیاوریم، باز هم نمیتوانیم بعضی از اصول ساخت این ژانر سینمایی را ندیده بگیریم.
اینکه بگوییم پدر یک نقاش مکتب پست مدرن است و در طول فیلم ساخت ایتالیا حتی این را نشان ندهیم، باعث ضربه خوردن به اثر میشود. نشان دادن یک دیوار که همچون کارهای «پالاک» نشان از اکسپرسیونیسم انتزاعی دارد، دلیل خوبی نیست. نگاه سنتگرای پدر و آن حس نوستالژی در مرور خاطرات، چنین هنرمندی را به ما نشان نمیدهد. در هر حال، نمیتوان توقع چندانی از این دست آثار داشت و باید همچون یک ملودرام خانوادگی در عصر جمعه تماشایاش کرد.
«جیمز دارسی» در اولین اثر بلند خود که هم نویسنده و هم کارگردان آن است، ترجیح داده ریسک زیادی نکند و دست به ساخت یک ملودرام ساده بزند. او که در سال ۲۰۱۶ با ساخت یک فیلم کوتاه بهنام «Chicken/Egg» توانست کارگردانی خود را به رخ بکشد، شاید اگر در آینده ریسک بیشتری برای ساخت فیلمهایش انجام دهد، بتواند همچون بازیگری، کارگردان خوبی هم بشود.

