صفحه اصلی > نقد فیلم : نقد فیلم جزیره‌ عنکبوت 2026

نقد فیلم جزیره‌ عنکبوت 2026

فیلم جزیره‌ عنکبوت
محصول: ۲۰۲۶ – کشور انگلستان
ژانر: دلهره، کمدی، هیجان‌انگیز
رده‌ی سنی: ۱۴+
امتیاز: ۰ 
کارگردان: Christopher Smith

نقد فیلم جزیره‌ عنکبوت

کریستوفر اسمیث برای من همیشه فیلم‌سازی بوده که حتی در آثار متوسطش می‌شد حداقلی از شناخت ژانر را در او پیدا کرد. «تقدیس» فیلم بزرگی نبود، اما فیلم‌سازی پشت آن قرار داشت که می‌دانست شکست خط زمانی را چگونه به ابزار روایت تبدیل کند، چطور نشانه‌ای را در ابتدای فیلم بکارد و بعدتر به آن بازگردد و چگونه با وجود حرکت در محدوده‌ی کلیشه‌های دلهره، مخاطب را برای کشف تکه‌های گم‌شده‌ی قصه تا پایان همراه نگه دارد.

حتی «فیلم تبعید» با همه‌ی آشفتگی میان گناه، نفرین، جنگ و فاشیسم، دست‌کم هنوز تلاشی برای ساختن چیزی در محدوده‌ی سینمای وحشت بود. دیدن «فیلم جزیره‌ عنکبوت» بیش از هر چیز از این جهت حیرت‌آور است که باید مدام به خودت یادآوری کنی سازنده‌ی این فیلم همان آدم است.

«فیلم جزیره‌ عنکبوت» نه به کمدی می‌رسد و نه به وحشت. حتی نمی‌شود گفت در ترکیب این دو ژانر شکست خورده، چون برای شکست در یک ژانر ابتدا باید چیزی از قواعد آن ساخته شده باشد.

فیلم جزیره‌ عنکبوت مجموعه‌ای از تصاویر پراکنده است که آدم‌هایی خوش‌هیکل و جوان را در جزیره‌ای استوایی کنار هم قرار می‌دهد و ظاهراً تصور می‌کند همین حضور، چند شوخی و تعدادی عنکبوت دیجیتالی برای ساختن یک کمدی‌وحشت کافی است. نتیجه اما نه آن‌قدر خنده‌دار است که بتوان ضعف دلهره را نادیده گرفت و نه آن‌قدر ترسناک که فقدان کمدی اهمیتی نداشته باشد.

اسمیث گروهی از اینفلوئنسرها را به جزیره می‌آورد، اما حتی معلوم نیست دقیقاً چه نگاهی به آن‌ها دارد. قرار است این آدم‌ها نماینده‌ی نسل زد باشند؟ قرار است فرهنگ اینفلوئنسری هجو شود؟ فیلم جزیره‌ عنکبوت می‌خواهد میان آدم‌های منفعت‌طلب و کسانی که هنوز دغدغه‌ای اجتماعی یا محیط‌زیستی دارند فاصله بگذارد؟ یا اساساً قرار نیست درباره‌ی هیچ‌کدام از این‌ها چیزی گفته شود و حضور این آدم‌ها فقط بهانه‌ای برای پرکردن هتل از بدن‌های جوان است؟ فیلم هر بار به یکی از این مسیرها نزدیک می‌شود و قبل از آنکه بتواند حتی موضعی ابتدایی بسازد، مسیر دیگری را امتحان می‌کند.

برای هجوکردن یک تیپ اجتماعی ابتدا باید همان تیپ را شناخت. آدم‌های «فیلم جزیره‌ عنکبوت» نه شخصیت‌اند و نه حتی کاریکاتورهای درست‌وحسابی. کاریکاتور هم نیازمند اغراق در ویژگی‌ای مشخص است؛ اینجا شخصیت‌ها آن‌قدر تهی‌اند که چیزی برای اغراق‌کردن وجود ندارد. دخترهای بیکینی‌پوش و پسرهای سیکس‌پک‌دار وارد قاب می‌شوند، چند جمله می‌گویند و منتظر می‌مانند تا اتفاق بعدی از راه برسد. حتی بازیگران نیز نمی‌توانند از این خلأ چیزی بیرون بکشند، چون اساساً چیزی برای بازی‌کردن نوشته نشده است.

