صفحه اصلی > نقد فیلم : نقد و بررسی فیلم پسران آبراهام 2025

نقد و بررسی فیلم پسران آبراهام 2025

فیلم پسران آبراهام
ژانر: دلهره، رازآلود، هیجان‌انگیز
رده‌ی سنی: ۱۵+
امتیاز: ۱ 
کارگردان: Natasha Kermani

نقد فیلم پسران آبراهام | میراث تاریک یک شکارچی هیولا

دراکولا یکی از ماندگارترین جهان‌های ادبیات وحشت است؛ جهانی که از زمان انتشار رمان برام استوکر در اواخر قرن نوزدهم، بارها و بارها به سینما راه پیدا کرده است. با این حال، برای بازگشت دوباره به این جهان لزوما نباید داستان دراکولا یا کنت دراکولا را از نو تعریف کرد. گاهی جذاب‌ترین مسیر، فاصله گرفتن از شخصیت اصلی و رفتن سراغ آدم‌هایی است که در حاشیه این افسانه زندگی کرده‌اند. فیلم پسران آبراهام دقیقا از همین نقطه شروع می‌کند و به جای تمرکز مستقیم بر شکار هیولاها، سراغ خانواده آبراهام ون هلسینگ می‌رود؛ مردی که سال‌ها با تاریکی جنگیده و حالا پرسش اصلی این است که زندگی در کنار چنین انسانی چه تاثیری بر همسر و فرزندانش گذاشته است.

کارگردانی فیلم را ناتاشا کرمانی بر عهده دارد؛ فیلمسازی که پیش از این هم در آثارش به وحشت، هویت و اضطراب علاقه نشان داده و یکی از بخش‌های «V/H/S/85» را نیز ساخته بود؛ اثری که پیش‌تر در «بامدادی ها» درباره‌اش نوشته شده بود. فیلمنامه فیلم پسران آبراهام بر اساس داستان کوتاهی از جو هیل شکل گرفته و همین فاصله گرفتن از روایت اصلی استوکر، فرصت مناسبی فراهم می‌کند تا فیلم به جای بازسازی ماجراهای آشنا، به سراغ پیامدهای آن‌ها برود؛ یعنی چیزی که پس از پایان نبرد با هیولاها برای خانواده باقی می‌ماند.

آبراهام ون هلسینگ بیرون از خانه یک قهرمان است؛ شکارچی هیولاهایی که با تاریکی مبارزه می‌کند. اما همین آدم وقتی وارد خانه می‌شود، می‌تواند پدری ناکام یا همسری باشد که قادر نیست آثار سال‌ها خشونت و وسواس را از زندگی خانوادگی‌اش جدا کند. این تضاد می‌توانست قلب اصلی داستان باشد. میراث آبراهام فقط نام خانوادگی یا خاطرات ماجراهای گذشته نیست؛ ترس، وسواس، خشونت، سکوت و نوعی نگاه خاص به جهان نیز می‌توانند از پدر به فرزندان منتقل شوند، حتی وقتی آن‌ها هرگز چنین میراثی را انتخاب نکرده‌اند.

یکی از مهم‌ترین تغییرات اقتباس، زنده ماندن مینا ون هلسینگ است. این تصمیم در ابتدا بسیار امیدوارکننده به نظر می‌رسد، چون می‌توانست به مینا فرصتی بدهد تا زندگی در کنار آبراهام را از زاویه خودش روایت کند؛ زنی که سال‌ها با پیامدهای قهرمانی شوهرش زندگی کرده و احتمالا هزینه‌هایی پرداخته که در روایت‌های کلاسیک کمتر دیده شده‌اند. اما فیلم پسران آبراهام در نهایت از همین امکان مهم استفاده چندانی نمی‌کند.

