نام انگلیسی: فیلم Anaconda
نام فارسی: فیلم آناکوندا
محصول: ۲۰۲۵ – کشور آمریکا
ژانر: هیجانانگیز، کمدی، ماجراجویی
ردهی سنی: ۱۳+
امتیاز: ۱ از ۴
در میان دلهرههای ماجراجویی هالیوودی، تقابل انسان و حیوانات عظیمالجثه مانند کوسهها و مارها مدتها تبدیل به کلیشههایی رایج میان تولیدکنندگان حوزهی دلهره شده بودند. حال نوبت به «تام گورمیکن» رسیده که در جدیدترین اثر خود یعنی فیلم آناکوندا وارد ادامهی دنیای آناکوندای ۱۹۹۷ شود؛ آن هم در قالبی کمدی-هیجانانگیز و دور از هر نوع پرداخت دلهرهآوری. او برای این کار انتخابهای خوبی همچون «جک بلک»، «پل راد» و «استیو زان» را داشته که در نگاهی کلی به آثار گذشتهاشان میتوان آنها را بهترین انتخاب برای این کمدی-ماجراجویی دانست.
اما داستان فیلم آناکوندا آشفتهتر از آن است که بتوان حتی برای لحظهای ذهن را متمرکز کمدیهای موقعیت، غلوانگیز و حتی مونو-اکتها این بازیگران کرد. گورمیکن در تمام طول روایت خود سعی دارد مخاطب را متوجه این موضوع کند که تصمیمش ادامهای برای آناکوندای ۱۹۹۷ همچون یک کمدی بیرونی است و نه ادامهای از جنس داستان اصلی.
بههمین دلیل در کل فیلم آناکوندا شاهد دیالوگهای برنامهریزیشده و خلق موقعیتهایی هستیم که در آنها کاراکترها مدام از آیسکیوب، جنیفر لوپز و در نهایت ادای دین به آنها میگویند. شاید اگر پرداخت ابتدایی داستان از دنیای این کاراکترهای بهظاهر شکستخورده در دنیای معمولیاشان عمق بیشتری داشت، اکنون در حال نوشتن از اثری تجاری اما مملو از موقعیتهای کمدی بودیم. به زبان ساده باید گفت فیلم آناکوندا را جک بلک و انتظار مخاطب برای خندیدن از استعداد کمدی او پیش میبرد و نه خلاقیت گورمیکن در ساخت دنیایی کمدی.
در چنین اثری بیش از هر چیزی جلوههای ویژه و ساختار فیلمبرداری و عمق رنگ و میدان کارایی دارند تا روایت، فرمبندی داستان و در نهایت دکوپاژ. بههمین سبب است که در طول فیلم با نماهایی عظیم مواجه میشویم که هدف اصلی کارگردان از گرفتن آنها، خیرهکردن چشم مخاطب مقابل پردهی بزرگ سالن سینماست. در اینجا باید گفت کارگردان در برخی نقاط به هدف خود رسیده است؛ بهخصوص هنگام فرار «داگ» و دیگران از دست مار عظیمالجثه در حاشیهی جنگل. اگر نماهای مورد اشاره را فاکتور بگیریم، باید گفت کارگردان فیلم آناکوندا در باقی نماها عملاً از رسیدن به این هدف نیز عاجز مانده است.
مهم نیست که شما با دوربین ۷۰ میلیمتری یا هشت میلیمتری فیلم خود را قاببندی کنید، مهم آن است که حظ بصری سینما را به مخاطب از تجربهی تماشای یک فیلم سینمایی ساختارمند منتقل کنید. گورمیکن در این اثر از ارائهی چنین تجربهای عاجز است. او همهچیز را فدای همان چند نما کرده است.
استفاده از بازیگرانی که کمدی و بهخصوص کمدی مد نظر هالیوود را میشناسند در چنین اثر شلختهای باعث تعجب است. گورمیکن در فیلم قبلی خود با نام «سنگینی تحملناپذیر یک استعداد عظیم» نشان داد که حتی با ترکیب «نیکلاس کیج» و «پدرو پاسکال» نیز میتواند کمدی متوسطی بیرون بیاورد، اما در این اثر همان ذرهی ناچیز را هم به درون کالبد کاراکترهایش تزریق نکرده است. در نهایت با اکتهای پر از فریاد و غلوانگیزی از بازیگران مواجه میشویم که بیشتر باعث سرسام میشوند تا خنده. در این اثر قرار بود بخندیم و شاید انتظار داشتیم به قهقهه بیفتیم، اما در نهایت جز خمیازههای بعضاً طولانی و میگرن القایی از دیالوگهای بیسروته و حفظی چیزی نصیبمان نشد.

