فهرست مطالب
مقدمه
وقتی اسم فیلم دروغ یا همان The Lie را میشنویم، اولین چیزی که به ذهنمان میرسد این است که چطور ممکن است یک «دروغ» کوچک یا بزرگ، زندگی چند نفر را از ریشه زیر و رو کند. همین ایده ساده اما پرتنش، تبدیل شده به محور اصلی فیلمی که از همان لحظه اول، مخاطب را در یک فضای مبهم، سنگین و پر از تردید فرو میبرد.
من در این مطلب سعی کردم یک نقد و بررسی کامل و کاملاً محاورهای ارائه بدهم. چرا؟ چون نمیخواستم تجربه تماشای فیلم برایتان خراب شود. فیلم «دروغ» از آن دسته آثاری است که هرچقدر کمتر قبل از دیدن بدانید، بیشتر تحت تأثیر قرار میگیرید.
معرفی فیلم دروغ (The Lie – 2018)
فیلم دروغ ، محصول سال ۲۰۱۸، در دسته فیلمهای روانشناختی و درام قرار میگیرد؛ فیلمی که از نظر فضاسازی، تعلیق و پرداخت رابطههای انسانی، به شکلی جالب، ساده و درعینحال پیچیده عمل میکند.
این فیلم توسط Veena Sud ساخته شده؛ کسی که سابقه ساخت سریالهای سنگین و پرتعلیقی مثل The Killing را دارد. همین موضوع خودش نشان میدهد چرا فیلم «دروغ» اینقدر حس واقعی، تلخ و نفسگیر دارد.
داستان فیلم حول یک خانواده کوچک میچرخد، اما سنگینی تصمیمها، انتخابها و البته «دروغ»هایی که در مسیر اتفاق میافتد، بهقدری بزرگ است که هر مخاطبی را درگیر میکند.
بررسی تخصصی فیلم
اگر بخواهیم بدون لو دادن داستان، درباره فیلم صحبت کنیم، بهترین توصیف این است:«یک درام روانشناختی که از دل یک موقعیت ساده، بحرانی عظیم میسازد.»فیلم دروغ نه یک فیلم اکشن است، نه یک اثر جنایی عجیبوغریب. اتفاقاتش خیلی واقعیاند؛ همین واقعی بودن باعث میشود تأثیرش بیشتر از یک فیلم پرزرقوبرق باشد.
چیزی که این فیلم را متفاوت میکند، نحوه ایجاد تنش است. برخلاف فیلمهایی که با موسیقی بلند و حادثههای بزرگ حس بحران ایجاد میکنند، «دروغ» با سکوت و نگاه شخصیتها شما را عصبی میکند.این همان نقطهای است که فیلم، موفق میشود نشان دهد چطور یک «دروغ» کوچک، میتواند همه چیز را به مسیر غیرقابلبازگشت ببرد.
سکانس افتتاحیهی فیلم دروغ با تمپوی مناسب و برشهای بهجا از زمان خردسالی «کیلا» تا لحظهای که کلوزآپ او را در ماشین میبینیم، تصویری از یک خانوادهی سهنفره و صمیمی را به ما میدهد. زمستان و هوای ابری و زمین پوشیده از برف و فضای خاکستری نشان از هیجانی نهفته درون این سرمای تصویر دارد. انتظار بیجایی هم نیست و هر چه داستان پیش میرود، مخاطب بیشتر درگیر میشود.
«وینا ساد» در سال ۲۰۱۸ و در فیلم «هفت ثانیه» همین ترکیببندی تصویر را انتخاب کرده بود. او گویی با پیچش روایی و بر هم زدن خط داستانی سعی دارد تا بعضی از تکههای پازل را تا آخرین ثانیههای فیلم نگاه دارد. زمانی که چنین توصیفی از فیلم میکنیم، دیوید فینچر به ذهن میآید. «فیلم دختر گمشده» محصول ۲۰۱۴ نیز چنین روایتی را داشت.
وینا ساد گویا آن قالب کلی را از اثر فینچر وام گرفته و با تغییراتی در فضا و کاراکترها سعی داشته روایت خود را ارائه دهد. اما او در برخی پارههای فیلم دچار لغزشهایی میشود و در طول فیلم دائم سعی میکند قضاوتهایی اخلاقی انجام دهد. یکی از نقاط قوت فینچر درآثارش این است که بههیچعنوان خود را در مقام قاضی اخلاقی قرار نمیدهد و فقطوفقط روایت میکند و هر تعبیری را برعهدهی مخاطب قرار میگذارد.
وینا ساد اما نمیتواند این تکهی احساسی غلوشده را از اثر خود دور کند. پدرومادری که برای حفاظت از فرزند خود دست به هر کاری میزنند، تا بخشی از روایت دستانشان میلرزد و با ترس دست به عملی میزنند. اما از جایی به بعد تبدیل به انسانهایی دیگر میشوند. این تغییر حساس را ما در چهره و رفتار «ربکا» و «جی» شاهد نیستیم.
اما ضعف دیگر فیلم، به حاشیه رفتن «کیلا»ست و همین عدم توازن در بهتصویر کشیدن شخصیتها باعث میشود فیلم دروغ دچار نوسان شود. در فیلم ۲۰۱۴ دیوید فینچر، دائم در حال گذر از یک تعلیق به تعلیق دیگر هستیم؛ حتی زمانی که احساس میکنیم قرار است بین دو سکانس کمی نفس تازه کنیم. در «فیلم دروغ» اما این پیوستگی را شاهد نیستیم.
