صفحه اصلی > نقد فیلم : نقد فیلم سقوط 2 | Fall 2: Deadpoint

نقد فیلم سقوط 2 | Fall 2: Deadpoint

فیلم سقوط 2
محصول: ۲۰۲۶ – کشور آمریکا
ژانر: دلهره آور، رازآلود
رده‌ی سنی: 13+
امتیاز: 1.۵
اختصاصی بامدادی ها

نقد فیلم سقوط 2

«فیلم  سقوط» که در سال ۲۰۲۲ اکران شد، داستان دو دوست ماجراجو و هیجان‌طلب، هانتر (ویرجینیا گاردنر) و بکی (گریس کارولین کری) را روایت می‌کرد که بی‌محابا تصمیم می‌گیرند برای پراکندن خاکستر همسر بکی, که یک سال پیش‌تر در جریان یک صعود کوهنوردی جان خود را از دست داده بود, به بالای یک برج زنگ‌زده تلویزیونی در دل کویر صعود کنند. طبیعتا اوضاع وقتی به‌هم می‌ریزد که بخشی از نردبان می‌شکند و آنها صدها متر بالاتر از سطح زمین گرفتار می‌شوند؛ با اندک امکاناتی، بدون هیچ راهی برای ارتباط با دیگران و در حالی که کرکس‌ها از پیش شروع به چرخیدن بالای سرشان کرده‌اند.

هرچند فیلم سقوط 2 از نظر سبک بصری با کیفیت مشخصی ساخته شده، سخت است با موقعیت دشوار شخصیت‌هایی همدلی کنیم که ظاهرا خودشان از هیچ تلاشی برای قرار دادن خود در معرض خطر فروگذار نمی‌کنند.

با اینکه «فیلم سقوط 2» در زمان اکران سینمایی‌اش به‌هیچ‌وجه یک فیلم پرفروش عظیم نبود، محبوبیتش در سرویس‌های پخش آنلاین و هزینه تولید پایینش، ساخت دنباله‌ای را تقریبا اجتناب‌ناپذیر کرد؛ هرچند از نظر روایی ایده‌ای گیج‌کننده به نظر می‌رسید. بالاخره فیلم اول هانتر را مرده باقی گذاشت و بکی هم ظاهرا آن‌قدر عاقل شده بود که دیگر پاهایش را محکم روی زمین نگه دارد.

برای دور زدن این مشکل در «فیلم سقوط 2: نقطه مرگ»، فیلمنامه‌ نویسان، جاناتان فرانک و اسکات من، تصمیم جسورانه‌ای گرفته‌اند: آنها عملا فیلم اول را تکرار می‌کنند، البته با مکانی تازه، شخصیت‌هایی تا حدی متفاوت و پیچش‌های داستانی بیشتر که در میان صحنه‌هایی رخ می‌دهند که همان شخصیت‌ها بالای پرتگاه‌ها معلق مانده‌اند. ظاهرا امیدشان این است که حواس مخاطبان را از این فکر پرت کنند که سر تکان دهند و با خود بگویند: «حقشان بود.»

نادان‌های این بار دو نفری هستند که هانتر فقید از خود به جا گذاشته است: خواهر جداافتاده‌اش جکس (هریت اسلیتر)، که ترس‌های حل‌نشده‌ای دارد، و بهترین دوست و هم‌ماجراجوی هانتر، لوس (آرسما توماس). پس از پیدا کردن دفتر خاطرات هانتر که ماجراهای ماجراجویانه‌ای را که پشت سر گذاشته و برنامه سفرهای آینده‌اش را ثبت کرده است، لوس فکر می‌کند این دو نفر (که تازه با هم آشنا شده‌اند، توجه داشته باشید) باید ماجراجویی بعدی فهرست هانتر را به‌عنوان ادای احترام انجام دهند؛ سفری به کشور تایلند برای بالا رفتن چند هزار فوت از یک کوه و راه رفتن در امتداد کناره آن از طریق مجموعه‌ای از تخته‌های لق و فرسوده.

نقد فیلم دونده 2026
بیشتر بخوانید

آدم انتظار دارد اینکه هم هانتر و هم همسر بکی هر دو در جریان ماجراجویی‌های خطرناک و کاملا قابل اجتناب از ارتفاعات سقوط کرده و جان باخته‌اند، باعث شود جکس از چنین کارهایی دوری کند. اما او با این پیشنهاد موافقت می‌کند و آن دو راهی می‌شوند، تا اینکه متوجه می‌شوند فصل مناسبی برای چنین صعودهایی نیست؛ چراکه باران‌ها تخته‌ها را به‌شدت خطرناک کرده‌اند.

