صفحه اصلی > نقد فیلم : نقد فیلم خرپول 2020

نقد فیلم خرپول 2020

فیلم خرپول

هیچ روزی آسان نیست

نام انگلیسی: فیلم kajillionaire
نام فارسی: فیلم خرپول
محصول: ۲۰۲۰
امتیاز: ۳.۵ از ۴ – ◐⬤⬤⬤

اختصاصی بامدادی ها

نقد فیلم خرپول

نام «میراندا جولای» برای بسیاری از علاقه‌مندان سینما یادآور آثاری است که به‌سادگی در قالب‌های معمول جا نمی‌شوند؛ از «من، تو و همه» در سال ۲۰۰۵ گرفته تا «فیلم آینده» در ۲۰۱۱ و «فیلم مدلاینِ مدلاین» در ۲۰۱۸. اگر هر یک از این فیلم‌ها را دیده باشید، احتمالاً با جهان عجیب، شخصی و تا حدی انتزاعی جولای آشنا هستید؛ جهانی که در آن مرز میان واقعیت، خیال و رفتارهای نامتعارف چندان محکم نیست. جولای هم البته فقط فیلمساز نیست؛ از موسیقی و اجرا گرفته تا نویسندگی، بازیگری و ساخت فیلم، در حوزه‌های مختلف هنری فعالیت کرده است.

حالا در سال ۲۰۲۰، او با «فیلم خرپول» بار دیگر سراغ همان جهان شخصی رفته و داستانی متفاوت را در گرمای لس‌آنجلس روایت کرده است.

«فیلم خرپول» داستان «الد دالیو»، دختر ۲۶ ساله‌ای است که همراه پدر و مادرش در خیابان‌های لس‌ آنجلس زندگی می‌کند. خانواده برای گذران زندگی به کلاه‌برداری و فریب مردم روی آورده‌اند و حتی مبلغ ناچیزی مثل ۲۰ دلار هم برایشان قابل چشم‌پوشی نیست. رابرت و ترزا طی ۲۶ سال، از دخترشان موجودی ساخته‌اند که بیشتر به یک کارمند مطیع شباهت دارد تا فرزندی که باید فرصت تجربه‌کردن زندگی را داشته باشد. تمام زندگی الد دالیو حول یک هدف می‌چرخد: راضی نگه داشتن پدر و مادر.

رفتار رابرت و ترزا با او نیز بیش از آنکه شبیه رابطه‌ی والدین و فرزند باشد، به رابطه‌ی کارفرما و کارمند شباهت دارد. آنها برای هر کاری که الد دالیو انجام می‌دهد از او توضیح می‌خواهند و انتظار دارند وظایفش را بی‌چون‌وچرا انجام دهد. حتی نام او هم بخشی از همین جهان عجیب است. «الد دالیو» نامی نیست که برای یک دختر انتخاب شده باشد؛ بلکه نام مردی است که سال‌ها پیش برنده‌ی لاتاری شده بود و والدین امیدوار بودند با گذاشتن این نام، شانس و پول بیشتری نصیب خانواده شود.

ورود «ملانی» به زندگی این خانواده، نخستین ترک جدی را در این ساختار ایجاد می‌کند. او از همان ابتدا متوجه می‌شود چیزی در رابطه‌ی میان الد دالیو و والدینش طبیعی نیست. زیبایی و رفتار الد دالیو برای ملانی جذاب است، اما بیش از آن، نوع رابطه‌ی او با پدر و مادرش توجه ملانی را جلب می‌کند. رابطه‌ای که برای الد دالیو کاملاً عادی به نظر می‌رسد، برای ملانی عجیب و حتی تکان‌دهنده است.

معرفی و نقد و بررسی تخصصی فیلم جزیره | The Isle 2000
بیشتر بخوانید

ملانی به‌تدریج وارد زندگی خانواده می‌شود و حتی در نقشه‌های فریبکارانه و دزدی‌های کوچک آنها شریک می‌شود. اما حضور او تنها برای اضافه‌کردن یک شخصیت تازه به داستان نیست؛ ملانی قرار است چیزی را در ذهن الد دالیو جابه‌جا کند. او سؤال‌هایی می‌پرسد که الد دالیو هیچ‌وقت دلیلی برای پرسیدنشان نداشته است. یکی از همین پرسش‌ها درباره‌ی رابطه‌ی او با والدینش است: پدر و مادر واقعی چه ویژگی‌هایی باید داشته باشند؟

پاسخ الد دالیو به این سؤال، یکی از گویاترین لحظات فیلم خرپول است. او توضیح می‌دهد که از کودکی همه‌چیز را میان سه نفرشان به‌طور مساوی تقسیم می‌کرده‌اند. همین جمله در ظاهر ساده، عمق رابطه‌ی بیمارگونه‌ی این خانواده را آشکار می‌کند. الد دالیو برای آنها بیش از آنکه دخترشان باشد، نیروی کاری است که باید وظایفش را انجام دهد. حتی مادرش نمی‌تواند او را با واژه‌ای ساده و عاطفی مثل «عزیزم» خطاب کند. الد دالیو حاضر می‌شود در ازای ۱۵۰۰ دلار از مادرش بخواهد فقط یک بار این کلمه را به زبان بیاورد؛ اما تلاش مادر برای گفتنش هم به نتیجه نمی‌رسد. همین ناتوانی، شاید از ده‌ها دیالوگ بیشتر درباره‌ی فاصله‌ی عاطفی میان آنها حرف می‌زند.

