صفحه اصلی > نقد فیلم : نقد فیلم میزبانان 2020

نقد فیلم میزبانان 2020

فیلم میزبانان

نفرین فیلم‌اولی‌ها در سال ۲۰۲۰

نام انگلیسی: فیلم Hosts
نام فارسی: فیلم میزبانان
محصول: ۲۰۲۰ کشور آمریکا
امتیاز: ۰.۵ از ۴ – 〇〇〇◐

نقد فیلم میزبانان

در میان آثاری که امسال با عنوان «میزبان» یا عناوینی نزدیک به آن دیده‌ایم، تنها تعداد محدودی توانسته‌اند توجه مخاطب را به خود جلب کنند و از میان آنها نیز فقط یک اثر مستقل بوده که ارزش بیشتری برای تماشا داشته است. سینمای کشور انگلستان در سال‌های اخیر از رویکرد محتاطانه‌تر گذشته فاصله گرفته و با افزایش حجم تولیدات، فرصت بیشتری در اختیار فیلمسازان جوان قرار داده است. ظاهراً هدف این است که هر یک از این فیلمسازان در یک ژانر مشخص تجربه کسب کنند و به مرور زبان شخصی خود را پیدا کنند. با این حال، افزایش تعداد تولیدات طبیعتاً به معنای بالا رفتن احتمال تولید آثار ضعیف نیز هست.

در چنین شرایطی دیگر نمی‌توان همه فیلم‌ها را صرفاً به‌عنوان تجربه‌هایی مستقل و متفاوت ارزیابی کرد و به بهانه تجربه‌گرایی از ضعف‌های آشکار آنها گذشت. برخی آثار از همان ابتدا نشان می‌دهند که برای ساختشان سرمایه و امکانات قابل توجهی صرف شده و قرار بوده عنوانی آشنا، با ظاهری تازه و محتوایی متفاوت، دوباره به مخاطب عرضه شود. اما «فیلم میزبانان»، ساخته مشترک لیدکر و اوکز، تقریباً تمام توان خود را در همان دقایق ابتدایی مصرف می‌کند.

افتتاحیه فیلم میزبانان از معدود بخش‌هایی است که می‌توان از آن دفاع کرد. سکانس آغازین دو نقطه قابل توجه دارد؛ نخست لحظه‌ای که جک و مایکل در آن دشت وسیع یکدیگر را پیدا می‌کنند و دوم مواجهه اولیه جک با همسرش لوسی در خانه. در این بخش، نوعی حس صمیمیت و نزدیکی میان زن و شوهر شکل می‌گیرد که می‌توانست پایه مناسبی برای ادامه روایت باشد. اما متأسفانه پس از همین نقطه، فیلم میزبانان تقریباً تمام ظرفیت اولیه خود را از دست می‌دهد و آنچه باقی می‌ماند مجموعه‌ای از کلیشه‌های آشنای آثار اسلشر است.

داستان در ابتدا تلاش می‌کند نوعی پیچیدگی درونی برای خود ایجاد کند. قرار است فشار روانی و شرایط دشواری که شخصیت‌ها درگیر آن هستند، به تدریج روابطشان را تغییر دهد و هر مرحله بخشی از گره‌های داستانی را باز کند. اما هرچه فیلم جلوتر می‌رود، شخصیت‌ها بیش از پیش سطحی می‌شوند و واکنش‌هایشان نیز غیرقابل‌باورتر به نظر می‌رسد. گویی دو موجود یا نیروی ناشناخته وارد بدن جک و لوسی شده‌اند و کنترل آنها را در دست گرفته‌اند؛ اما فیلم میزبانان هیچ‌گاه نمی‌تواند این تغییر را به شکلی منطقی و باورپذیر توضیح دهد.

معرفی و نقد فیلم پیچ تند | Sharp Corner 2025
بیشتر بخوانید

یکی از ضعیف‌ترین لحظات فیلم میزبانان زمانی رقم می‌خورد که جک و لوسی وارد خانه مایکل می‌شوند. نحوه ورود آنها به قدری مصنوعی طراحی شده که از همان لحظه می‌توان سقوط فیلم را پیش‌بینی کرد. مشکل تنها در اجرای این سکانس نیست؛ مسئله اصلی این است که کارگردان اصرار دارد موقعیتی را ادامه دهد که از نظر منطقی از همان ابتدا با مشکل مواجه شده است. تماشاگر مدام از خود می‌پرسد چرا شخصیت‌ها چنین واکنشی نشان می‌دهند و چرا اتفاقی که باید واکنشی جدی ایجاد کند، با چنین بی‌تفاوتی‌ای روبه‌رو می‌شود.

وقتی قرار است داستان درباره انسان‌هایی شبیه خود ما باشد، حتی اگر فضای اثر کاملاً فانتزی یا غیرواقعی باشد، شخصیت‌ها همچنان باید از حداقل منطق رفتاری برخوردار باشند. فیلم‌نامه‌نویس پیش از آنکه شخصیت را وارد موقعیت‌های عجیب کند، باید روابط اجتماعی، پیشینه و انگیزه‌های او را بشناسد. در واقع، زمانی که قرار است روح یک انسان واقعی را در قالب یک شخصیت داستانی قرار دهیم، لازم است گذشته و منطق رفتاری مشخصی برای او تعریف کنیم تا مخاطب بتواند با تصمیم‌ها و واکنش‌هایش ارتباط برقرار کند.

