مهمانی ناخوانده از کهکشان
نام انگلیسی: فیلم Sputnik
نام فارسی: فیلم اسپوتنیک
(ماهوارهای که توسط اتحاد جماهیر شوروی برای اولین بار در سال ۱۹۵۷ در فضا مستقر شد.)
محصول:۲۰۲۰ کشور روسیه
امتیاز: ۳ از ۴ – 〇⬤⬤⬤
نقد فیلم اسپوتنیک
روایات مربوط به فضا و مکاشفات انجام شده در کهکشان میتواند بهانهی خوبی برای برخی اهالی سینما باشد. آثاری علمی-تخیلی که با اندک دانشی واقعی در تلاش است قدرت تخیّل بشر را در این سبک به رخ کشیده و تمایل به ارائه اثری ماندگار داشته باشد. کهکشان و یافتههای دانشمندان پیرامون آن از دیگر اقمار و کُرات سوژههایی دلنشین خواهد بود، اگر پرداخت درستی شود و اجزای فیلم را با نظمی در کنار هم قرار داده باشد! حال فیلم اسپوتنیک نیز با تِم ترسناک و عمیتخیلیاش خواسته تا اثری مهیّج را به بینندگان عرضه کند.
در سال ۱۹۸۳ دو کیهاننورد در پی حادثهای مرموز تصمیم به فرود اضطراری روی زمین میگیرند. فضانورد دیگر کشته شده، یافت میشود و کنستانتین تنها بازماندهی این پیشامد تلخ است. او برای انجام تحقیقاتی تخصصی به مرکزی خصوصی برده میشود تا از دانش و آگاهیاش از فضا برای مقاصدی بهره برده شود.
او که هیچ خاطرهای را از گذشته خود به یاد ندارد با روانپزشکی بنام تاتیانا- اُکسانا اکینشانیا- جلسات مشاورهای را میگذراند و طی همین تحقیقات وجود موجودی در بدن کنستانتین فاش میشود. هیولایی که انگلوار در بدن کنستانتین به حیات خود ادامه میدهد و تغذیهی او چیزی جز ترس و وحشت انسان نیست. قربانیان که مملو از رعب و وحشت شدهاند از مواد مغذی این موجود هستند و روزبهروز هم به حجم این هیولا افزوده میشود؛ موجودی بسیار سهمگین و خشمناک. تاتیانا در تلاش است تا با ارتباط گرفتن و سخن گفتن با وی، بتواند بر او غلبه کند و آن را از بدن کنستانتین بدون مرگ وی بیرون کشاند.
فیلم اسپوتنیک را میتوان ملهم از فیلم بیگانه(۱۹۷۸) ردلی اسکات دانست؛ البته اثری نوآورانهتر و خلاقانهتر در برخی نماها و مواردی نسبت به فیلم مذکور. در باب ارتباط گرفتن تاتیانا با موجود بیگانه میتوان به ورود (۲۰۱۶) اشاره کرد. در فیلم ورود نیز اِمی آدامز در تلاش بود با درک و فهم زبان بیگانه با آن موجود سخن بگوید و از طریق نشانهها با او ارتباط برقرار کند. اما خب در اندک نماهایی میتوان به نقاط اشتراک این اثر و فیلم حاضر پرداخت.
فیلم اسپوتنیک دارای ریتمی کند است که اگر کشدار میشد میتوانست اعتباری که در اواخر فیلم بهدست آورد را بهراحتی از دست دهد. بیننده را با سردرگمی برای مدتها نگهداشته و به تدریج در پی تزریق اطلاعات به وی است که ریسک بالایی را میطلبید؛ چرا که برخی ماجراها و پرسشهای در ذهن مخاطب، با درنگ به بیننده پاسخ داده میشود. درجهی بیم و هراس بیننده با وجود و خلق این هیولا بالا رفته و سکانسهای مشمئزکننده و درعین حال ترسناک مواجههی هیولا با قربانی خود را میتوان از برترین نماها دانست.
سکانس جذاب دیگر نیز، درگیری بیگانه با تاتیانا، در پی ارتباط گرفتن با او است. میزانسن قوی در نماهایی به چشم آمد. استفاده و چینش مناسب از نورپردازی و صحنه و صدا و صد البته نقشآفرینی بازیگران از نکات مهم و برجسته در بعضی نماها محسوب میشود. از جملهی این مصادیق میتوان به فضای مخوف و هولناکی که در زمان تغذیهی جانور ایجاد شد، اشاره کرد؛ فضای ترسناکی که تداعیکنندهی جو و اتمسفر اتحاد جماهیر شوروی سابق طی همان سالها بود.
دیوارهای ضخیم که گوئی فریادِ بیگناهی را فریادرَس نیست. فیلم اسپوتنیک بیش از آنکه بخواهد وحشتناک باشد فیلمی مهیج بود که با دستمایه قرار دادن موجودی فضایی در تلاش برای به تصویر کشیدن داستانی گیرا و مورد قبول بود.

