نام انگلیسی: The Teachers’ Lounge
نام فارسی: فیلم اتاق دبیران
محصول: ۲۰۲۳ – کشور آلمان
ژانر: درام
امتیاز: ۱.۵ از ۴ – 〇〇◐⬤
اختصاصی بامدادی ها
روایت جدید آقای چاتاک در سردرگمی و بلاتکلیفی چیزی کم از آثار گذشتهی این کارگردان ندارد. آقای چاتاک در فیلم اتاق دبیران سعی دارد کاراکتری با نام «کارلا» را که بهتازگی به یک مجموعهی آموزشی اضافه شده شخصیت اصلی داستان خود قرار دهد. او برای درگیر کردن مخاطب با زندگی درون مدرسهی کارلا گرهی را در روایت ایجاد میکند و آن هم دزدی از کیف و جیب برخی دبیران و دانشآموزان است.
چاتاک ابتدا سعی دارد مخاطب را با نحوهی تدریس کارلا آشنا کند و پس از گذری سریع بر دانشآموزان بدون فوت وقت گزارهی اصلی را بسط میدهد. طی جلسهای که کارلا و مدیر مدرسه با نمایندهی دانشآموزان دارند این درخواست از سوی مدیر مطرح میشود که این دو نماینده نام دانشآموزان مشکوک را بر زبان بیاورند.
نمایندهی دختر زبان فرو میبندد و نمایندهی پسر با چشم برخی نامها را از روی کاغذ به مسئولین مدرسه نشان میدهد. آقای چاتاک چون فکر کرده که کارلا شخصیت اصلی ماجراست، همهچیز هم باید در کلاس او رخ دهد. بههمین سبب کلاس برای لحظاتی تعطیل میشود و دانشآموزان مشکوک بازخواست میشوند. حال به شخصیتپردازی کارلا میرسیم.
در این کاراکتر زنی اصالتاً لهستانی را شاهد هستیم که سعی دارد خود را کاملاً آلمانی جلوه دهد. او دچار استرس و اضطرابی دائمی است و اینکه بهعنوان معلم دورهی ابتدایی مشغول به کار شده جای بسی سوال است (آن هم در سیستم آموزشی بسیار دقیقی که کارگردان سعی دارد در چشم مخاطب فرو کند).
آیت دوست دارید درمورد فیلم های درام مدرسهای دیگر بدانید؟ نقد فیلم درس عبرت | Lesson Learned 2024
کارلای پر اضطراب از یک سو خودش همهی آتشها را روشن میکند و از سوی دیگر سعی دارد جلوی ضررها را بگیرد. کارلا هم دوربین لپتاپ را روشن میگذارد تا فرد سارق را گیر بیندازد و از آنسو بهدنبال آن فرد میرود تا شرایط را برای او توضیح دهد. این دوگانگی همان چیزی است که آقای چاتاک تمام تلاش خود را برای بازنماییاش بهکار بسته است.
این کارگردان سردرگم دائم سعی دارد نگاه لرزان و بهدور از هر اطمینان کارلا را در چشم مخاطب فرو کند. اما اینکه قصد دارد با این تأکید چه گلی به سر روایت خود بزند، شاید برای خودش هم حل نشده باشد.
اما زیرکی این کارگردان نسبت به آثار قبلی در این است که دست روی مواردی گذاشته که سانتیمانتالهای اروپایی را وادار به تماشای اثرش کند؛ تنوع نژادی، گوناگونی فرهنگی و مذهبی و در نهایت با چند سکانس اضافی از دختری که میان دانشآموزان روسری به سر دارد و هیچ کنش معناداری در روایت انجام نمیدهد، پدر و مادری که با همان نگاه طلبکارانهی «ما چون مهاجریم، شما به ما مشکوک شدهاید» و در نهایت دبیرانی که یک گوشه میایستند و به کارلا طعنه میزنند.
