تیزر تبلیغاتی هیوندای در ژانر اکشن
نام انگلیسی: Debt Collectors 2
نام فارسی: فیلم شرخرها ۲
محصول: ۲۰۲۰ کشور آمریکا
امتیاز: ۰ از ۴ – 〇〇〇〇
نام اسکات ادکینز برای دنبالکنندگان ژانر اکشنِ ارزان ناآشنا نیست. او از سال ۲۰۰۶ با سری اول فیلم شکستناپذیر توانست به نقش اول این نوع اکشنها بدل شود و در کنارش بهعنوان بازیگر نقش چندم در بعضی اکشنهای پرهزینه هم بازی کند. سیر فیلمهایی که او تا کنون بازی کرده نشان میدهد که قالب این آثار، نه بر اساس ژانر مورد نظر و ساختار روایی، بلکه تنهاوتنها روی آمادگی جسمانی و حرکات رزمی ادکینز استوار هستند. پس دلیلی نیست که بخواهیم فیلم شرخرها ۲ را هم بر اساس آنچه سینماست دنبال کنیم.
نقد فیلم شرخرها ۲
فیلم شرخرها ۲، در ادامهی فیلم قبلی با همان شخصیتهای «فرنچی» و «سو» دنبال میشود. از همان ابتدا با حضور پررنگ یکی از ماشینهای ساخت شرکت کرهای هیوندا متوجه میشویم که با یک تیزر تبلیغاتی بلند مواجه هستیم؛ روی بیلبوردها، شاتهایی از انواع دیگر این ماشین در خیابانها و دیالوگ شخصیتهای این فیلم دربارهی ماشین مورد نظر. با این تفاسیر نمیتوان از هر دری برای این فیلم نوشت و باید با ساختار یک تیزر تبلیغاتی در مورد آن حرف زد.
فیلم شرخرها ۲ ملغمهای از صحنههای مبارزه و تیراندازیست. در مورد ادکینز باید گفت که سعی داشته با اضافهکردن بعد کمدی به شخصیت خود تا حدی فیلم را برای مخاطب قابل تحمل کند. اما این تلاش قوامی ندارد و فیلم همان مسیر تیزر بودن خود را ادامه میدهد. در اینگونه فیلمها، شما شخصیتی را شاهد نیستید که توان داشته باشد – تا در موقعیت خلقشده – مخاطب را تحت تأثیر خود قرار دهد.
با هر برشی فقط شاهد دیالوگهای جدید و بیسروته و بهانهای برای ایجاد یک موقعیت اکشن هستیم. این دو شرخر قرار است تاوان کاری که در فیلم ۱ مرتکب شدهاند را پس دهند. اما نحوهی مواجههی آنها با واقعیت اصلی در حد دو تماس تلفنی و نبرد تنبهتن این دو است.
برای فیلمهای اکشن از این نوع، کمی آمادگی جسمانی و عدهای بدلکار و هر لوکیشنی در هر جایی لازم است تا کاراکترها به جان هم بیفتند. البته که باز هم قرار نیست به اکشنهای هنگکنگی نزدیک شوند. تنها کاری که کارگردان و فیلمنامهنویس باید انجام دهند ایجاد این لوکیشنها و میزانسنی شکننده است که در شلوغیِ زدوخورد بتوانند صحنهی چیدهشده را با شکستنیها از بین ببرند و بهنوعی جلوهی ویژهی صوتی ایجاد کنند.
شاید همان سهگانهی «شکستناپذیر» بهترین فرم این نوع اکشنها باشد؛ فیلمهایی که بهدرد نمایش نبردهای خیابانی نمیخورند و باید در لوکیشنی محدود مانند زندان سروته خود را هم بیاورند. نیازی به گرفتن راش از خیابانهای یک شهر و زحمت برای نوشتن دیالوگ نیست. بهاینگونه میتوانند بهتر در ذهن مخاطب علاقهمند به این ژانر بمانند. اما وقتی قرار باشد مانند دیگر فیلمها در سینما، خود را وارد تعامل با کاراکترهای شهری و اقشار مختلف کنند، باید در کادربندی منطقی دیگر آثار قرار بگیرند. وگرنه همهچیز در این آثار – حتی صحنههای اکشن – شبیه یک بازی کودکانه میشود.

