نام انگلیسی: Father Mother Sister Brother
نام فارسی: فیلم پدر مادر خواهر برادر
محصول: ۲۰۲۵ – کشور آمریکا، ایرلند، کشور فرانسه، کشور ژاپن، کشور ایتالیا
ژانر: درام، کمدی
ردهی سنی: ۱۳+
امتیاز: ۴ از ۴
در مرور فیلم «شب روی زمین» عنوان کردیم که جیم جارموش زمانی که بهسراغ آثار اپیزودیک میرود، عملاً مخاطب را نه با روایتی داستانی، بلکه با بخشی از زندگی زیستهاش در هر روز مواجه میکند؛ آن هم از طریق کاراکترهایی ناملموس که شخصیتپردازیهایشان هم وسواس کوبریکی را در خود دارند و هم مدلسازی برسونی. او در فیلم جدید خود یک کار متفاوت را رقم زده است. ابتدا ضربآهنگ اثر را تا جایی که میتواند ملایم میکند و دیگر اینکه اپیزودها را در سه بخش ارائه میدهد؛ فیلم پدر مادر خواهر برادر.
اثر جدید جیم جارموش یکی از آن آثار مدرسهای سینماست. در این اثر پر از وسواس و ملایم شاهد این هستیم که جارموش حتی مخاطب سینمای عام را نیز پای اثر خود میخکوب میکند؛ آن هم بدون استفاده از دکوپاژی هیجانی، شوکهکننده و در نهایت شاتهایی نتیجهگرا. روایت او بهاندازهی دنیای گذشته و اکنون کاراکترهایش باز است و شاید بهتر آن است که بگوییم یک ساعت و پنجاه دقیقه تصویر میبینیم و بهاندازهی چندین زندگی در ذهن تصویرسازی میکنیم.
فیلم پدر مادر خواهر برادر جارموش از همان تیتراژ ابتدایی و کند و سریعشدن نامها و رنگهایشان آغاز میشود. پدر، سپس با یک مکث مادر و در نهایت خواهر برادری که همزمان روی تصویر ظاهر میشوند. پس از این تیتراژ که با ترانهی پستپانک و آوانگارد «آنیکا»، خوانندهی بریتانیایی، همراه است وارد شاتهایی از پدری میشویم که نظم خانهاش را بر هم میزند.
سپس از طریق یکی از موتیفهای بصری روایت که فرزندان آن پدر را در ماشین نشان میدهد، با چندوچون زندگی و رابطهی این سه تا حد زیادی آشنا میشویم. جارموش بدون دیالوگی از سوی پدر و فقط با همان شاتهای ابتدایی، و در ادامه تأخیر عمدی او در باز کردن در منزل پنهانکاری این مرد را با ذکاوت تصویر میکند.
دیالوگها در این بخش بهسادگی هرچهتمام یک کمال موقعیتی را ارائه میدهند؛ پسری که از زندگی پنهان و موازی پدر خبر ندارد و دائم به او کمک مالی میکند، خواهری که بهخوبی همهی زیر و بمهای زندگی پدر را بو میکشد و تنها واکنشش به سادگی برادر سکوت و خندههای ریز است و در نهایت پدری که با دقت تمام خود را به نادانی میزند و از تمام توانش برای بهرهکشی مالی از فرزندان استفاده میکند.
جارموش فیلم پدر مادر خواهر برادر را از طریق موتیفهایی که در اپیزودهای بعدی نیز تکرار میشوند تقدیم مخاطب میکند؛ ساعت مچی رولکس که هر شخصیتی در هر اپیزود بهگونهای آن را پنهان میکند و از طریق بازی اصل و تقلبی مخاطب را با روی دیگری از شخصیتپردازیها مواجه میکند. اسکیتسوارهایی که در هر روایت با اسلوموشن مقابل ماشین کاراکترها هنرنمایی میکنند و واکنشی متفاوت را از هر کاراکتر نسبت به آنها شاهد هستیم و در نهایت فنجانهای چای، قهوه و آبی که بهسلامتی نوشیده میشوند و همین کمدی سرد و یخبستهی جارموشی را به اوج میرساند.
در اپیزود مادر فیلم پدر مادر خواهر برادر به دوبلین میرویم و اینبار نیز دو دختر یک زن نویسنده برای عصرانهی چاینوشی و سنت هر ساله به خانهی مادر میآیند. در این اپیزود نیز گذشته و حال در تلاقی با یکدیگر و از طریق قابهای عکس مخاطب را به درون زندگی کاراکترها میبرند. جارموش در این اپیزود نیز با استفاده از همان موقعیتهای کمدی یخبسته و بدون دیالوگ کاراکترهایش را شخصیتپردازی میکند. او در هیچکدام از این اپیزودها بهدنبال شروع، اوج و فرودی اپیزودیک نیست.
در هر کدام از این دو بخش بهیکباره دوربین مخاطب را به درون نیوجرسی و لحظهای بعد به دوبلین میبرد و در هر کدام از این سر زدنها کاراکترهایی متفاوت را هدف قرار میدهد. در این دو اپیزود باز هم همانند بسیاری از آثار جارموش واقعیت زندگی (نقلقول مستقیم از خود جارموش: «ترجیح میدهم فیلمی در مورد مردی بسازم که با سگش به پیادهروی میرود تا اینکه اثری تولید کنم که دربارهی امپراتوری چین است.») بخش جداییناپذیری از اثر است.
اما اثر سوم دیگر پنهانکاریهای دو اپیزود قبلی را در خود ندارد. اینبار با برادر و خواهری مواجه هستیم که در سوگ والدین تازه از دنیا رفتهاشان به خیابانهای پاریس و آپارتمان دوران کودکیاشان میروند. مرگ در این اپیزود همهی پنهانکاریها را از طریق انباری و عکسهای بهجای مانده از والدین عیان میکند. جارموش در این اپیزود خیلی زیرکانه از مرگ برای حسنختام روایتش بهره میبرد و آن را در سرتاسر اپیزود به خورد مخاطب میدهد. روایت جدید جارموش نه یک فیلم، بلکه بخشی از خود زندگی است.

