سیروسفر آزاردهندهی دلقکهای بیعرضه
نام انگلیسی: فیلم Impractical Jokers The Movie
نام فارسی: فیلم دلقک های بی عرضه
محصول: ۲۰۲۰ کشور آمریکا
امتیاز: ۰.۵ از ۴ – 〇〇〇◐
نقد فیلم دلقک های بی عرضه
مدتهاست که سریالی تحت همین عنوان در حال ساخت و پخش است و بینندگان ویژهی خود را در عرصهی طنز به همراه دارد. اینبار نیز کریس هنچی از زاویهی دوربین خود فیلمی را مبتنی بر چهار شخصیت اصلی داستانهای سریالی به مخاطبان پیشکش کرده که باید به تماشا نشست که اوج بذلهگویی آنها تا چه حد است و آیا بیننده را راضی از تماشا میکند یا خیر؟ نویسندگان این اثر شامل کارگردان و بازیگرانی همچون کریس هنچی، جو گاتو، برایان کویین، جیمز موری و سَل وولکِینو هستند.
فیلم دلقک های بی عرضه فیلمی که مبتنی بر دوربین مخفی و نوع نوینی از کمدی سیاه بهشمار میرود. ماجرای چهار دوست صمیمی که از بچگی با هم هستند. برایان کویین در نقش کیو، سالوادور وولکِینو در نقش سَل، جیمز موری به نقش مور و جوزف گاتو در نقش جو هنرنمایی میکنند. ماجرا به سال ۱۹۹۲ بر میگردد. با گردهم آمدن رفقا تصمیم بر آن میشود در کنسرتی که پائولا عبدل- خواننده- در شهر محل سکونتشان —استَتن آیلند— همان شب قرار است برگزار کند شرکت کنند.
اما بدون بلیط! با نقشهای در پوشش مأموران انتظامات وارد پارتی میشوند. از همان ابتدا شوخیهای سطحی آنان آغاز میشود و با دوربین در دست شروع به خلق لحظات مضحک میکنند. حین اجرای کنسرت عبدل، جو باعث اختلال در روند اجرا شده و با ورود سایر دوستانش روی سِن درگیریهایی شکل گرفته و آنها اخراج میشوند. ۲۵ سال از این ماجرا میگذرد و آنها در تدارک برنامههای دوربین مخفی هستند و در نقش بابانوئل قصد ضبط برنامه دارند و کودکانی را وارد جریان کرده که دوستدار شخصیت محبوب بابانوئل هستند.
دوباره شاهد یکسری اتفاقات بیمزه هستیم. همانشب بر حسب تصادف در رستورانی با پائولا عبدل برخورد کرده و هراسناک از این جهت که شاید آنها را بشناسد، آمادهی مقابله هستند که در کمال ناباوری او از آنها بهواسطهی سریالی که در حال پخش دارند سپاسگزار است و آنها را به مهمانی بزرگی که در میامی قرار است برپا شود دعوت میکند. حالا به سبب این دعوت، سفر و ماجراجوئیهایی شکل میگیرد که در هر محل توقفی با چالش و دوربین مخفی جدیدی مخاطب قرار است شگفتزده شود.
بیش از هر نکتهای بحث شوخیهای مزخرفی که آنچنان هم لازمهی خنداندن مخاطب نیست، اینجا هم بروز مییابد. گوئی شادمان کردن مردم بهواسطهی استفاده از الفاظ رکیک و ناخوشایند فقط صورت میگیرد و بس؛ میتوان به هر واژه و سوژهای چنگ زد و برخی مردم را پای برنامهی خود نشاند؛ البته ناگفته نماند همین سوژههای بهزعم بنده ناخوشایند، طرفداران فراوانی دارد و با ذائقهی بعضی مخاطبان کاملاً سازگار و همسو است.
در کنار این وجه از بیدرایتی در خلق چند نمای ناخوشایند، باید به این مورد اشاره کرد؛ اگر منصف باشیم شیوهای که آنها در پیاده کردن طرح خود روی هر یک از رفَقایشان پیاده کردند جالب توجه بود؛ اینکه باید هر آنچه که تکتک آنها به زبان میآوردند را بیچون و چرا به فرد معمولیای که در مقابل دوربین مخفی بود بازگو کنند، درغیراینصورت از امتیاز آن چالش بیبهره میماندند. نقطهقوت اثر را باید در انتخاب قطعات موسیقی دانست.
آثاری که گاهاً متناسب با نماها و موضوعات بود. سکانسهای اضافی در فیلم دلقک های بی عرضه را نمیتوان نادیده گرفت؛ آیا وجود آنها دلیلی داشت و اساس فیلم را رقم میزد؟ مهمانیهای شبانهای که لازم به ارائه نبود و بخشی اضافی بهشمار میرفت. در کل فیلم دلقک های بی عرضه را میتوان روایتی ضعیف از توجیه کردن و نمایاندن چگونگی خلق برنامههای دوربین مخفی دانست.
بی هیچ تلاشی برای نوآوری جدید در چگونگی ارائه، فقط با مدد جستن از برخی سوژههای مبتذل قصد بذلهافشانی بر اذهان بیننده داشت. این اثر بیش از آن که بتواند مانا باشد فیلمی مستندگونه و مملو از لودهگیهایی بود که هر مخاطبی را نمیتواند برای تمام بخشهای فیلم دلقک های بی عرضه به همراه داشته باشد.

