نقاب از چهره بردار و خودت باش!
نام اصلی: فیلم The Main Event
نام فارسی: فیلم رویداد مهم
محصول: ۲۰۲۰ کشور آمریکا
امتیاز: ۰.۵ از ۴ – 〇〇〇◐
نقد فیلم رویداد مهم
انسان از اینکه بتواند کارهای خارقالعاده انجام دهد و بهسبب آن به شهرت و یا قدرتی دست یابد قطعاً خرسند خواهد شد. این اثر به پسری ۱۱ ساله – سث کارا- به نام لیئو ثامسون، میپردازد. نوجوانی که با قلدرهایی در مدرسه همواره در جدال است و با شکست روبهرو میشود. در یکی از همین تعقیب و گریزها به ملکی که برای فروش گذاشته شده رفته و با ماسکی عجیب مواجه میشود. صاحبخانه آن ماسک را به او میدهد، بهشرطیکه نگوید آن را از کجا آورده است.
در رابطه با آن اطلاعاتی از طریق اینترنت پیدا میکند و با بروز اتفاقهایی به قدرت جادویی نقاب پی میبرد. بهواسطهی نقاب او میتوانست به نیروی فیزیکی دوصد چندانی دست باید؛ صدای بَمتری داشته باشد؛ حرکات آکروباتیک حرفهای را انجام دهد و اعتمادبهنفس مضاعفی را کسب کند. نوجوانی که پیش از آن فاقد این توانائیها بود. حتی از مصاحبت با دختری که دوستش داشت نیز بهخاطر عدم اعتمادبهنفس مناسب، ناتوان بود.
او که از طرفداران پروپاقرص کشتی کج است همیشه خود را در هیبت قهرمانان این رشته متصور میشده و مادربزرگی – تیچینا آرنولد- دارد که به لیئو روحیه میدهد و با او به دردودل میکند. حال جدای از گلاویز شدن و شکست دادن گندهبکها و بزنبهادرهای مدرسه خواهان حضور در مسابقات اصلی کشتیکج است. تمایل دارد با وجود این ماسک بتواند حتی قهرمان این دوره شود و آرزوی دوران کودکی خود را برآورده کند و پدیدهای در این دوره از رقابت، لقب گیرد.
فیلم رویداد مهم به نظر انگیزشی میآید. اثری که میتوانست با داستان و سیر روایی درست به این امر جامهی عمل بپوشاند. اما آیا قدرتمند شدن بهخاطر وجود نیروی جادویی بدون تلاش و زحمت و استعداد ذاتی منصفانه بهنظر میرسد؟ در جایی از فیلم رویداد مهم به رقابت در مسابقهی رقص هم اشاره شد که قرار بود لیئو در آن حاضر شود که درگیرشدن با اصحاب رسانه و طرفداران، مانع از این شد تا بتواند با دوستش اریکا- مومونا تامادا- همراه شود؛ در صورتیکه پیشتر به او قول داده بود تا به او بپیوندد.
فیلم رویداد مهم را میتوان ورژنی ضعیف از نسخههای ابرقهرمانی گذشته دانست؛ نه به قدرت لباسهای مرد عنکبوتی بود و نه به واقعیت نزدیک شدن و پر جاذبه بودن پرِ جادویی دامبو، فیل افسانهای نوستالژیک! ضعف اثر را مرهون نوشتههای ضعیف نویسندگان باید دانست؛ قاصر از هویتبخشی به شخصیت اصلی و البته عدم مشروعیت به او و برخی کاراکترهای دیگر؛ نام کوین هارت- کمدین معروف- با چه هدفی به میان آورده شد؟ آیا سِث کارا نویدبخش کوین هارت آینده خواهد بود؟ این اثر کودک-محور بیش از آنکه میبایست سرگرمکننده باشد متأسفانه اثری خستهکننده است.
بازیگران را نمیتوان از نظر دور نگهداشت، بهخصوص نقشآفرینان نوجوان را؛ تیچینا آرنولد هم طبق آثار گذشته ارائه شده مادربزرگی طناز و دوستداشتنی را آفرید. برخی دیالوگها بدون علت تکرار میشدند که مصداق بارز آن ترک مادر از خانه بود که توسط پدر-اَدِم پالی- و مادربزرگ به زبان آورده شد. نورپردازی مناسب با طراحی صحنه را در اتاق لیئو و صحنههای نبرد کشتیکج کاران را نباید نادیده گرفت. رنگ آبی بهکار گرفته در لباس لیئو و نقابش حاکی از تسلط و چیرگی بر رقَبایش بود.
رویهمرفته نمیتوان این فیلم را سرکوب کرد چرا که اگر عادلانه بخواهیم دربارهاش بگوییم، باید به پندهایی که به طیف نوجوان پیشکش کرد توجه نمود. اصالتی که هر فرد میتواند بهواسطهی زیرکی و استعدادش کسب کند و نه نقابی دروغین. همکلاسیهای لیئو تا زمانیکه وارد عرصهی رقابت در رشتهی موردعلاقهاشان نمیشدند قادر به شناسائی استعداد خود نبودند؛ و بعید نبود که برای همیشه فرصتی برای نشان دادن استعداد خود پیدا نکنند و نبوغشان در نطفه خفه میشد.
فیلم رویداد مهم برای گروه سنی کودک و بهخصوص نوجوان دلچسب میتواند باشد. اثری با تم کمیک و فانتزی که لحظات سرگرمکننده و خندهداری، بدون درنظر گرفتن ایرادهای آن خلق کرده که میتواند برای خانوادهها دلنشین باشد.

