فیلم لبخندهای یک شب تابستانی

نقد فیلم لبخندهای یک شب تابستانی : کمدی جنسی یک شب تابستانی

زنا موضوع اصلی بسیاری از فیلم های اینگمار برگمن و بسیاری از زندگی او بود. او پنج بار ازدواج کرد ، و نه چندان وفادارانه ، زیرا او روابط عمومی نسبتاً عمومی با بازیگران زن هریت آندرسون ، بی بی اندرسون و لیو اولمان داشت و در تمام آن امور ازدواج کرده بود. او از آزادی دور بود ، در طول رابط خود گناه زیادی را تجربه کرد و بارها در فیلم هایش به موضوع بازگشت.

او “بچه های یکشنبه” (1994) به کارگردانی پسرش دانیل را در مورد چگونگی ایجاد پدر روحانی برگمان در خانه ای ایجاد کرد که در آن تقوای عمومی با ناراحتی خصوصی “اعترافات خصوصی” (1996) پیوست ، فیلمنامه او درباره مبارزات اخلاقی مادرش بود.

فیلم زندگی اوهارو

لازم است نتیجه بگیریم که هر دو فیلم مستقیماً از یک تاریخ شخصی گرفته شده اند که اولمان از همان ابتدا تجربه کرده است. ایده تعهد ، ازدواج ، خیانت و گناه برای برگمان یک حلقه اخلاقی شکل گرفت و در واقع در سال 2000 ، وقتی او 82 ساله بود و احساس کرد برای کارگردانی خیلی پیر است ، او اولمان را برای کارگردانی فیلم “Faithless” از آخرین فیلمنامه خود معرفی کرد.

فیلم لبخندهای یک شب تابستانی

آنها قبل ، در حین و بعد از درگیری عاشقانه شان ، دوستان صمیمی باقی ماندند و یک دختر ، لین لولمان بازیگر ، داشتند. شاید این همان نزدیکی و اعتمادی بود که او نسبت به اولمان احساس می کرد مانند یک موزه عمل می کرد ، زیرا در بسیاری از فیلم های او نیاز به اعتراف به گناه و جستجوی رستگاری است.

فیلم خشم مردانه

“بی ایمان” آخرین فصل زندگی نامه اخلاقی او بود. این داستان پیرمردی را روایت می کند که یک بازیگر زن خیالی (با بازی لنا آندره) را تداعی می کند تا به او کمک کند صحنه هایی از زندگی خود را بازسازی کند که باعث شرمساری او می شود او از او می خواهد تا به او کمک کند تا گذشته خود را بازسازی کند. همانطور که او این کار را انجام می دهد ، فلاش بک ها نشان می دهد که وی با شخصیتی به نام دیوید ، که “برگمان” در جوانی “شوهر” است ، از شوهرش خیانت می کند. چرخ های داخل چرخ. پیرمرد می خواهد زنای او را از چشم خود ببیند. آیا او را به گناه سوق داد؟ آیا او به او دروغ گفت؟ آیا او به خودش دروغ گفته است؟ فیلم لبخندهای یک شب تابستانی شاید برای او همانند زندگی نامه او بود.

وی یک روز بعد از ظهر در کن به من گفت: “من او را به جز هرکس به جز خواهرم می شناسم.” “ما خیلی نزدیک با هم کار کردیم و بعد خیلی بیشتر دوست بودیم ؛ وقتی دوست داشتیم دو فیلم ساختیم و حالا این و سپس یک دختر با هم داریم و هنوز دوست هستیم. شما می بازید و دوست دارید و دوباره از دست می دهید و این رابطه ای بوده است که هرگز گم نکرده ایم.

