نام انگلیسی: The Testament of Ann Lee
نام فارسی: فیلم وصیت نامه آن لی
محصول: ۲۰۲۵ – کشور آمریکا
ژانر: درام، موزیکال
ردهی سنی: ۱۵+
امتیاز: ۳.۵ از ۴
«فیلم وصیت نامه آن لی» زندگی زنی را روایت میکند که پس از چهار بار از دستدادن فرزندانش، رنج مادرنشدن را به رسالتی روحانی و میل به مادرانگی جمعی تبدیل میکند. مونا فستولد با فاصلهگرفتن از الگوی موزیکال کلاسیک، ایمان و شیفتگی شیکرها را در قالب رقصها و پرفورمنسهای نیایشگونه به تصویر میکشد و بدون تبدیل اَن لی به قدیسه یا مجنونی یکبعدی، مرز میان فقدان، مکاشفه و عطش برگزیدهبودن را بررسی میکند…
«مونا فستولد» هنگام ساخت فیلم قبلیاش، «فیلم دنیای پیش رو»، در جستوجوی سرودی متناسب با دورهی تاریخی داستان بود. در همین مسیر به سرود شیکری «خانهی زیبای مادر» رسید؛ قطعهای نوشتهی پَتسی رابرتس ویلیامسن، زن سیاهپوستی که از بردگی رهایی یافته بود و بیش از پنج دهه در جامعهی شیکرها زندگی کرد. کنجکاوی دربارهی این سرود، فستولد را به پژوهش دربارهی شیکرها، جوامع آرمانشهری و سرانجام زندگی اَن لی رساند. او در فیلم وصیت نامه آن لی، روایتی موزیکال و کنترلشده از زندگی زنی ارائه میدهد که خود را برگزیده میدانست.
فستولد بیش از هر چیز، وادادگی روحانی اَن لی را با نوعی شیفتگی به تصویر میکشد. به لحظهای توجه کنید که او همراه برادر و خواهرزادهاش در مراسم مذهبی شیکرها در منچستر شرکت میکند؛ دوربین فستولد انقلاب روحانی اَن را از طریق حرکات موزون، فریادها و بدنهایی به تصویر میکشد که خود را به آیین سپردهاند. فیلمساز برای پررنگکردن این تجربه، از ظرفیت موزیکال در دل آیینهای مذهبی شیکرها بهره میگیرد، نه از دیالوگهای آوازین. حتی گفتوگوهای کوتاه و آهنگین میان شخصیتها نیز محدود باقی میمانند و به اوجگیری یک صحنهی موزیکال کلاسیک منجر نمیشوند.
اما فیلم وصیت نامه آن لی، راوی نیز دارد. مخاطب به داستان زنی گوش میسپارد که گویی در حال ثبت و تصدیق رخدادهای زندگی قدیسهای در دل تاریخ است. این راوی همان «مری» است که از منچستر تا ایالات متحده همراه اَن لی بود. بااینحال، مری نه دانای کل است و نه راوی قابلاعتمادی برای یک روایت مستندگونه.
او گاه افسانههایی دربارهی مکاشفات روحانی اَن لی نیز به داستان اضافه میکند. لحن راوی متین و آرام است و برای آنکه اَن لی در مرکز قصه باقی بماند، حضور فیزیکی مری به حاشیهای امن رانده میشود. او روایت را از کودکی اَن آغاز میکند و تا زمان مرگش ادامه میدهد. مری در طول این مسیر آشکارا قضاوت نمیکند، اما با احتیاط و از خلال برخی جزئیات، مخاطب را وامیدارد دربارهی وضعیت روانی اَن لی قضاوت کند.
شخصیت اَن لی در این روایت، زنی را پیش چشم ما قرار میدهد که میکوشد برای زندگی خود در خانوادهای کارگری، هدفی والا بسازد. آشنایی او با جامعهی شیکرها این هدف را در شکلی انتزاعی در برابرش قرار میدهد. کارگردان بهخوبی این میل به معنا را وارد زندگی مشترک اَن میکند؛ زنی جوان که پیش از رسیدن به مکاشفهی روحانی، لذت جسمانی را در شکلهای مختلف آن تجربه میکند.
او در فیلم وصیت نامه آن لی چهار بار جنین خود را از دست میدهد و در یأس ناشی از مادرنشدن، مدتی به آسایشگاه روانی پناه میبرد. گویی اَن برای جبران فقدانی جسمانی میکوشد خود را به مادر معنوی همگان تبدیل کند. در نتیجه، در ذهن خود به برگزیدهای بدل میشود که باید برای یافتن مدینهی فاضلهی فرزندانش سفری تازه را آغاز کند.
فستولد در مسیر هجرت از کشور انگلستان به ایالات متحده، روایت را میان اَن لی و برادرش تقسیم میکند؛ از امید و اطمینان اَن برای رسیدن به آرمانشهرش تا وفاداری، تردید و سرانجام یقین برادر. اَن لی در فیلم وصیت نامه آن لی قرار نیست مسیری رستگارانه را طی کند و در طول آن با فراز و فرودهای متداول داستانی مواجه شود. او از همان آغاز و در دل جهان سرشار از یأس خود به یقین رسیده است. حرکت بیرونی شخصیت، نه برای یافتن ایمان، بلکه برای تحقق ایمانی است که پیشتر در ذهن او تثبیت شده است.
فستولد در درستترین نقاط فیلم وصیت نامه آن لی، مخاطب را همراه اَن لی و گروه شیکرها به خلسهای روحانی و رقصی آیینی میبرد. موزیکال او دقیقاً در همین لحظات از کالبد موزیکال کلاسیک بیرون میآید و به مجموعهای از پرفورمنسهای نیایشگونه تبدیل میشود. زاویهی دوربین، ترکیببندی قاب، نور، اصلاح رنگ و موسیقی، زیرمتن این رقصهای آیینی را به تاج روایت بدل میکنند. بازیگران و بهخصوص گروه پرفورمنس، در این قابها با هماهنگی کامل، مخاطب را در برابر رقص موزونی از شیفتگی قرار میدهند.
بااینحال، تفاوتی اساسی میان فیلم وصیت نامه آن لی و روایتهای مذهبی متداول وجود دارد: فستولد از معنادادن قطعی و قدسی به این آیین فاصله میگیرد. او هدف خود را بهروشنی برای مخاطب مشخص میکند؛ روایت فرقهای که در میان دیگر فرقههای مذهبی شکل گرفته است. در قابهای فستولد زنی را میبینیم که مادرانگی را میپرستد و برای رهایی از رنج فقدان چهار فرزندش، تصمیم میگیرد مادر دیگران نامیده شود. او در فرقهی خود نزدیکی جسمانی را گناهی بزرگ میداند تا بدون نیاز به تولد کودکی از رحم، فرزندانی را با آیین و باورهای خود پرورش دهد.
«فیلم وصیت نامه آن لی» زمانی به بهترین شکل عمل میکند که میان ایمان، بدن، رنج و پرفورمنس فاصلهای باقی نمیگذارد. فیلمساز نه اَن لی را به قدیسهای بیچونوچرا تبدیل میکند و نه با نگاهی سادهانگارانه او را صرفاً زنی مجنون مینامد. او اجازه میدهد فقدان شخصی، میل به مادرانگی و عطش برگزیدهبودن، در کنار یکدیگر تصویری پیچیده از زنی بسازند که برای غلبه بر رنجهایش، جهانی تازه و فرزندانی معنوی برای خود خلق کرد.