آقای چاتاک در فقر روایت خود برد خوبی را برای دیده شدن کرده است. در روایت او کارلای مراقب همهچیز، اما مضطرب، در کیسهی زبالهی توالت عمومی مدرسه نفس تازه میکند، اسکار تبدیل به کودک عصیانگر میشود و در نهایت همهی معلمان مدرسه در این سیستم آموزشی کاملاً باز تبدیل به سوداگران فرهنگی میشوند.
آنچه در فیلم اتاق دبیران بیش از هر چیزی آزاردهنده است، کپی کارگردان از دوربین خانم «لورا وندل» در فیلم «محوطهی بازی» است. آقای چاتاک سعی دارد همانند فیلم محوطهی بازی فیلم اتاق دبیران را درون حصارهای مدرسه به سرانجام برساند. اما تفاوت در کجاست؟ شاید برای توجیه ضعف فیلم اتاق دبیران در پرداخت کاراکترهای نوجوان و بزرگسال اینگونه بگویند که فیلم اتاق دبیران خانم وندل تککاراکتری بود و فقط از زاویهدید نورا جهان پیرامون را مینگریست.
اما دوربین آقای چاتاک در حال تصویر کردن چه چیزی است؟ دوربین او کمی بالاتر آمده و از نگاه کارلا قرار است مناسبات پیرامونی را تصویر کند، اما این دوربینی که زاویهدید بیشتری دارد، بهجای صادق بودن با مخاطب و ترکیب اضطراب و عدم توانایی کارلا، سعی کرده برای خریدن نگاه برخی افراد و جنبشهای خاص کمی هم هرز برود. نتیجهی این سرککشیدنهای مضحک اثریست که همچون فرنکنشتاین فقط کالبد دارد و قرار نیست از این شرحهشرحهها کلی واحد و زیبا را مقابل چشم مخاطب قرار دهد.
ساختن یک تریلر پرتنش درباره اتفاقاتی که هر روز دوروبرمان رخ میدهند، کار سادهای نیست. اما وقتی فیلمی از پس چنین کاری بربیاید، نتیجه میتواند واقعا درخشان باشد. فیلم اتاق دبیران ساخته ایلکر چاتاک ( کارگردان فیلم نامه های زرد) دقیقا از همین دست فیلمهاست؛ تریلری که از یک اتفاق ساده در یک مدرسه شروع میکند و قدمبهقدم، فضای عادی زندگی روزمره را به کابوسی از سوءظن، ترس و تصمیمهای اشتباه تبدیل میکند.
احتمالا از زمان «جواهرات تراش نخورده» کمتر تریلری با چنین موضوعی ساخته شده که بتواند اینطور تماشاگر را تحت فشار بگذارد؛ فیلمی که در آن، صرفا تماشای آدمهایی واقعی که پشت سر هم تصمیمهای اشتباه میگیرند، آنقدر اضطرابآور است که دلتان میخواهد از شدت استرس زیر صندلی پناه بگیرید.
هنوز مطمئن نیستم پایان فیلم، با آن حالوهوای نسبتا سرد و هنریاش و این ایده که «حالا خودتان تصمیم بگیرید بعدش چه اتفاقی میافتد»، کاملا استحقاق چنین پایانبندیای را پیدا میکند یا نه. اما این تنها بخش کوچکی از زمان فیلم است. در باقی دقایق، داستان ما را وارد ذهن و موقعیت یک معلم جوان در دبیرستانی در آلمان میکند؛ جایی که موجی از سرقت، همه را به آدمهایی بدبین، عصبی و آماده واکنش تبدیل کرده است. آدمهایی که یکی پس از دیگری تصمیمهایی میگیرند که اگر ذرهای وجدان داشته باشند، دیر یا زود از آنها پشیمان خواهند شد. البته بعضیها شاید چنین وجدانی نداشته باشند.
لئونی بنش، بازیگر «تاج»، نقش کارلا نواک را بازی میکند؛ معلمی لهستانیتبار که در کشور آلمان ریاضی و تربیت بدنی تدریس میکند. کارلا به آموزش باور دارد و معتقد است شهروندان در قبال یکدیگر مسئولاند و باید مراقب هم باشند. او آدمی خیرخواه است؛ کمی کنجکاو و فضول، اما عمدتا با نیتی سازنده.