نقد فیلم میکی ۱۷ | Mickey 17 2025
بیشتر بخوانید

مشکل اصلی اینجاست که فیلم مینا را زنده نگه می‌دارد، اما صدای مستقل چندانی به او نمی‌دهد. او همچنان بیش از آنکه شخصیتی با تجربه و روایت شخصی خودش باشد، از طریق رابطه‌اش با آبراهام تعریف می‌شود. این تناقض ناامیدکننده است: کرمانی کلیشه‌ای را تشخیص داده و تصمیم گرفته آن را تغییر دهد، اما تا انتهای منطقی این تغییر پیش نمی‌رود. اگر قرار است مینا از سرنوشت آشنای خود در داستان‌های کلاسیک فاصله بگیرد، باید پیامدهای این تغییر نیز در شخصیت و روایت او دیده شود.

مشکل مشابهی در پرداخت دیگر اعضای خانواده هم وجود دارد. آبراهام می‌توانست شخصیت بسیار جذابی باشد؛ مردی که تمام عمرش را صرف مبارزه با هیولاها کرده، اما در پایان نتوانسته با تاثیری که این جنگ بر خودش و خانواده‌اش گذاشته کنار بیاید. تضاد میان قهرمان بیرون از خانه و پدری که در فضای خصوصی خانواده‌اش شکست خورده، ظرفیت زیادی برای شکل دادن به یک درام روان‌شناختی دارد. با این حال، فیلم پسران آبراهام این تضاد را بیشتر مطرح می‌کند تا اینکه واقعا آن را بکاود.

پسران نیز بیش از آنکه شخصیت‌هایی مستقل باشند، حاملان گذشته پدرشان به نظر می‌رسند. ایده انتقال ترس و خشونت از یک نسل به نسل دیگر در اینجا می‌توانست بسیار قدرتمند باشد، اما فیلم تفاوت رابطه هرکدام از آن‌ها با پدر، مادر و گذشته خانوادگی را به اندازه کافی پررنگ نمی‌کند. در نتیجه، آن‌ها کمتر به انسان‌هایی با خواسته‌ها، ترس‌ها و تناقض‌های مشخص تبدیل می‌شوند و بیشتر نقش‌هایی را ایفا می‌کنند که اطلاعات لازم را منتقل کرده یا داستان را به مرحله بعد می‌برند.

این ضعف در نیمه دوم بیشتر خودش را نشان می‌دهد. رازها یکی پس از دیگری مطرح می‌شوند و اطلاعات بیشتری از گذشته پنهان می‌شود، اما شناخت ما از شخصیت‌ها هم‌زمان عمیق‌تر نمی‌شود. فیلم گاهی ابهام را جای شخصیت‌پردازی می‌نشاند؛ در حالی که صرفا پنهان کردن اطلاعات لزوما تعلیق ایجاد نمی‌کند. ابهام زمانی موثر است که مخاطب به شخصیت‌ها اهمیت بدهد و واقعا بخواهد بداند پشت این سکوت و راز چه حقیقتی پنهان شده است.

از سوی دیگر، فیلم پسران آبراهام میان دو مسیر اصلی سرگردان می‌ماند: درام خانوادگی و فیلم وحشت. این فیلم مجبور نبود صرفا به دلیل ارتباط با دراکولا، به اثری خونین و مملو از هیولا تبدیل شود. اتفاقا می‌توانست وحشت را به فضای خانه منتقل کند؛ به خاطرات هیولا، به ترسی که آبراهام با خود به خانه آورده و به زخمی که نسل بعد باید آن را به ارث ببرد. چنین رویکردی می‌توانست حتی از نمایش مستقیم هیولاها ترسناک‌تر باشد.

نقد فیلم عزراییل | Azrael 2024
بیشتر بخوانید

اما وقتی فیلم تصمیم می‌گیرد از وحشت صریح فاصله بگیرد، درام خانوادگی باید آن خلأ را پر کند. مشکل اینجاست که این بخش نیز به اندازه کافی عمیق نیست. بنابراین فیلم نه به یک اثر وحشتناک به معنای متعارف تبدیل می‌شود و نه یک درام خانوادگی قدرتمند و روان‌شناختی. در میانه این دو ژانر معلق می‌ماند و در نهایت هویت محافظه‌کارانه‌ای پیدا می‌کند.

