صفحه اصلی > نقد فیلم : نقد فیلم یک داستان عاشقانه 2020

نقد فیلم یک داستان عاشقانه 2020

فیلم یک داستان عاشقانه

تا کی دوام خواهند آورد؟

نام انگلیسی: Theatre: A Love Story
نام فارسی: تئاتر: یک داستان عاشقانه
محصول: ۲۰۲۰ کشور ژاپن
امتیاز: ۳ از ۴ – 〇⬤⬤⬤

نقد فیلم یک داستان عاشقانه

پاهایی که عبور می‌کنند. بی‌صدا. «ناگا-تا» صدای خودش را می‌شنود: «تا کی دوام میارم» و پیرامون‌اش را بی‌صدا و در هاله‌ای از ابهام می‌بیند. او درحالت گیجی و خلأ در گوشه‌ی خیابان نشسته است. با موهای درهم و لباس‌هایی آشفته. به پاهایی که می‌گذرند نگاه می‌کند و اما چیزی نمی‌بیند. سپس از جای برمی‌خیزد و در خیابان به راه می‌افتد. حالا صدای ازدحام جمعیت و باد به گوش می‌رسد.

ماشین‌هایی که عبور می‌کنند و جمعیتی که بی‌اعتنا از کنارش می‌گذرند. پشت ویترین یک مغازه نقاشی‌ای توجه‌اش را جلب می‌کند. نمی‌تواند واضح آن را ببیند. خم شده و با دقت به تصویر نگاه می‌کند. دختر جوانی توجه‌اش به او جلب می‌شود، او هم خم می‌شود تا تصویر را ببیند. ناگاتا برمی‌گردد و به دختر خیره می‌شود. دختر به او لبخند می‌زند. کفش‌های آن دو شبیه هم هستند.

فیلم یک داستان عاشقانه شرح حال ناگاتاست از زبان خودش. او از احساسات، کمبودها، حسادت‌ها و ترس‌های‌اش می‌گوید. او عاشق «ساکی»‌ست، اما توان گفتن‌اش را ندارد. همه چیز می‌گوید جز آنچه باید. ناگاتا احساسات‌اش را بیشتر مخفی می‌کند و حرف‌های‌اش را بیشتر می‌خورد. او در آرزوی نوشتن نمایش‌نامه و یافتن جایی‌ست برای ابراز احساسات‌اش است.

او بلد نیست احساس خود را نشان دهد. ناگاتا حرف نمی‌زند. او بلند بلند برای ما فکر می‌کند و ساکی حرف‌های‌اش را نمی‌تواند بشنود، اما می‌تواند بفهمد اینکه ناگاتا تلاش می‌کند تا او را خوشحال کند یا چیزی برای‌اش می‌خرد خود معنی دوست داشتن دارد. ساکی همه را می‌بیند و می‌فهمد.

او به‌واقع ناگاتا را درک می‌کند و در برابرش همیشه مهربان است و این مهربانی و درک شدن و ابراز آنها توسط ساکی ناگاتا را خشمگین می‌کند. ناگاتا که خود ناتوان از ابراز احساسات است از این همه درک‌شدن تنفر دارد و به مقابله با آن برمی‌خیزد. او عاشق ساکی‌ست و در عین حال از او متنفر است.

در جای جای فیلم یک داستان عاشقانه ما خود را به جای ساکی و ناگاتا می‌توانیم بینیم. ما چقدر حرف نگفته داریم و احساساتی که فقط در ذهن ما هستند و صداشان بلند نمی‌شود؟ داستان بیش از آنکه از عشق ساکی و ناگاتا حرف بزند، از کمبودها و نداشته‌های انسان‌هایی حرف می‌زند که هرگز یاد نگرفتند چگونه می‌شود احساسات را به کلام آورد. و این نفهمیدن و ندانستن حتی در دانستن احساسات خودِ آدمی هم اثر دارد. آیا ناگاتا خود را می‌شناسد؟ آیا او احساسات‌اش را درک می‌کند؟ این همه خشم از کیست و برای چیست؟

«ایسائو یوکیسادا» کارگردان فیلم یک داستان عاشقانه که پیش از این نیز فیلم‌های‌اش در جشنواره‌های فراوانی منتخب شده‌اند، با اثر جدید خود بیننده را با درامی تلخ و واقعی مواجه می‌کند و از همان ابتدا با قابی که می‌بندد، توجه مخاطب را به خود جلب می‌کند.

در ابتدا با کلوزاپ‌هایی از «مایو ماتسواوکا»، در نقش ساکی و «کنتو یامازاکی»، در نقش ناگاتا، بیننده را به درون خطوط چهره‌ی این دو می‌برد و سپس با مدیوم‌شات‌ها و اکستریم کلوزآپ‌ها در یک اتاق کوچک به عنوان خانه بیننده می‌تواند علاوه بر حرکات صورت، حرکات دست و بدن آنها را هم ببیند. یکی از زیباترین سکانس‌های فیلم یک داستان عاشقانه هنگامی‌ست که ناگاتا روی دوچرخه نشسته و ساکی پشت سرش است و دست‌های‌اش را پشت خود قلاب کرده است.

ناگاتا حرف می‌زند و از احساسات‌اش می‌گوید و با هر حرف‌اش ساکی را می‌بینیم که به او نزدیک‌تر می‌شود، تا اینکه در آغوش‌اش می‌گیرد. دوربین همراه با دوچرخه حرکت کرده و دوچرخه‌ی متحرک نماد زندگی‌ای می‌شود که می‌تواند با همین حرف زدن ساده ادامه یابد و پیش رود و به زیر درختان گیلاس پر شکوفه برسد.

دیدگاهتان را بنویسید

هفده − یک =