به همین دلیل، واکنش خانواده مایکل به ورود تهاجمی جک و لوسی یکی از پرسش‌های جدی فیلم است. چگونه می‌توان چنین برخوردی را پذیرفت، بدون آنکه فیلم توضیح مناسبی برای این رفتار ارائه کند؟ این لحظه دقیقاً همان جایی است که «فیلم میزبانان» منطق درونی خود را از دست می‌دهد. از این نقطه به بعد، هرچه پیش می‌رویم، بیشتر با شخصیت‌هایی مواجه می‌شویم که به جای رفتار کردن بر اساس منطق انسانی، صرفاً برای جلو بردن فیلمنامه به هر سمتی که لازم باشد حرکت می‌کنند.

ورود این دو شخصیت به خانه میزبانان را می‌توان نقطه سقوط فیلم دانست؛ سقوطی که دیگر بازگشتی برای آن وجود ندارد. پس از آن، روایت به مجموعه‌ای از رفتارهای بی‌هدف و موقعیت‌های اغراق‌شده تبدیل می‌شود و شخصیت‌ها بیشتر از آنکه درگیر یک بحران واقعی باشند، در حال دست‌وپا زدن میان موقعیت‌هایی هستند که فیلمساز برایشان ساخته است. هیچ‌کدام از این موقعیت‌ها نیز آن‌قدر قدرت ندارند که دوباره فیلم را به مسیر اولیه بازگردانند.

یکی از مشکلات رایج در میان برخی فیلمسازان جوان، این تصور است که می‌توان هر شخصیتی را در هر موقعیتی قرار داد و هر نوع واکنش غیرمنتظره‌ای را از او گرفت و سپس همه اینها را به حساب خلاقیت گذاشت. در حالی که غافلگیری زمانی مؤثر است که در چارچوب منطق جهان فیلم شکل بگیرد. اگر شخصیت هیچ قاعده‌ای نداشته باشد و بتواند در هر لحظه برخلاف تمام رفتارهای قبلی خود عمل کند، دیگر چیزی به نام شخصیت‌پردازی باقی نمی‌ماند و داستان نیز از مسیر مشخصی خارج می‌شود.

نقد و بررسی انیمیشن شیرشاه | The Lion King
بیشتر بخوانید

گاهی نیز این بی‌قاعدگی با برچسب‌هایی مانند «پست‌مدرن» توجیه می‌شود؛ در حالی که صرفاً عجیب بودن یک روایت یا کنار گذاشتن منطق کلاسیک، به معنای پست‌مدرن بودن آن نیست. پست‌مدرنیسم در سینما مجموعه‌ای از رویکردها و ویژگی‌های مشخص دارد و نمی‌توان هر اثر آشفته و بی‌ساختاری را به دلیل متفاوت بودن، در این دسته قرار داد. چنین استفاده نادرستی از یک عنوان نظری، نه تنها ضعف اثر را پنهان نمی‌کند، بلکه بیشتر از قبل فقدان انسجام آن را آشکار می‌سازد.

«فیلم میزبانان» در نهایت به جز افتتاحیه، چیز چندانی برای دفاع ندارد. فیلم در اولین همکاری مشترک لیدکر و اوکز نتوانسته جهان ذهنی خود را به شکلی منسجم روی پرده منتقل کند. ایده‌هایی در فیلم وجود دارد که شاید روی کاغذ قابلیت تبدیل شدن به یک اثر دلهره‌آور یا اسلشر قابل قبول را داشته‌اند، اما اجرای آنها به نتیجه‌ای منسجم منجر نشده است.

یکی دیگر از مشکلات اساسی فیلم میزبانان، ناتوانی آن در انتخاب یک هویت ژانری مشخص است. اثر نه کاملاً به سینمای دلهره و تعلیق تعلق دارد و نه می‌تواند خود را در چهارچوب اسلشر تعریف کند. فیلم در میان چند فضای ژانری معلق مانده و هیچ‌کدام را تا انتها به شکل جدی دنبال نمی‌کند. این سرگردانی حتی در لحظات پایانی نیز ادامه دارد و تا زمانی که تیتراژ پایانی آغاز می‌شود، همچنان مشخص نیست فیلم دقیقاً می‌خواسته چه باشد.

«فیلم میزبانان» نمونه‌ای از فیلم‌هایی است که ایده اولیه و افتتاحیه امیدوارکننده‌ای دارند، اما در ادامه به دلیل ضعف شخصیت‌پردازی، منطق روایی و انتخاب نادرست مسیر ژانری، بخش عمده‌ای از ظرفیت خود را از دست می‌دهند. اگر لیدکر و اوکز در آثار بعدی خود بتوانند میان ایده، شخصیت و روایت تعادل بیشتری ایجاد کنند، احتمالاً نتیجه بسیار قابل‌دفاع‌تری به دست خواهد آمد؛ اما این تجربه مشترک، دست‌کم در شکل فعلی، بیش از آنکه نوید یک همکاری موفق را بدهد، نشان‌دهنده فاصله میان ایده اولیه و اجرای نهایی است.

دیدگاهتان را بنویسید

11 − هفت =