نقد فیلم درس عبرت | Lesson Learned 2024
بیشتر بخوانید

این وضعیت را نمی‌توان با عنوان سینمای گروه B توجیه کرد. اتفاقاً مقایسه‌ی «جزیره‌ی عنکبوت» با سینمای گروه B توهین به همان سینماست. سینمای گروه B در بهترین و حتی بسیاری از نمونه‌های ضعیفش دقیقاً می‌داند چه چیزی می‌فروشد. هیولا را معرفی می‌کند، بدن را در معرض خطر قرار می‌دهد، مکان را به تله تبدیل می‌کند، قواعد بقا می‌سازد و بعد با اغراق، خشونت، شوخی یا جلوه‌های ویژه‌ی ارزان از همان قرارداد ابتدایی لذت تولید می‌کند. ساده‌بودن با بی‌هویتی فرق دارد و ابتذال آگاهانه با ناتوانی در ساخت یک تصویر قابل‌قبول یکی نیست.

اسمیث اینجا حتی به مرز کلیشه هم نمی‌رسد. کلیشه نتیجه‌ی تکرار فرمی است که پیش‌تر کار کرده و همین یعنی هنوز پشت آن نوعی ساختار وجود دارد. در «فیلم جزیره‌ عنکبوت» ساختاری وجود ندارد که بخواهیم آن را کلیشه‌ای بدانیم. فیلم از یک موقعیت به موقعیت بعدی پرت می‌شود، بدون اینکه خطر افزایش پیدا کند، جغرافیای تهدید شکل بگیرد یا رابطه‌ای میان آدم‌ها ساخته شود. عنکبوت‌ها می‌آیند، آدم‌ها فرار می‌کنند، چند بدن در قاب جابه‌جا می‌شوند و بعد فیلم سراغ چیزی دیگر می‌رود.

حتی صحبت از ضرب‌آهنگ و تدوین درباره‌ی چنین اثری کمی عجیب است. تدوین زمانی می‌تواند ریتم بسازد که ماده‌ی خامی برای ساختن ریتم وجود داشته باشد. مشکل «فیلم جزیره‌ عنکبوت» پیش از اتاق تدوین آغاز شده است؛ خود تصویر خام فاقد انرژی، میزانسن و نگاه است. نه قاب می‌داند از حضور این آدم‌ها چه می‌خواهد، نه حرکت دوربین می‌تواند تهدید را تعریف کند و نه مکان تبدیل به فضایی می‌شود که مخاطب بتواند نسبت شخصیت‌ها و خطر را در آن بفهمد. وقتی نما از ابتدا چیزی در خود ندارد، کنارهم‌چیدن چند نمای خالی قرار نیست ناگهان سینما تولید کند.

خود عنکبوت‌ها شاید خلاصه‌ی خوبی برای تمام این ورشکستگی باشند. در دوره‌ای که یک فیلتر ساده‌ی شبکه‌های اجتماعی می‌تواند عنکبوتی متقاعدکننده‌تر روی صورت آدم‌ها بنشاند، موجودات «فیلم جزیره‌ عنکبوت» نه ترسناک‌اند و نه حتی از منظر نمایش بصری لذت‌بخش. فیلمی که تمام هویت تبلیغاتی‌اش را روی هجوم عنکبوت‌ها بنا کرده، از ساختن همان عنکبوت‌ها نیز عاجز است. آن‌ها نه وزن دارند، نه حضورشان در فضا احساس می‌شود و نه فیلم می‌تواند برای ورودشان انتظار بسازد. صرف زیادکردن تعداد موجودات دیجیتالی قرار نیست تهدید خلق کند.

فیلم کیدالت هوود:واقعیت زندگی نوجوانان لندن که باید ببینید
بیشتر بخوانید

کلر شاید روشن‌ترین نمونه‌ی شکست فیلم در شخصیت‌پردازی باشد. حضور او باید رشته‌ای باشد که مسئله‌ی محیط‌زیست، گذشته‌ی جزیره و رابطه‌ی خانوادگی را به هم متصل کند، اما هر بار که فیلم سراغ او می‌رود بیشتر مشخص می‌شود اسمیث حتی نمی‌داند با این رشته چه کند. او قرار است دغدغه‌مندتر از اینفلوئنسرهای اطرافش باشد، گذشته‌ای با جزیره داشته باشد و رابطه‌ای حل‌نشده با پدرش را حمل کند، اما هیچ‌کدام از این عناصر به تجربه‌ای انسانی تبدیل نمی‌شوند. همه‌چیز صرفاً اطلاعاتی است که فیلمنامه برای رسیدن به سکانس بعدی لازم دارد.