خوش‌شانس جکس و لوس این است که یک راهنمای تور نسبتا خوش‌چهره (تام بریتنی) پیدا می‌کنند که حاضر است آنها را در این مسیر همراهی کند، و حرکتشان را آغاز می‌کنند. اما طولی نمی‌کشد که هر سه گرفتار ریزش سنگ می‌شوند؛ حادثه‌ای که بیشتر تخته‌ها را نابود می‌کند و جکس و لوس را هزاران فوت بالاتر از زمین، بدون راهی برای پیش رفتن، گرفتار می‌گذارد.

آنها مجبور می‌شوند اندوه مشترکشان را موقتا کنار بگذارند تا راهی برای زنده ماندن در میان هوای بد، تخته‌های در حال فروپاشی و قطعات زنگ‌زده فلزی که به‌راحتی می‌توانند گوشت بدن را بشکافند پیدا کنند. برای شکستن این یکنواختی، هر از گاهی با دوست قدیمی روایت‌ها، یعنی «فلاش‌بک به‌تدریج گسترش‌یابنده»، روبه‌رو می‌شویم؛ جایی که جکس به آخرین دیدارش با بکی و انتخاب ناخوشایندش برای آخرین کلمات خداحافظی فکر می‌کند.

مانند قسمت قبلی، «فیلم سقوط 2: نقطه مرگ» معادل سینمایی یک وسیله هیجان‌انگیز شهربازی است؛ از آن نوع فیلم‌هایی که گاهی اگر هیجان‌ها به اندازه کافی هیجان‌انگیز باشند، حاضر می‌شویم مشکلات مربوط به باورپذیری را نادیده بگیریم. مشکل اینجاست که هیجان‌های این فیلم: الف) بیش از حد طول می‌کشند تا بالاخره شروع شوند، ب) وقتی شروع می‌شوند چندان هیجان‌انگیز نیستند و ج) بعد از مدتی صرفا تکراری می‌شوند.

شاید فرانک و من با آگاهی از این مسئله، تلاش کرده‌اند این بار با اضافه کردن دو پیچش داستانی عجیب‌وغریب جبران کنند، اما این پیچش‌ها حتی با معیارهای دنباله‌های فرمولی فیلم‌های مبتنی بر ایده‌های نمایشی و فریبنده هم بیش از حد به باورپذیری فشار می‌آورند. دو بازیگر اصلی هرچه از دستشان برمی‌آید انجام می‌دهند، اما نمی‌توانند از پس فیلمنامه‌ای برآیند که برای رساندن آنها از یک نقطه داستانی به نقطه بعدی، مجبورشان می‌کند مثل آدم‌های احمق رفتار کنند. تقریبا ۴۷ درصد دیالوگ‌های آنها شکلی از یکی از این جمله‌هاست: «تو می‌تونی!» «من می‌تونم!» یا «ول نکن!»

نقد انیمیشن ورود سگ‌ها و ایتالیایی‌ها ممنوع
بیشتر بخوانید

تنها چیز غافلگیر کننده درباره «فیلم سقوط 2: نقطه مرگ» این است که کارگردانی آن را مایکل و پیتر اشپیریگ بر عهده داشته‌اند؛ دو برادر فیلمساز که در گذشته کارهای جالبی انجام داده‌اند، از جمله حماسه خون‌آشامی آینده‌نگر و نامتعارف «سپیده‌ دم‌ زن‌ها» و تریلر پیچیده پارادوکس‌های سفر در زمان، «پیش‌مقدّر».

کار آنها در اینجا از نظر فنی به‌اندازه کافی صیقل‌خورده است، اما در نهایت بیشتر به سمت ملال می‌رود تا تعلیق؛ من به جای احساس اضطراب، احساس خستگی کردم. تنها لحظه واقعا ترسناک فیلم سقوط 2 در پایان رخ می‌دهد؛ جایی که با پیشنهادی روبه‌رو می‌شویم مبنی بر اینکه برخلاف تمام منطق و عقل سلیم، ظاهرا فیلم سوم «سقوط» هم در راه است. اگر چنین چیزی واقعا اتفاق بیفتد، فقط امیدوارم عنوان فرعی آن «فیلم دوباره سقوط» باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

15 + دوازده =