بهترین فیلمهای دیوید لینچ

“شاید او این داستان فیلم لبخندهای یک شب تابستانی را به عنوان زندگی خود می بیند ، و او آن را گفته است ، و دیگر تمام شده است. اگر او دوباره چیزی بنویسد شاید در مورد عشق بی پایان باشد. او نمی تواند خودش را ببخشد. من دو سال پیش به او گفتم:” شما باید خود را ببخشید به هر خیانت که کرده ای. ‘ “من نمی توانم خودم را ببخشم.” او گفت. به همین دلیل من صحنه ای را ساختم كه او به عنوان یك جوان با خودش ظاهر می شود و آن جوان را می بخشد ، حتی اگر نتواند به عنوان یك پیر خود را ببخشد. “

من این روش غیرمستقیم را برای بازگشت به ” فیلم لبخندهای یک شب تابستانی ” (1955) انتخاب کردم ، فیلمی که به عنوان یک نقطه عطف هنری و حرفه ای عمل می کند. او از زمان “عذاب” در سال 1944 کارگردانی فیلم ها را بر عهده داشت ، با نتایج نابرابر. “تابستان با مونیکا” (1953) ، به عنوان عجیب و غریب ، به عنوان پورنو نرم هسته ای موفقیت هایی کسب کرد ، اگرچه واجد شرایط نبود.

او از طرف موسسه فیلم سوئد تأمین مالی شد ، که شرط بندی روی ” فیلم لبخندهای یک شب تابستانی ” کرد و آن را به مبلغ 100000 دلار حساب کرد – گفته می شود بیشترین مبلغی است که تاکنون برای یک فیلم سوئدی هزینه شده است. این یک موفقیت چشمگیر بین المللی بود ، برنده جایزه فیلم اروپا و چیزی به نام جایزه بهترین شوخ طبعی شاعرانه در کن شد. وی در مقدمه ای که روی دی وی دی ملاک گنجانده شده است می گوید که پس از ” فیلم لبخندهای یک شب تابستانی ” دیگر هرگز مجبور نبود برای تأمین مالی تلاش کند. او بلافاصله به اولین رده های فیلمسازان نقل مکان کرد و ” فیلم مهر هفتم ” (1957) و “توت فرنگی وحشی” (1957) را ساخت.

فیلم جاده مالهالند

فیلم لبخندهای یک شب تابستانی کاملاً درباره زنا است. برای برگمن که غیرمعمول است ، یک کمدی است. گاهی اوقات با اسکروبال معاشقه می کند ، اما تصمیم گیری قاطع تری را برای استفاده از نوعی شوخ طبعی کلامی که شاو و وایلد استفاده می کنند ، انتخاب می کند. یکی از خطوط آن (“من می توانم خیانت همسرم را تحمل کنم ، اما اگر کسی معشوقه ام را لمس کند ، من یک ببر می شوم”) از ابتدا مانند وایلد به نظر می رسد ، و حتی بیشتر اگر بعداً به شکل دیگری ظاهر شود (بیشتر می توانم تحمل کنم خیانت معشوقه ، اما اگر کسی همسرم را لمس کند ، من یک ببر می شوم “).

سخنران فردریک انگرمن (Gunnar Björnstrand) ، وکیل 50ish است که در سال دوم ازدواج با آنه (Ulla Jacobsson) ، جوان 19 ساله احساساتی است. او و پسرش هنریک (Björn Bjelfvenstam) ، دانشجوی الهیات ، با پترا (هاریت آندرسون) ، خدمتکار خوش ذوقی که بی شرمانه با هر دوی آنها معاشقه می کند ، در یک خانه مشترک هستند. فردریک برای چندین سال عاشق دزیره آرمفلدت (اوا دالبک) بازیگر مشهور بود و یک شب همسر جوان خود را به دیدن او در یک نمایش می برد.

فیلم ال دورادو

آن هشدار داده می شود ، زیرا بعد از ظهر قبل از بازی آنها چرت زدند و او نامعقول نام دزیره را در خواب گفت. آن شب بعد از نمایش ، او و آن به رختخواب می روند و متوجه می شویم که او هنوز باکره است. این باعث ناامیدی او می شود ، اگرچه او نمی خواهد “عجله” کند. پس از خواب او ، فردریک برای قرار ملاقات با دزیره ، دنیوی و شوخ ، که او را در مورد همسر جوانش مورد تمسخر قرار می دهد ، و احتمال اینکه او جذب هنریک جوان شود ، لغزش می کند.

فردریک در حالی که به خانه دزیره وارد می شود می لغزد و به درون یک گودال می افتد و او لباس مجلسی متعلق به معشوق فعلی خود ، کنت مالکوم (جارل کول) را برای او تهیه می کند. دیری نپایید که خود کنت از راه رسید ، توضیحاتی را خواستار شد و از یک دوئل نام برد.