پدر و مادر کیلا از یکدیگر جدا شدهاند و قیاس این لحظات با سکانس افتتاحیه نشان میدهد که چه فشاری روی کیلا قرار دارد. آخر هفته است و قرار است پدر او را به کمپ تفریحی برای پیوستن به گروه رقص ببرد. در میانهی راه دوستاش «بریتانی» را میبیند و از پدر خواهش میکند تا او را همراه خود ببرند. بعد از مکالمهای کوتاه، در کنار جاده میایستند تا بریتانی رفع حاجت کند.
کیلا هم همراه او میرود. اما بعد از مدتی تأخیر، پدر بهدنبال آنها میرود و میبیند کیلا شوکه شده و رودخانه را از بالای پل مینگرد. داستان با همین اتفاق ساده که کیلا بریتانی را به پایین هل داده شروع میشود.
کارگردان دستاش باز است تا هر پازلی که میخواهد را چینش کند. اما وینا ساد گویا ریسک نکرده و برای تسلط بر روایت، پیچیدگی داستانی را بسیار نرم و تحت کنترل به فیلم خود اضافه کرده است. همین محتاط بودن باعث میشود تا ما یک اثر متوسط را شاهد باشیم؛ اثری که پتانسیل خیلی خوب بودن را داشت.
چهار بخش تحلیلی
۱. فضاسازی و ریتم
فیلم دروغ ریتم تندی ندارد. کاملاً آگاهانه آرام پیش میرود تا ذهن شما را آماده کند. این آرامش ظاهری، خودش یک نوع تنش است. درست مثل روزی که همه چیز معمولی شروع میشود اما یک اتفاق کوچک، همه چیز را تغییر میدهد.
۲. شخصیتپردازی
شخصیتها در فیلم کاملاً خاکستریاند. هیچکس صددرصد خوب نیست، هیچکس صددرصد بد نیست. همین خاکستری بودن باعث شده تغییر رفتارها قابلباور باشد.فیلم خیلی حسابشده نشان میدهد که تحت فشار، انسان میتواند کارهایی کند که خودش هم فکرش را نمیکرد.اینجا قدرت اصلی فیلم دروغ معلوم میشود.
۳. مفهوم دروغ و انتخابهای اخلاقی
در طول داستان چندینبار با موقعیتهایی روبهرو میشویم که مخاطب را وادار میکند از خودش بپرسد: «اگر من جای این آدم بودم چی کار میکردم؟»این ویژگی باعث شده فیلم فقط یک داستان نباشد، بلکه یک تجربه روانی باشد.
۴. پرداخت روابط انسانی
تمرکز اصلی فیلم روی روابط والدین و فرزند است. فیلم خیلی خوب نشان میدهد که خانوادهها وقتی وارد موقعیت بحرانی میشوند، ممکن است دست به چه تصمیمهایی بزنند.اینجا هم «دروغ» به عنوان یک محور روانی، نقش مهمی دارد و بارها در طول داستان شکلهای مختلفش را میبینیم.
نقد کوتاه
اگر بخواهم خیلی خلاصه بگویم: فیلم دروغ از نظر حس تعلیق و بازیها قوی است، اما ریتم کندش شاید برای همه مناسب نباشد.فیلم بیشتر برای کسانی جذاب است که از آثار روانشناختی آرام و مبتنی بر روابط انسانی خوششان میآید.
آثار مشابه پیشنهادی
- زندانیان — Prisonersنقاط قوت: بازیهای قوی، فضای سنگین، معمایی قدرتمندنقاط ضعف: کمی طولانی
- دختر گمشده — Gone Girlنقاط قوت: پیچش داستانی، شخصیتپردازی عالینقاط ضعف: فضای تلخ
- فیلم اتاق — Roomنقاط قوت: روایت احساسی، بازی درخشاننقاط ضعف: فضای بسیار غمگین
- راز در چشمانشان — The Secret in Their Eyesنقاط قوت: داستان قوی، پایان شوکهکنندهنقاط ضعف: ریتم آرام
بازیگران اصلی فیلم
- جویی کینگ — Joey King
- پیتر سارسگارد — Peter Sarsgaard
- میرهیل انوس — Mireille Enos
سوالات متداول
۱. آیا فیلم دروغ ترسناک است؟
نه، این فیلم ترسناک نیست. بیشتر یک درام روانی است که فشار ذهنی ایجاد میکند.
۲. آیا فیلم مناسب همه سلیقههاست؟
اگر از فیلمهای پرتنش اما آرام خوشتان میآید، بله. اگر دنبال هیجان لحظهای هستید، شاید نه.
۳. آیا فیلم پایان باز دارد؟
پایان فیلم کامل است، اما فضای تفسیری دارد.
جمعبندی
فیلم دروغ با اینکه داستانش کوچک به نظر میرسد، از نظر احساسی و روانی بسیار سنگین است.این فیلم یک نمونه عالی از این است که چطور یک «دروغ» میتواند زندگی چند نفر را برای همیشه تغییر دهد.اگر به آثار روانشناختی با محوریت خانواده، انتخابهای سخت و فشار ذهنی علاقه دارید، این فیلم کاملاً ارزش دیدن دارد.
اگر این نقد برات مفید بود، حتماً برام کامنت بذار و بگو تو چه برداشتی از فیلم داشتی؟



