عبدل احد احمدزاده، نویسنده و داستانپرداز مهاجر معاصر افغانستانی، در چهاردهم فروردین ۱۳۵۳ (روز چهاردهم از ماه چهارم سال ۱۳۵۳ شمسی) در شهر کابل، افغانستان، در خانوادهای متوسط به دنیا آمد.
دوران کودکی و نوجوانی عبدل احد احمدزاده در افغانستان
سال تولد او مصادف بود با تحولات بزرگ سیاسی در افغانستان؛ سالی که نظام پادشاهی با کودتا به جمهوری تبدیل شد. او ده سال اول زندگیاش را در کابل گذراند و در این دوره شاهد سه کودتا — هم کودتاهای نرم و هم سخت — بود. آخرین کودتا منجر به اشغال افغانستان توسط نیروهای شوروی سابق شد. با ورود ارتش سرخ، جنگ داخلی شعلهور گردید و جو اختناق و فشارهای سیاسی-مذهبی حاکم شد. خانواده احمدزاده مانند بسیاری از هموطنان مجبور به مهاجرت شدند و در سالهای ابتدایی جنگ ایران و عراق به ایران آمدند.
مهاجرت به ایران، تحصیل و ورود به دنیای کار
دوران مدرسه در ایران بهطور طبیعی سپری شد. علاقه شدید او به ورزش، بهویژه فوتبال، در سالهای جوانی برجسته بود. دیپلم تجربی را با معدل خوب گرفت و مرحله اول کنکور سراسری را نیز با موفقیت پشت سر گذاشت، اما شرایط اقتصادی خانواده اجازه ادامه تحصیل را نداد. او ناچار به کار روی آورد و پس از سه سال کارگری، صاحب کسبوکار خودش شد. هرچند موفقیتهایی در عرصه اقتصادی کسب کرد، اما محدودیتهای قانونی ناشی از وضعیت مهاجرتی مانع پیشرفت بیشتر شد. تشدید مشکلات اقتصادی در ایران نیز او را تحت تأثیر قرار داد و همچنان بهعنوان اجارهنشین زندگی میکند.
بازگشت به ادبیات و فعالیتهای ادبی
عبدل احد احمدزاده از نوجوانی (شانزدهسالگی) به نوشتن علاقهمند شد. دو داستان اولیهاش — یکی درباره جبهه جنگ افغانستان و دیگری درباره دختری همسایه — جرقهای برای این علاقه بود. او اتودهای متعددی نوشت، اما روزمرگی و سختی زندگی او را برای سالها از این مسیر دور کرد.
در دهه سوم زندگی، پس از پنج سال ازدواج و داشتن یک فرزند دختر، و زمانی که اوضاع مالی خانواده تا حدی سامان گرفت، دوباره به ادبیات داستانی بازگشت. در تمام این سالها عبدل احد احمدزاده، خواندن رمانهای برجسته و تماشای فیلم را ادامه داد. او با کانون ادبیات ایران و استاد محمد رضا گودرزی آشنا شد و بهصورت جستهگریخته در دورههای آموزش و نقد داستان شرکت کرد. بعدها تحت آموزش حرفهای استاد رضا حقی قرار گرفت و توانست مهارتهای خود را به سطح بالاتری برساند.
مجموعه داستان «زردکوه»
در دهه پنجم زندگی، عبدل احد احمدزاده موفق به انتشار اولین مجموعه داستان کوتاه خود با عنوان «زردکوه» شد. این کتاب شامل ۹ داستان کوتاه در ژانر درام اجتماعی است که هر داستان بازتابی از مشکلات اجتماعی و دغدغههای فکری نویسنده است:
- زردکوه: روایت دختری که به دلیل سنتهای قومی به دست پدر و برادرانش به مرگ محکوم میشود.
- سایه: داستان دختری معترض که پس از آزادی از زندان، رابطهای عاشقانه با بازجویش شکل میگیرد.
- برف سرخ: ماجرای مردی درمانده که برای تأمین هزینه دارو دست به سرقت بانک میزند.
- پیکرتراش: فانتزی ذهنی درباره مردی که عشقی ابدی را با چوب برای خود میتراشد.
- جاده کرج: مواجهه با پدیده کارگری، ناکارآمدی اقتصادی و مهاجرت.
- سنگر: قصه جوانی عاشق که در خط مقدم جنگ آرزوهایش بر باد میرود.
- کاروان سیاه: برگرفته از تجربه شخصی نویسنده از فقدان و مرگ عزیزان و تأثیرات روانی بلندمدت آن.
- ماهی قرمز کوچولو: روایت جوانی اسیر خواستههای درونی و خفقان محیط خانوادگی.
- من کیستم؟: واکاوی هویتی فردی که سالها معیشت او را از دلمشغولی اصلیاش دور کرده بود.
عبدل احد احمد زاده تأکید دارد که بدون آموزشهای دقیق و حرفهای استاد رضا حقی، نگارش داستانهای کوتاه اصولی برایش ممکن نبود. او اکنون در حال نگارش اولین رمان خود با هدایت و راهنمایی همین استاد است.