بخش مهمی از جذابیت «فیلم خرپول» به تعامل میان چهار شخصیت اصلی برمی‌گردد. فیلم از طریق گفت‌وگوهایی سریع و رفت‌وبرگشتی پیش می‌رود و بازیگران نیز به‌خوبی با این ریتم همراه می‌شوند. در مرکز این جمع، بازی ایوان ریچل وود قرار دارد؛ بازیگری که با نقش‌آفرینی در «سریال وست‌ ورلد» توانایی‌اش را در اجرای شخصیت‌هایی پیچیده و کنترل‌شده نشان داده بود. چهره‌ی سرد و تقریباً سنگی او در «فیلم خرپول» نیز کاملاً با دنیای فیلم هماهنگ است و باعث می‌شود الد دالیو حتی در عجیب‌ترین موقعیت‌ها هم برای مخاطب باورپذیر باقی بماند.

«فیلم خرپول» در نهایت بیش از آنکه درباره‌ی یک خانواده‌ی خلافکار باشد، درباره‌ی انسانی است که سال‌ها در یک ساختار بسته زندگی کرده و آن را به‌عنوان تنها شکل ممکن زندگی پذیرفته است. فیلم جهان را از دریچه‌ی نگاه الد دالیو می‌بیند؛ زنی که تا پیش از ورود ملانی، حتی به ذهنش خطور نکرده بود که شاید زندگی می‌تواند شکل دیگری داشته باشد. ملانی در این میان مانند ضربه‌ای کوچک عمل می‌کند؛ ضربه‌ای که باعث می‌شود الد دالیو برای نخستین بار سرش را از غار بیرون بیاورد و به جهان اطرافش نگاه کند.

نقد و بررس فیلم مارول‌ها | The Marvels 2023
بیشتر بخوانید

جولای در اینجا سراغ یکی از دغدغه‌های همیشگی انسان می‌رود: ساختارهایی که از کودکی به ما تحمیل شده‌اند و آن‌قدر تکرارشان کرده‌ایم که دیگر آنها را ساختار نمی‌بینیم؛ بلکه تصور می‌کنیم این همان چیزی است که «زندگی» باید باشد. عادت می‌کنیم، تسلیم می‌شویم و در نهایت هر چیزی را که بیرون از این نظم قرار بگیرد، غیرعادی و حتی تهدیدکننده می‌دانیم.

موتیف زلزله در فیلم نیز در همین راستا معنای جالبی پیدا می‌کند. هر بار که زمین می‌لرزد، انگار بخشی از آن نظم تثبیت‌شده نیز دچار لرزش می‌شود. زلزله برای الد دالیو صرفاً یک اتفاق فیزیکی نیست؛ نشانه‌ای است از اینکه جهانی که او سال‌ها بی‌چون‌وچرا پذیرفته، آن‌قدرها هم محکم و تغییرناپذیر نیست. هر لرزش او را یک قدم به سوی همان لرزش نهایی می‌برد؛ لحظه‌ای که دیگر نمی‌توان به شکل سابق به جهان نگاه کرد.

«فیلم خرپول» شاید بیش از هر چیز فیلمی درباره‌ی بیدارشدن باشد؛ بیدارشدن از زندگی‌ای که فرد تصور می‌کند انتخابش کرده، در حالی که سال‌ها پیش دیگران آن را برایش ساخته‌اند. جولای این مضمون را با طنز، رفتارهای نامتعارف و روابطی عجیب روایت می‌کند، اما زیر این ظاهر غیرعادی، پرسشی کاملاً انسانی قرار دارد: اگر تمام عمر به یک شکل زندگی کرده باشیم، از کجا بفهمیم آن شکل واقعاً انتخاب خودمان بوده است؟

با همین نگاه می‌توان «فیلم خرپول» را یکی از کامل‌ترین تجربه‌های میراندا جولای در مقام فیلمساز دانست؛ فیلمی که هم از جهان شخصی و نامتعارف او فاصله نمی‌گیرد و هم ایده‌هایش را به مسئله‌ای ملموس درباره‌ی خانواده، عادت، استقلال و امکان تغییر پیوند می‌زند. جولای با این فیلم نشان می‌دهد هنوز هم می‌تواند از دل موقعیت‌هایی به ظاهر عجیب، تجربه‌ای انسانی و قابل لمس بیرون بکشد. به همین دلیل، نام او را می‌توان با خیال راحت در ذهن نگه داشت و برای فیلم بعدی‌اش منتظر ماند.

دیدگاهتان را بنویسید

یازده + 8 =