صفحه اصلی > نقد فیلم : نقد فیلم آخرین تانگو در پاریس | Last Tango in Paris 1972

نقد فیلم آخرین تانگو در پاریس | Last Tango in Paris 1972

فیلم آخرین تانگو در پاریس

نام انگلیسی: فیلم Last Tango in Paris

نام فارسی: فیلم آخرین تانگو در پاریس

محصول: ۱۹۷۲ – کشور ایتالیا، کشور فرانسه

ژانر: درام، عاشقانه

رده‌ی سنی: ۱۷+

امتیاز: ۳.۵ از ۴

بهانه‌ی ورود به فیلم آخرین تانگو در پاریس اثری با نام «ماریا بودن» است که در سال ۲۰۲۴ منتشر شده است. پیش از ورود به آن اثر که در باب ماریا اشنایدر، بازیگر فیلم آخرین تانگو در پاریس» است، بهتر دیدیم ابتدا وارد اثر برتولوچی شویم. برناردو برتولوچی در این فیلم هفتمین اثر بلند سینمایی خود را تجربه می‌کرد. روایت او از همان تیتراژ ابتدایی مخاطب را درگیر تضاد رنگ‌ها و لمس تن همچون آثار «فرانسیس بیکن» می‌کند.

فیلم آخرین تانگو در پاریس روایتگر دو شخصیت و دو زندگی است؛ مردی ۴۸ ساله با نام «پل» که به تازگی همسر خود را در اثر خودکشی از دست داده و دختری ۱۹ ساله با نام «ژان» که درگیر رابطه‌ی پیچیده‌ای با دوست‌پسر خود، «تام»، است. برتولوچی از همان شات ابتدایی این دو را در خیابان‌های مسیر دچار نوعی پس و پیش شدن از کنار یکدیگر می‌کند و در نهایت در آپارتمانی که هر دو برای اجاره به آنجا وارد می‌شوند داستان را وارد مسیر اصلی خود می‌کند.

شاید قبل از تماشای فیلم آخرین تانگو در پاریس بد نباشد که همان چند تابلوی ابتدایی بیکن را در تیتراژ فیلم مرور کنید. با دیدن این قاب‌هاست که ساختار بازی «مارلون براندو» و در هم تنیدن‌های‌اش در این فیلم معنایی ورای یک اکت ساده پیدا می‌کنند.

برتولوچی علی‌رغم اینکه سعی دارد از طریق موسیقی سیاهی درون روایت و غم کاراکتر پل را بکاهد، اما باز هم با قصه‌ای که ارائه می‌دهد سوگ، فقدان، حس حماقت و در نهایت فرار پل به خوبی قابل درک است. پل مردی است که می‌دانسته زن‌اش دائم در حال خیانت به اوست، اما گویی رابطه‌ی عاشقانه‌ی او و «رزا» باعث شده او پس از مرگ این زن دچار فروپاشی روانی شود.

به همین سبب است که او از ژان درخواست می‌کند که دنیای بیرون از دیوارهای آن آپارتمان را فراموش کنند و برای یکدیگر بدون نام باقی بمانند. پل درون ژان گویی هم‌زمان در حال انتقام از رزا و پرورش کالبدی دیگر است تا بتواند بار دیگر عشق را در آغوش بگیرد. آنچه در این فیلم شاهد هستیم دست و پا زدن‌های این مرد است برای بازیابی زندگی بیرون از رنج فقدان و شکست و تحقیر.

نقد و بررسي فيلم ماشینیست | عذاب وجدان
بیشتر بخوانید

از آن‌سو کاراکتر ژان نیز دختری جوان و بی‌هدف با دوست‌پسری است که گویی برتولوچی هر دوی آن‌ها را همان کودک‌های بزرگ‌شده‌ای تعریف می‌کند که هنوز هیچ درکی از دنیای بی‌رحم بیرونی ندارند. برتولوچی در طول روایت خود سعی دارد با متوسل کردن دو کاراکتر ژان و پل به لذت‌گرایی صرف درون دیوارهای آپارتمان هر آن چیزی را که هر دو سوی ماجرا در پی‌اش هستند به آن‌ها هدیه دهد؛ رهایی از فقدان و بلوغ.

آقای برتولوچی در بخش پایانی داستان سعی دارد مخاطب را درگیر عریانی هر دو سوی ماجرا کند؛ پل که از رنج فقدان همسرش رهایی یافته و حال سعی دارد با هویت واقعی خود و بیرون از دیوارهای آن آپارتمان دست‌پروده‌ی ۱۹ ساله‌اش را در آغوش بگیرد و  از آن‌سو ژان که هدیه‌ی بلوغ را دریافت کرده و دیگر سعی دارد واقعیت ظاهری و عریان اختلاف سن خود و ژان را بپذیرد و به‌سوی زندگی مستقل‌اش گام بردارد. تلاقی این دو در پایان داستان آن تعقیب و گریز زیبا را رقم می‌زند و به‌یک‌باره نفس‌های کند و مقطعی روایت ضربآهنگ بالایی می‌گیرد تا در نهایت در جایی چراغی خاموش شود.

در فیلم آخرین تانگو در پاریس ترکیب رنگ زیبای متناسب با قاب‌های بیکن آن‌قدری تضاد را در روایت عیان می‌کند که گویی درون فضای خاکستری پاریس به‌یک‌باره در میان رنگ‌های گرم محاصره می‌شویم. برتولوچی در این اثر با موتیف کردن حرکات پن و تیلت و بازی با این دو حرکت دوربین تغییرات را در دو کاراکتر خود به‌خوبی تصویر می‌کند. فیلم آخرین تانگو در پاریس از آن دست آثار موفقی در سینماست که به‌سبب آنچه در مرور فیلم بعدی خواهیم گفت مورد هجمه‌ی سلبریتی‌های هالیوودی قرار گرفته است؛ در چه دوره‌ای؟ دهه‌ی ۲۰۱۰!

دیدگاهتان را بنویسید

سیزده − 8 =