اوج این وضعیت را می‌توان جایی دید که کلر متوجه می‌شود پدرش احتمالاً زنده است. تا چند ثانیه قبل، فیلم جزیره‌ عنکبوت می‌خواهد ما باور کنیم جزیره عملاً به اشغال عنکبوت‌ها درآمده و آدم‌ها برای زنده‌ماندن فرصت نفس‌کشیدن ندارند. ناگهان همین موجودات، همین خطر و تمام قواعدی که فیلم ظاهراً برای جهانش ساخته بود کنار می‌روند تا دختر و پدر فرصت اجرای صحنه‌ی احساسی خود را پیدا کنند. این دیگر صرفاً ضعف در باورپذیری نیست؛ فیلم برای رسیدن به احساس، جهان خودش را موقتاً خاموش می‌کند.

اگر آن رابطه در طول فیلم جزیره‌ عنکبوت ساخته شده بود شاید مخاطب حاضر می‌شد برای چند لحظه این قرارداد را بپذیرد. اما احساس را نمی‌توان در نقطه‌ی موردنیاز روشن کرد، درست مثل چراغی که فیلم‌ساز هر وقت خواست کلیدش را بزند. برای رسیدن به لحظه‌ی عاطفی باید پیش‌تر شخصیت ساخته شده باشد، فقدان معنا پیدا کرده باشد و رابطه به‌اندازه‌ای وزن گرفته باشد که دیدار دوباره خودش اهمیت تولید کند. «جزیره‌ی عنکبوت» هیچ‌کدام را ندارد و بااین‌حال انتظار دارد موسیقی، مکث و چند نگاه کاری را انجام دهند که روایت از انجامش عاجز بوده است.

البته انتخاب یک سکانس به‌عنوان نمونه‌ی اصلی ابتذال فیلم جزیره‌ عنکبوت هم چندان منصفانه نیست؛ نه نسبت به فیلم، بلکه نسبت به باقی صحنه‌های بد آن. کافی است هنگام نوشتن درباره‌ی یکی از این لحظات کمی بیشتر فکر کنیم تا چند نمونه‌ی دیگر بلافاصله به یاد بیایند. مشکل در یک تصمیم غلط، یک جلوه‌ی ویژه‌ی بد یا یک شخصیت ناقص خلاصه نمی‌شود. «جزیره‌ی عنکبوت» یک پکیج کامل از ناتوانی است؛ از ایده و شخصیت گرفته تا تصویر، بازی، ژانر و نهایتاً تلاش برای تولید احساس.

نقد فیلم بازی تقلید داستان نبوغی که دنیا را نجات داد اما خودش را نه
بیشتر بخوانید

همین جامعیت شکست است که تماشای فیلم را با توجه به نام کریستوفر اسمیث عجیب‌تر می‌کند. فیلم‌سازی که در آثار قبلی‌اش دست‌کم می‌توانست یک فیلم متوسط ژانری تحویل بدهد، اینجا طوری رفتار می‌کند که انگار قواعد اولیه‌ی حرفه‌ی خودش را فراموش کرده است. در «تقدیس» می‌شد درباره‌ی کارکرد شکست زمان، تصویر انعکاسی، موتیف‌های مذهبی و نحوه‌ی پنهان‌کردن اطلاعات حرف زد. «فیلم جزیره‌ عنکبوت» حتی امکان چنین گفت‌وگویی را فراهم نمی‌کند، چون چیزی در لایه‌ی زیرین تصاویر وجود ندارد که بخواهیم آن را باز کنیم.

شاید بدترین اتفاق برای یک فیلم ژانری این نباشد که ترسناک یا خنده‌دار نباشد. بدتر آن است که تماشاگر حتی نتواند بفهمد سازنده از ساختنش چه لذتی برده است. «فیلم جزیره‌ عنکبوت» نه شور یک اثر مبتذل و بی‌پروا را دارد، نه مهارت یک فیلم‌ساز ژانرشناس را و نه حتی آن بی‌خیالی دوست‌داشتنی‌ای را که گاهی فیلم‌های بد را تماشایی می‌کند. فیلم صرفاً پیش می‌رود، چون باید زمانی تمام شود.

در پایان بیشتر از آنکه از حمله‌ی عنکبوت‌ها چیزی در ذهن بماند، یک سؤال باقی می‌ماند: چطور فیلم‌سازی که زمانی حداقل‌های ساخت یک اثر متوسط را در اختیار داشت، به این نقطه رسیده است؟ و پاسخ هرچه باشد، خود «فیلم جزیره‌ عنکبوت» کمکی به پیداکردنش نمی‌کند. تنها چیزی که فیلم با اطمینان ثابت می‌کند این است که برای فروپاشی یک اثر لازم نیست عنکبوت‌ها جزیره‌ای را تسخیر کنند؛ گاهی روایت خیلی پیش‌تر از ورود آن‌ها از بین رفته است.

دیدگاهتان را بنویسید

دوازده − یک =