نام انگلیسی: فیلم Passenger
نام فارسی: فیلم مسافر
محصول: ۲۰۲۶ ـ کشور آمریکا
ژانر: دلهره
ردهی سنی: ۱۶+
امتیاز: ۲.۵ از ۴
«آندره اوردال»، فیلمساز کشور نروژی، در دو دههی اخیر میان دو مسیر حرکت کرده است: بازخوانی افسانهها و اسطورههای نروژی و ساخت سینمای وحشت. بااینحال، او در مسیر دوم به هویت سینمایی روشنتری رسیده است. اوردال در دلهرههایش بهخوبی میداند چگونه ترس را بر مخاطب آشکار کند؛ ترسی کلاسیک متشکل از جامپاسکرهای بهجا، تعلیقهای طولانی، کاشت عناصر ماورایی و چهرهپردازیهایی متناسب با جهان اثر. او بازی با نور و سایه را چنان خوب میشناسد که مخاطب در فیلمهای دلهرهآورش ناگزیر به واکنشهایی از جنس اضطراب، هیجان و ترس میرسد. در مرور فیلم «آخرین سفر دمتر» نیز به ذکاوت این کارگردان در بهرهبردن از کلیشههای سینمای وحشت اشاره کرده بودیم.
یک دلهرهی کلاسیک مؤثر به افتتاحیهای نیاز دارد که مخاطب را با هیولا یا شیطان داستان و شیوهی تعاملش با شخصیتها آشنا کند. اوردال در فیلم مسافر یکی از همین افتتاحیههای کمنقص را در هشت دقیقه به مخاطب ارائه میدهد. ابتدا عبارتی دعایی از سنت کریستوفر، قدیس حامی مسافران، روی صفحه ظاهر میشود و سپس وارد سفر جادهای دو مرد میشویم. موسیقی، نور، برشها، جامپاسکرها و تکرار شبحوار حضور شیطان در حاشیهی جاده، بهخوبی در کنار هم قرار گرفتهاند تا مخاطب سینمای دلهره بدون تردید وارد مسیر اصلی داستان شود.
افتتاحیه و عبارت ابتدایی فیلم، انتظار یک تعقیبوگریز جادهای یا گرفتارشدن در تلهای میان راه را ایجاد میکنند. کارگردان نیز این مسیر را با زوج «تایلر» و «مدی» ادامه میدهد؛ زوجی که به اصرار تایلر تصمیم گرفتهاند وارد زندگی کمپرنشینی شوند و بخشی از آیندهی خود را در جادهها سپری کنند. داستان رسمی فیلم نیز از زوجی سخن میگوید که پس از توقف در محل یک تصادف مرگبار، متوجه میشوند حضور شیطانیای با آنان همراه شده است.
اوردال در این بخش با حوصله مخاطب را در برابر زندگی این زوج قرار میدهد و برای شخصیتپردازی هر دو نفر زمان صرف میکند. او با پرشی ششماهه، ابتدا خستگی مدی از این سبک زندگی را به تصویر میکشد و سپس بهتدریج فیلم مسافر را همچون مهمانی شیطانی و ناخوانده وارد داستان میکند.
ورود شیطان به فیلم مسافر بسیار دلهرهآور است. اوردال در آثار گذشته نیز نشان داده که چگونه میتواند از ظرفیت موجودات ماورایی برای ایجاد تعلیق بهره ببرد. در این فیلم نیز مدی ناگهان اسیر توهمی القاشده از سوی این موجود میشود. تصمیم درست کارگردان، حفظ تعلیقی طولانی در معرفی شیطان است؛ حضوری که نه بهطور کامل دیده میشود و نه قواعدش بهروشنی در اختیار مخاطب قرار میگیرد.
این توهم تزریقشده به ذهن مدی بهآرامی گسترش پیدا میکند تا در بزنگاهی او را در چنگ شیطان ببینیم. بدون شک، ورود «مسافر» به زندگی این زوج، همانند افتتاحیهی فیلم، شوکهکننده و تأثیرگذار است. اوردال در این مرحله هنوز میداند چه مقدار از هیولا را نشان دهد و چه بخشی از آن را در تاریکی، صدا و ذهن شخصیت پنهان نگه دارد.
مشکل اصلی فیلم مسافر از نیمهی دوم پردهی دوم و در تمام پردهی سوم خودنمایی میکند. در «آخرین سفر دمتر» نیز دیده بودیم که چگونه بخش پایانی روایت به تعقیبوگریزهایی کشدار و پر از حفرههای منطقی تبدیل میشد. اوردال در «مسافر» نیز در همان چاله گرفتار میشود.
شیطان فیلم مسافر در این مرحله صرفاً موجودی آزارگر باقی میماند و فقدان پیشینه، انگیزه و قواعدی مشخص، بهتدریج از هیبتش میکاهد. افتتاحیه و ورود او به زندگی مدی و تایلر، موجودی را وعده میدهند که همچون بختکی جادهای بر زندگی مسافرانی مینشیند که برای کمک به قربانیان قبلیاش توقف کردهاند. اما فیلم در ادامه نمیتواند این ایدهی جذاب را گسترش دهد.
راهنماییهای دیگر کمپرنشینها و تحقیقات مدی نیز نمیتوانند قواعدی را که بخش نخست وعده داده بود، روشن کنند. مشخص نمیشود فیلم مسافر چگونه قربانیانش را انتخاب میکند، حدود قدرتش چیست و چرا در موقعیتهای مختلف رفتاری متغیر دارد. ابهامی که ابتدا به سود ترس عمل میکرد، کمکم جای خود را به بیمنطقی میدهد.
درنتیجه، شیطانی که در آغاز بیشتر حضوری ذهنی، نامرئی و گریزناپذیر داشت، بدون زمینهسازی کافی کالبدی از گوشت و خون به خود میگیرد. این تغییر نه به گسترش اسطورهشناسی موجود کمک میکند و نه بر ترس میافزاید؛ تنها راهی فراهم میآورد تا مدی و تایلر، به کمک مصونیتی روایی و غیرقابلباور، او را به قعر جهنم بازگردانند.
اوردال به همین راحتی داستان جذاب خود را به تعقیبوگریزی جادهای، آسانگیر و کممنطق تبدیل میکند. فیلمی که در ابتدا از ناشناختهبودن شیطان نیرو میگرفت، در پایان با جسمانیکردن و توضیحندادن او، مهمترین سرچشمهی ترس خود را از بین میبرد.
آنچه پس از پایان فیلم مسافر باقی میماند، چیزی جز حسرت شروعی قدرتمند و پایانی ناامیدکننده نیست. اوردال در بخش نخست بهخوبی از ظرفیتهای بصری و صوتی یک دلهرهی کلاسیک استفاده میکند تا مخاطب را پای اثرش میخکوب نگه دارد؛ اما در ادامه، پلهپله آن شروع قدرتمند را زیر سایهی بیمنطقی ظهور، حضور و شکست شیطان قرار میدهد.
فیلم مسافر راه ایجاد ترس را میشناسد، اما نمیداند آن ترس را چگونه تا انتهای جاده همراه خود نگه دارد.

