نام انگلیسی: فیلم The Wrecking Crew
نام فارسی: فیلم گروه تخریب
محصول: ۲۰۲۶ – کشور آمریکا
ژانر: اکشن، هیجانانگیز
ردهی سنی: ۱۴+
امتیاز: ۲ از ۴
نقد فیلم گروه تخریب «آنخل مانوئل سوتو»: سومین اثر بلند این کارگردان با حضور دیو باتیستا و جیسون موموآ یک فیلم اکشن تجاری قابل رویت اما بدون عمق است.
• فیلم گروه تخریب با روایتی از دو برادر (جانی و جیمز) آغاز میشود که با موسیقی پرشور، اکشن و درگیریهای ترومایی را با زبانی روان اما سطحی روایت میکند.
• با انتخاب بازیگران توانمند، سوتو سعی در تلفیق کمدی و اکشن دارد، اما عدم هماهنگی ریتم بین بازیهای دو بازیگر اصلی در صحنههای کلیدی حسرسانی را دشوار میکند.
• در نهایت، فیلم گروه تخریب با وجود طراحیهای اکشن اغراقآمیز و صحنههای سرگرمکننده، به دلیل تمرکز صرف بر جنبههای تجاری و عدم پرداخت عمیق به شخصیتها، اثری متوسط باقی میماند.
«آنخل مانوئل سوتو» با «پادشاهان شهر افسون» ما را امیدوار کرد، با «سوسک آبی» همهچیز را خراب کرد و حال در سومین اثر بلند و تجاریاش یعنی فیلم گروه تخریب طی این پنج سال توانسته اکشنی حداقل قابل دیدن را به مخاطب ارائه دهد. انتخاب «دیو باتیستا» و «جیسون موموآ» برای این فیلم بهخودیخود انتخاب پر از ریسکی محسوب میشود. اما سوتو این ریسک را به جان خریده و وارد روایت شده است.
سوتو در فیلم گروه تخریب بازی نرم و زیبایی با موسیقی متن و ترانههای انتخابی دارد. شاید یکی از المانهای ماندن مخاطب درون این اثر شروع داستان با «بهشت» از « Guns N’ Roses» باشد؛ ضربآهنگی که روی تصویر فرار مردی لنگان میان بازاری شلوغ و در ادامه تصادف او، مخاطب را پابهپای تصاویر پیش میبرد تا با همین سیلی ابتدایی به درون زندگی دو برادر با نامهای «جانی» و «جیمز» برود.
شاید باتوجهبه خواست کارگردان برای ارائهی روایتی صرفاً تجاری، انتظار ما مبنی بر عمق بیشتر کاراکترها کمی بیانصافی باشد. اما سوتو دست از سر این چاه عمیق روایی برنمیدارد و ما را مجبور به غور کردن در چاه نیمهپر داستانش میکند. او در این فیلم همسر جیمز را مشاور روانشناسی معرفی میکند و هر دو برادر را درگیر تروماهایی وحشتناک از گذشتهاشان کرده است.
در طول روایت نه یکبار، بلکه چندین بار و در پردههای مختلف روایی در حال شنیدن دیالوگهایی در باب این تروماها و توصیههای روانشناسانهی همسر جیمز به این دو برادر هستیم. مگر میشود با این تکرارها به کارگردان و عدم ورودش به دنیای ذهنی این دو برادر خرده نگرفت. این خردهگرفتنها زمانی با حسرت همراه میشوند که به شیمی بین موموآ و باتیستا توجه میکنیم.
انتخاب هر دو بازیگر نقش اصلی برای فیلم گروه تخریب پر از ریسک بوده است. کارگردان از یکسو سعی کرده دو کاراکتر بزنبهادر را پرداخت کند و از سوی دیگر نیز قرار است بارقههای کمدی را به درون روایتش تزریق کند تا صرفاً شاهد یک اکشن انتقامی و پر از خون نباشیم. موموآ تا پیش از این هم نشان داده که میتواند با این ساختار تلفیقی خود را وفق دهد. باتیستا نیز در آثاری چند توانایی خود را در پرداخت کمدی-اکشن نشان داده است. اما مشکل در اینجا نه شیمی بین دو بازیگر بهعنوان دو برادر است و نه کمدی-اکشن روایت. در اینجا ضربآهنگ کنش و واکنش دو بازیگر روایت را از تک و تا میاندازد.
اینکه سوتو دائم از زبان جیمز رجز میخواند و هیچگاه این رجزخوانی را به آن چیزی که در ذهن مخاطب کاشته نزدیک هم نمیکند اشکال بزرگیست. از سوی دیگر ریتم بالای فیلم گروه تخریب بازی موموآ و ریتم پایین بازی باتیستا حداقل پس از اتاق تدوین از همان ابتدا در نظر مخاطب مشهود است. بههمین سبب است که این زوج بهراحتی میتوانستند در دنیایی با ضربآهنگ پایینتر، اکشن کمتر و غوطهورشدن درون تروماهای زندگیاشان بیشتر و بیشتر در ذهن مخاطب باقی بمانند. اما این اتفاق رخ نمیدهد و تصمیم سوتو فقطوفقط خلق اکشنی تجاری و سرگرمکننده است.
به این تصمیم سوتو نباید خرده گرفت، چرا که او بالاخره با وجود اغراق بیشازحد در صحنههای اکشن و طراحیهای بعضاً نامتناسب در جاگیری دوربین برای صحنههای اکشن پایانی توانسته مخاطب خود را سرگرم کند. این سرگرمشدن هم بهسبب ریسک او در انتخاب بازیگر و صد البته شیمی قابل شهود بین بازیگران اصلی است. سوتو کارگردان قابل احترامیست و این را بهخوبی از فیلم «پادشاهان شهر افسون» میتوان دریافت، اما انتخابهای صرفاً تجاری برای درونمایههای قابل اعتنا و واکاوی باعث میشود او در برزخ کارگردانهای متوسط دستوپا بزند.