نقد فیلم یک دور دیگر

دزیره ماکیاولیایی ، مطمئناً که با کنت تمام شده است ، به فردریک تعلق دارد و آن متعلق به یک متکلم آرمان گراست و مادر ثروتمندش را ترتیب می دهد تا مهمانی شامی را با حضور همه بازیکنان و همچنین همسر کنت ، شارلوت (مارگیت) برگزار کند. Carlqvist). پترا Engermans را همراهی می کند و با خوشرویی با داماد خانم آرمفلدت (Naima Wifstrand) معاشقه می کند. خانم پیر آرمفلد نیز زمان خود را به عنوان یک معشوقه انجام داده است. دزیره در پاسخ به این س whyال که چرا خاطرات خود را نمی نویسد ، با کمال میل جواب می دهد: “دختر عزیزم ، این ملک را به من قول دادند که قول داده ام خاطراتم را ننویسم.”

هدف ما این است که درک کنیم حساسیت هرکسی به صورت وابسته به عشق شهوانی هشدار است زیرا این روز یکی از روزهای بی پایان شمالی است که شب در آن شب است اما انگشتی غروب را بین یک روز و روز دیگر می کشد. آنچه در طول یک شب طولانی اتفاق می افتد شامل لبخند و چیزهای بیشتری می شود ، از جمله یک تخت خواب مشاوری که از یک اتاق خواب به اتاق دیگر به درون دیوار می لغزد.

سریال 1899

می بینید که من به اسلپ استیک اشاره کردم. تحت تأثیر شرابی که هنگام شام به اشتراک گذاشته اند تحت تأثیر مادر دنیوی دزیره قرار گرفته است: “کودکان و دوستان عزیز من. طبق افسانه ها ، شراب از انگورهایی که آب آنها مانند قطرات خون به پوست انگور کمرنگ بیرون می آید فشار داده می شود. همچنین گفته می شود که به هر چنگال پر از این شراب یک قطره شیر از پستان مادر جوان و یک قطره دانه از یک اسب نر جوان اضافه شده است. اینها به قدرت مخفی سازی شراب وام می دهند. هر کسی که از این شربت بنوشد این کار را با خود انجام می دهد خطر خود را دارد و باید پاسخگوی خودش باشد. “

تصور اینکه برگمان چنین گفتگویی را بنویسد دشوار است ، اما کسانی که او را می شناختند گفتند که او شوخ طبعی برابر با دوره افسردگی و ناامیدی او دارد. حتی این فیلم لحظات تاریکی دارد ، مانند زمانی که همسر کنت شارلوت یک مونولوگ تلخ درباره مردان دارد: “مردان وحشتناک ، بیهوده و مغرور هستند. آنها در تمام بدن مو دارند.” این سخنرانی در نقطه ای قبل از شروع شراب اتفاق می افتد.

عکاسی این فیلم توسط گونار فیشر بود ، که با Sven Nykvist یکی از دو فیلمبردار بود که برگمان تقریباً همیشه با آنها کار می کرد. هر دوی آنها از عادت مادام العمر برگمان در کارگردانی اپرا و تئاتر هر زمستان قدردانی می کردند ، در حالی که در عین حال نوشتن فیلم نامه جدید او فیلمبرداری را هر بهار آغاز می کرد. نور پراکنده شبهای طولانی وضوح بصری مشخص بسیاری از صحنه های برگمن را فراهم می کند.

نقد فیلم چه کسی لیبرتی والانس را کشت

پائولین کائیل این فیلم را تقریباً کامل خواند. بیشتر عمر که آن را ندیده بودم ، از اینکه چگونه سریع من را گول زده است مبهوت شدم. در اینجا اشتیاق فراوانی وجود دارد ، اما هیچ یک از آنها بی پروا نیست. شخصیت ها وزن اخلاقی اعمال خود را در نظر می گیرند ، و اگرچه تمایلی به رفتار نادرست ندارند ، اما نیاز به توضیح دارند ، اگر فقط برای خودشان باشند. شاید در اینجا ، در یک کمدی بی خاصیت ، برگمان همان نیاز را بیان می کند.

پایان نقد فیلم لبخندهای یک شب تابستانی

نقد فیلم لبخندهای یک شب تابستانی به قلم راجر ایبرت.

0 دیدگاه