داستان فیلم اتاق دبیران
وقتی یکی از دانشآموزانش را به اتهام دزدی از کلاس بیرون میبرند، کارلا در جلسهای با حضور پسر و والدینش شرکت میکند. دلیل اتهام، گزارشی ناشناس درباره مقدار غیرعادی پولی است که در کیف پول پسر پیدا شده. والدین توضیح میدهند که خودشان پول را به او دادهاند تا یک بازی ویدیویی بخرد و در عین حال معتقدند چیزی که پسرشان را به این وضعیت تحقیرآمیز کشانده، نژادپرستی است؛ آنها ترکتبار هستند.
توضیحشان کاملا قابل قبول به نظر میرسد و کارلا هم آن را باور میکند. اما این اتفاق ترس او از دزدی را بیشتر میکند.
بار بعد که در اتاق دبیران است و مجبور میشود برای مدتی از آنجا بیرون برود، لپتاپش را باز میگذارد و دوربین آن را مخفیانه روشن میکند. وقتی برمیگردد، متوجه میشود مقداری پول از کیف پولی که در جیب داخلی کتش گذاشته، ناپدید شده است. فیلم ضبطشده را بررسی میکند و میبیند کسی در غیاب او دست در کیف پولش کرده و پول برداشته است.
از همین جاست که فیلم اتاق دبیران فضای تریلر پارانوئید خود را با دقت بیشتری شکل میدهد. همانطور که ما هرگز صحنه اتهامزدن به آن دانشآموز را ندیدیم، چه رسد به اینکه بدانیم واقعا او از کسی دزدی کرده یا نه، اینجا هم شخص دزد را به معنای واقعی کلمه نمیبینیم. فقط آستین یک بلوز با طرح ستاره را میبینیم.
یکی از کارکنان مدرسه که در اتاقی چند قدم آنطرفتر از اتاق دبیران کار میکند، همان روز بلوزی مشابه پوشیده است. او از طریق یک پنجره بزرگ شیشهای کاملا به اتاق دبیران دید دارد و میتوانسته ببیند کارلا از اتاق خارج میشود.
وقتی کارلا این زن را به عنوان دزد معرفی میکند، ما هم بهطور طبیعی طرف او را میگیریم. بالاخره احتمال اینکه دو زن در یک مدرسه نهچندان بزرگ، در یک روز، دو بلوز کاملا مشابه و متمایز بپوشند چقدر است؟
اما هرچه فیلم جلوتر میرود و ماجرا پیچیدهتر میشود، اطمینان اولیهمان هم ترک برمیدارد. خود کارلا هم کمکم به قضاوتش شک میکند و خیلی زود آرزو میکند کاش اصلا درباره دزدی و تقریبا هیچ چیز دیگری دهان باز نکرده بود.
کارمندی که کارلا به او اتهام زده، مادری است که پسرش در کلاس کارلا درس میخواند. وقتی مادر پسر تا پایان تحقیقات از کار تعلیق میشود، او کاملا بههم میریزد و عصبانی میشود. بعد به نظر میرسد که پسر، کارزاری برای بدنام کردن کارلا در میان همکلاسیها و خانوادههایشان راه میاندازد. میگویم «به نظر میرسد»، چون اگرچه پسر صراحتا به کارلا هشدار میدهد که از مادرش عذرخواهی کند وگرنه عواقبی در انتظارش خواهد بود، ما هیچوقت نمیبینیم که او واقعا برای عملی کردن این تهدید چه کاری انجام میدهد؛ اگر اصلا کاری کرده باشد.
چاتاک در طول فیلم بارها نماهای نزدیکی از شخصیتهای مختلف به ما نشان میدهد؛ نماهایی که باعث میشوند با خودمان بگوییم: «این آدم دارد دروغ میگوید»، «او دزد است» یا حتی «این یکی دارد علیه کارلا نقشه میکشد.»