مسئله این نیست که فیلم پسران آبراهام باید خون بیشتری نشان می‌داد یا به سمت وحشت کلاسیک می‌رفت. مشکل اصلی این است که وحشت روان‌شناختی‌ای که انتخاب کرده، قدرت کافی برای پیش بردن فیلم ندارد. ایده ترس از میراث خانوادگی، زندگی در کنار مردی که تمام جهان را از دریچه هیولاها می‌بیند و انتقال خشونت از پدر به فرزندان، همگی ظرفیت ساختن یک فیلم بسیار شخصی‌تر را داشتند؛ اما فیلمنامه در مرحله اجرا از بخش مهمی از این ظرفیت عقب می‌ماند.

بازی بازیگران تا حدی این خلأها را پر می‌کند. آن‌ها به روابطی که روی کاغذ چندان پرجزئیات نیستند، وزن و باورپذیری بیشتری می‌دهند و کمک می‌کنند برخی از صحنه‌ها فراتر از محدودیت‌های فیلمنامه عمل کنند. فضای تاریک و گوتیک فیلم نیز ارتباط آن را با جهان دراکولا و میراث استوکر حفظ می‌کند. با این حال، این عناصر اغلب بیشتر نقش نشانه‌ای دارند تا اینکه به شکلی جدی با روان شخصیت‌ها پیوند بخورند. تاریکی محیط به خودی خود نمی‌تواند جایگزین تاریکی درونی شخصیت‌ها شود.

در نهایت، ایده‌های فیلم پسران آبراهام از نحوه اجرای آن جلوتر هستند. زنده نگه داشتن مینا می‌توانست راه را برای داستانی درباره قربانیان خاموش قهرمانان باز کند؛ درباره کسانی که در سایه یک قهرمان زندگی می‌کنند و هزینه‌ای را می‌پردازند که تاریخ معمولا نادیده می‌گیرد. مفهوم «میراث» نیز می‌توانست معنایی بسیار گسترده‌تر پیدا کند: میراثی از زخم‌ها، ترس‌ها و خشونت‌هایی که از آبراهام به خانواده منتقل شده‌اند. حتی می‌شد هیولا را نه یک موجود بیرونی، بلکه گذشته آبراهام و تاثیری دانست که این گذشته بر همسر و فرزندانش گذاشته است.

اما فیلمنامه و شخصیت‌پردازی اجازه نمی‌دهند این ایده‌ها تا پایان رشد کنند. فیلم پسران آبراهام یک قدم از روایت کلاسیک فاصله می‌گیرد، اما قدم بعدی را برنمی‌دارد. نتیجه فیلمی است با یک ایده اولیه هوشمندانه، فضایی مناسب، بازی‌هایی قابل قبول و امکانی جذاب برای بازتعریف جهان دراکولا؛ اما اثری که در نهایت به اندازه ظرفیت ایده‌اش عمیق نمی‌شود و به سختی می‌تواند در ذهن باقی بماند.

معرفی و نقد بررسی فیلم الماس وحشی | Wild Diamond 2024
بیشتر بخوانید

شاید بزرگ‌ترین حسرت درباره فیلم پسران آبراهام همین باشد: اینجا داستانی بالقوه بسیار جذاب وجود دارد؛ داستان خانواده مردی که عمرش را صرف شکار هیولا کرده، اما شاید متوجه نشده باشد که بخشی از آن تاریکی را با خودش به خانه آورده است. فیلم این ایده را می‌بیند، اما نمی‌تواند آن را به یک درام کامل و ماندگار تبدیل کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نه − 6 =