نام انگلیسی: فیلم 72 Hours
نام فارسی: فیلم 72 ساعت
محصول: ۲۰۲۶ – کشور آمریکا
ژانر: کمدی
ردهی سنی: ۱۵+
امتیاز: ۰.۵ از ۴
«فیلم 72 ساعت» بهجای ساختن شخصیتها و موقعیتهایی که بتوانند کمدی را از دل روایت بیرون بکشند، همهچیز را به تصادفهای فیلمنامهای، ضربآهنگی شلوغ و بداههپردازیهای تکراری کوین هارت میسپارد. تیم استوری جو را با اجبار به مهمانی مجردی گروهی جوان میفرستد، اما نه این ورود را باورپذیر میکند و نه از برخورد دو نسل به کمدی مؤثری میرسد؛ در نتیجه، فیلم حتی در تحقق ابتداییترین هدف خود، یعنی خنداندن مخاطب، شکست میخورد…
«تیم استوری» در طول سه دهه فیلمسازی خود بارها از بازیگران و کمدینهای شناختهشدهی سیاهپوست بهره برده است. در این میان، سهم «کوین هارت» از دیگران بیشتر بوده. بهنوعی، هنگامی که با فیلمی به کارگردانی استوری و بازی هارت مواجه میشویم، از پیش انتظار داریم تواناییهای فیزیکی و کلامی این کمدین درون موقعیتهایی متناسب به کار گرفته شوند؛ اما همکاری تازهی این دو نتیجهای کاملاً متفاوت دارد.
کوین هارت از آن دست کمدینهایی است که چه روی صحنه و چه مقابل دوربین میکوشد از تمام ظرفیت فیزیکی و کلامی خود برای انتقال کمدی به مخاطب بهره ببرد. بااینحال، در نظم تازهی شبکههای اجتماعی، تکیه بر شوخیهای کوتاه و لحظات وایرالشدنی به دامی تکراری برای او تبدیل شده است. «فیلم 72 ساعت» نیز بیش از آنکه شخصیت تازهای برای هارت بسازد، همان تصویر رسانهای و آشنای او را بار دیگر به کار میگیرد.
داستان با محوریت کامل کوین هارت، مخاطب را به ۷۲ ساعت از زندگی «جو» میبرد؛ مدیر تبلیغاتی چهلسالهای که باید برای یک برند نوشیدنی، تبلیغاتی متناسب با نسل جوان طراحی کند. کارگردان با اتفاقی تصادفی ماشهی روایت را میکشد: جو بهاشتباه وارد گروه گفتوگوی چند جوان میشود که قصد دارند برای برگزاری مهمانی مجردی یکی از دوستانشان به میامی سفر کنند.
ضربآهنگ فیلم 72 ساعت در همان ابتدا از کنشها و واکنشهایی که منطق روایت توان پذیرش آنها را دارد، جلو میزند. در نتیجه، اتفاقهایی که باید جو را به مهمانی مجردی گروهی غریبه بفرستند، واقعاً وصلهپینهشده به نظر میرسند. تیم استوری جهان فیلمش را نمیسازد؛ جو را شخصیتپردازی نمیکند، رابطهی او با دوستدخترش را شکل نمیدهد و ورودش به جمع جوانان بیستوچندساله را نیز به رخدادی باورپذیر تبدیل نمیکند.
حضور جو در این جهان، بیش از آنکه نتیجهی اتفاقهای درون داستان باشد، حاصل جبر فیلمنامه است. فیلمساز به هر زحمتی که شده او را به میامی میبرد تا با کنارهمگذاشتن مجموعهای از تصادفها، کمدی خود را بسازد.
اما فیلم 72 ساعت نه در پردهی نخست شکل میگیرد و نه در پردههای دوم و سوم جان میگیرد. کارگردان در سراسر روایت دستبهدامان بداههپردازیهای کوین هارت است؛ بداهههایی که گاهی نتیجه میدهند و بیشتر اوقات بیاثر باقی میمانند. گویی تصادف و شانس، بیش از آنکه در نقاط روایی فیلم نقشی داشته باشند، در ذهن نویسندگان و کارگردان حضور داشتهاند تا کل روایت را به بخت و بازی هارت بسپارند.
شوخی جو با شخصیت و لهجهی «ریکاردو مونتانا» نیز آنقدر تکرار میشود که فیلم امیدوار است مخاطب بالاخره در جایی بخندد. این شوخی شاید در نخستین شکلگیری خود تا اندازهای نتیجه بدهد، اما تکرارش در پردهی سوم دیگر چیزی به کمدی اضافه نمیکند. نکتهی مشخص این است که کوین هارت برای ساختن شخصیت جو زحمت چندانی نمیکشد و همان تیپ همیشگی خود را ارائه میدهد.
بازیگران اطراف او نیز نقشی مستقل در پیشبرد روایت ندارند و عمدتاً به دیالوگها، واکنشها و حرکاتی محدود میشوند که برای برجستهکردن شخصیت مرکزی طراحی شدهاند. بنابراین، تحمیلینامیدن کمدی فیلم سخن گزافی نیست.
در میان آثار سالهای اخیر تیم استوری، «سیاهشدن» نمونهای است که نشان میدهد این کارگردان هنگامی که برای ساختن شخصیتها و موقعیتهای کمدی وقت میگذارد، میتواند نتیجهای قابلاعتنا به دست آورد. اما او در همکاریهای اخیرش با ادی مورفی و کوین هارت، بار دیگر به ساختارهایی پناه برده که بیش از آنکه کمدی باشند، به سفرهای تبلیغاتی پرزرقوبرق شباهت دارند.
«فیلم 72 ساعت» برای تبدیلشدن به یک کمدی آخرهفتهای قابلتحمل، به بازنویسی اساسی نیاز داشت. مشکل فیلم را نمیتوان صرفاً به چند نقطهی عطف ناقص، تدوین، موسیقی، طراحی لباس یا انتخاب بازیگران محدود کرد؛ ضعف اصلی در ساختاری ریشه دارد که از مرحلهی فیلمنامه تا اجرای نهایی، هیچ تعریف روشنی از موقعیت کمدی ندارد. فیلمهای شلوغ و پرسرعت الزاماً کمدی نیستند. هنگامی که شخصیت، موقعیت و ضربآهنگ درستی وجود نداشته باشد، انباشت دیالوگ، تصادف و حرکت فقط مخاطب را از فیلم دورتر میکند.
شاید پرسش اصلی همچنان همان پرسش عنوان باشد: هدف از ساخت کمدی چیست؟ اگر پاسخ خنداندن مخاطب است، «فیلم 72 ساعت» حتی از رسیدن به ابتداییترین هدف خود نیز بازمیماند.

