نام انگلیسی: Forbidden Fruits 2026
نام فارسی: نقد فیلم میوه های ممنوعه
محصول: ۲۰۲۶ – کشور آمریکا
ژانر: دلهره، کمدی
ردهی سنی: ۱۶+
امتیاز: ۱.۵ از ۴
برخی روایتها چنان رنگولعاب دلنشین و بافت نرمی دارند که پس از پایان فیلم مدام در ذهن مرور میشوند. با این حال، همین روایتها ممکن است درون درونمایههای خود غرق شده باشند. فیلم جدید «مردیث الووی» در همین ساختار، مخاطب را با لذت و حسرتی توأمان همراه میکند. فیلم او روایتی کاملاً زنانه و برآمده از تروماهای چهار دختر جوان است که در دنیای پیرامون خود گم شدهاند؛ دنیایی مملو از حس انتقام، سرکوب جنسی، عشق و در نهایت رنج فقدان.
موسیقی فیلم میوه های ممنوعه از همان ابتدای روایت همراه با کاراکترها پیش میرود، اما اصرار فیلمساز بر نشاندن آن روی تصاویر—چه برای انتقال کمدی و چه برای نمایش واپاشی روانی کاراکترها—بهتدریج به کاری عبث بدل میشود. زمانی که موسیقی بالاتر از تصویر میایستد، گویی کارگردان میکوشد از طریق آن چیزی را به مخاطب منتقل کند که درون قاب شکل نگرفته است.
در فیلم میوه های ممنوعه نیز موسیقی بیش از آنکه مکمل فرم باشد، استخوانبندی آن را در هم میشکند؛ ضعفی که فیلترهای تصویری و بالا و پایین بردن غلظت و شفافیت رنگها نیز نمیتوانند پنهانش کنند.
فیلم میوه های ممنوعه حول گروهی دخترانه شکل میگیرد که در یک لباسفروشی واقع در مرکز خریدی در دالاس مشغول به کار هستند. از همان ابتدا، عنوان فیلم و نامهای میوهای این دختران از شکلگیری فرقهای مرموز میان آنها خبر میدهند. کارگردان مدام میکوشد از طریق «اپل»، مخاطب را با مناسبات این فرقه و نگاه متکبرانه و سلطهجویانهی رهبر آن درگیر کند.
هرچه روایت پیش میرود و «پامپکین» وارد گروه میشود، روی دیگر زندگی این دختران نیز آشکار میشود؛ اما مردیث الووی در این آشکارسازی ناتوان است. او تمام تلاش خود را میکند تا محور روایت را روی لباسفروشی و شبهایی متمرکز نگاه دارد که دختران در آن سپری میکنند. در نتیجه، زندگی بیرونی آنها به چند مکالمهی تلفنی و پارهگفتوگوهایی میان خودشان تقلیل پیدا میکند.
محدودماندن روایت در فروشگاه از خاستگاه نمایشی متن برآمده است، اما الووی نمیتواند این محدودیت صحنهای را به امکانی سینمایی تبدیل کند. اصرار او بر فشردهکردن روایت در فضای مرکز خرید، داستان را لاغر و نحیف نگاه میدارد. کارگردان قادر نیست خشم و نفرت درونی اپل را که از رابطهی آسیبزای او با پدر، عذاب وجدان و میل به انتقام برآمده است، به تصویر بکشد.
او حتی میتوانست فیلم میوه های ممنوعه خود را در یک شب خلاصه کند و روزهای هدررفتهی پردهی دوم را به فلشبکهایی موجز و کاربردی بسپارد تا دغدغهها و گرههای روانی این دختران بیشتر داستان را از آن خود کنند. اما این اتفاق رخ نمیدهد و اجزای فرم روایی از میان درزهای متعدد به یکدیگر متصل نمیشوند؛ در نتیجه داستان هرگز به شکل واحدی نمیرسد.
فیلم جدید مردیث الووی از تکنیک بصری قابلاعتنا، انتخاب بازیگران مناسب، اجرای پذیرفتنی، اصلاح رنگ چشمگیر و پارودیهای لحظهای جذابی از دنیای فشن برخوردار است. هر یک از بازیگران نیز بهخوبی در کالبد کاراکتر خود قرار گرفتهاند. با این حال، فیلم میوه های ممنوعه ساختار روایی قابلاتکایی ندارد. بسیاری از دغدغههای کارگردان که قرار بوده در کالبد هر یک از این چهار دختر حلول پیدا کنند، تا پایان روایت چیزی جز چند پارهدیالوگ تکخطی—آن هم در پردهی سوم—بروندادی ندارند.
داستان مردیث الووی بهراحتی میتوانست به یکی از روایتهای زنانه و تأثیرگذار سالهای اخیر تبدیل شود. او در این اثر نشان میدهد که مؤلفههای اسپلتر و دلهرهی ابزورد را بهخوبی میشناسد. صحنهی درگیری و کشتار در پردهی سوم مؤید همین مسئله است، اما این گذرهای تکنیکی در قاب نمیتوانند جای خالی داستانی منسجم را پر کنند. فیلم میوه های ممنوعه درونمایههای متعددی برای مطرحکردن دارد، اما داستانی ندارد که بتواند بار آنها را به دوش بکشد. بههمین سبب، هرقدر فیلمساز میکوشد توپ پنچر روایت را باد کند، بدون ترمیم درزهایش هرگز به شکل واحدی نمیرسد.