اما فیلم آنقدر محکم به زاویه دید کارلا وفادار میماند که همانقدر که او به قضاوتهای خودش شک میکند، ما هم به برداشتهای خودمان مشکوک میشویم.
تازه کارلا با همان فیلمبرداری مخفیانهای که انجام داده، شغل خودش را هم به خطر انداخته است. ظاهرا قانونی یا مقرراتی درباره نظارت شخصی و ضبط مخفیانه بدون اجازه در فضای مدرسه وجود دارد و کارلا با این کار آن را نقض کرده است.
بهتر است فیلم اتاق دبیران را تا حدی یک تمثیل در نظر بگیریم؛ فیلمی که یک نهاد کاملا روزمره را با تمام جزئیات واقعی و روندهای اداریاش به تصویر میکشد، اما همزمان از آن برای نمایش یک نظام بزرگتر یا مجموعهای از آرمانها استفاده میکند. چیزی شبیه اتاق هیئت منصفه در «۱۲ مرد خشمگین» یا یک کشتی در داستانی درباره شورش خدمه.
فیلم اتاق دبیران، تنشهای ملی، نژادی و طبقاتی را هم درست مانند سایر عناصر داستان، با ظرافت مطرح میکند. این مسائل در تمام اتفاقات نقش دارند؛ کارلا خودش به دلیل لهستانی بودن، در مقاطعی با نوعی «دیگریسازی» روبهرو میشود. اما از آنجا که بخش زیادی از اتفاقات خارج از دید ما و حتی خارج از دید کارلا رخ میدهند، هیچوقت نمیتوانیم درباره جزئیات کاملا مطمئن باشیم.
کارگردانی، فیلمبرداری جودیت کافمن و تدوین گزا یاگر فوقالعادهاند. هر انتخابی در فیلم دقیق و حسابشده است، اما به ندرت احساس میکنیم فیلم برای رسیدن به این دقت، بیش از حد تلاش کرده است. سادگی در اینجا اهمیت زیادی دارد.
بخش قابل توجهی از فیلم با نماهای دستی و نسبتا ثابت ساخته شده؛ آدمهایی را میبینیم که حرف میزنند، راه میروند و در قاب حرکت میکنند، آن هم اغلب بدون موسیقی. با این حال، گاهی سازهای زهی ناآرام و ناهماهنگ ماروین میلر بالا میآیند، دور کارلا میپیچند و انگار با هر نت، اضطراب او را بیشتر میکنند.
تا حالا برایتان پیش آمده که یک روز یا حتی یک هفته بد داشته باشید؛ اتفاق ناخوشایندی رخ بدهد، واکنش شما اوضاع را بدتر کند، بعد واکنش دیگران به واکنش شما باعث شود شرایط باز هم وخیمتر شود و این چرخه همینطور ادامه پیدا کند؟ تا جایی که احساس کنید هر لحظه بیشتر در چاهی فرو میروید که خودتان دارید آن را عمیقتر میکنید؟
فیلم اتاق دبیران دقیقا همین است.
البته بعضی از شما ممکن است با خواندن این توصیف بگویید: «ممنون که هشدار دادی؛ پس عمرا این فیلم را ببینم.» بعضیهای دیگر هم احتمالا از همین حالا تصمیم گرفتهاند در اولین فرصت سراغش بروند.
اگر فیلم اتاق دبیران را ببینید، در نهایت با این احساس از آن بیرون میآیید که یک فیلم واقعی دیدهاید؛ اثری با مضمون مشخص، زیباییشناسی مستقل و شخصیت و هویت مخصوص به خودش، نه یک تکه «محتوا»ی بیمزه و بیهویت دیگر.
ایلکر چاتاک و یوهانس دانکر، نویسنده همکار فیلم، به زیرگونهای از تریلر دست گذاشتهاند که سینما کمتر سراغش رفته است؛ نوعی تریلر که ظرفیت نامحدودی برای روشن کردن بخشهای پنهان زندگی روزمره دارد.


