یک کمدی-نئونوآر قابل دفاع
نام انگلیسی: فیلم 12Hour Shift
نام فارسی: فیلم شیفت دوازده ساعته
محصول: ۲۰۲۰ کشور آمریکا
امتیاز: ۳ از ۴ – 〇⬤⬤⬤
نقد فیلم شیفت دوازده ساعته
«دفنی میلبروک» در سریال «قهرمانان» را اگر به یاد دارید، سرعتی باورنکردنی داشت و فاصلهای زیاد را در چند ثانیه طی میکرد. «بری گرانت» ایفاگر این نقش بود. حدود ۱۲ سال از آن سریال و آن فصل میگذرد و حال در سال ۲۰۲۰، بری گرانت اولین تجربهی فیلم بلند داستانی خود را به نمایش گذاشته است. فیلم شیفت دوازده ساعته بهعنوان یک کمدی-نئونوآر کاملاً آمریکایی آنقدر خوب در کادر ژانر خود جای گرفته که مخاطب، از ابتدا تا انتهای فیلم در میان شلوغیها و رفتوآمدهای کاراکترها گم نمیشود.
مندی – پرستار یک بیمارستان- در حال گذراندن دوران تعلیقی خود بهسبب سوءمصرف مواد است. او با یک باند قاچاق اعضای بدن همکاری دارد و با انتخاب بیماران خاص، اعضای بدن مورد نیاز باند را بههمراه پرستاران شیفتهای دیگر آماده میکند. رجینا، دختر بلوند و قد بلند و البته احمقیست که بهعنوان پیک رابط بین مندی و اعضای باند است.
فیلم شیفت دوازده ساعته با دیالوگ مندی و یکی از پرستاران شیفت قبلی خود آغاز میشود. در طول همین دیالوگ که بیشتر به مونولوگ آن پرستار میماند، شخصیت مندی میخ خود را در ذهن مخاطب میکوبد و در سکانسهای بعدی، ذره ذره با ابعاد شخصیتی او آشنا میشود. فیلم بسیار شلوغ و پر زدوخورد است، اما این شلوغی بهیکباره بهسمت مخاطب شلیک نمیشود. بلکه در فیلم شیفت دوازده ساعته سکانسبهسکانس شخصیتها اضافه میشوند و هر کدام ضلعی از این هرجومرج را پر میکنند.
بری گرانت در معرفی شخصیتها و آوردن آنها مقابل دوربین عجله ندارد. شیوهی او در معرفی شخصیتها قرار دادن موتیفهایی در کلام و بازی آنهاست. رجینا، همکاران مندی، بیماران، پلیس، حتی دختر یکی از بیماران و … زمانی که همهاشان در هرجومرج بیمارستان در حال آمدوشد مقابل دوربین هستند، نشان از یک کاراکتر غریب ندارند. مخاطب تکتک آنها را میشناسد و بهراحتی عمل و عکسالعملهای آنها را میپذیرد، چرا که این شخصیتها در پارهی ابتدایی فیلم بهصورت کامل پرداخت شدهاند.
فیلمهای کمدی-نئونوآر آمریکایی مانند نمونههای بریتانیایی خود، بر اساس حماقت شخصیتهایشان پیش میروند و این حماقتها بهصورت دومینووار اتفاقات فیلم را رقم میزنند. تفاوتی که بین نمونههای بریتانیایی و آمریکایی این ژانر وجود دارد، همان دیالوگنویسیها و استفاده از موسیقیست. در نمونههای بریتانیایی، ما با موسیقی راک بهعنوان موسیقی متن روبهرو هستیم و در فیلمهای آمریکایی این ژانر با موسیقی زمینهی ثرشمتال یا زیرژانرهای این سبک موسیقی مواجه میشود.
صحبت از موسیقی متن شد و باید گفت کار زیبای «مت گلَس» در پیشبرد صحنهها و در میان این آشفتگی بهزیبایی روی فیلم شیفت دوازده ساعته نشسته است. تلفیق صدای ویولون و گیتار باعث میشود لحظاتی که شخصیتها در کلیسا حضور دارند و همزمان قتلی دیگر صورت میگیرد، حسی آمیخته از اضطراب و سکون و آرامش به مخاطب القا میشود.
اثر «مت گلس» بهعنوان کاری پستمدرن در فیلمی که خود نیز از دل این جریان برآمده، یکی از زیباترین همخوانیهای موسیقی و سینما در چند سال اخیر است. فیلم شیفت ۱۲ساعته بهعنوان اولین اثر سینمایی «بری گرانت» اثری قوی و خوشساختی است که در بین آثار خوب سال ۲۰۲۰ قرار میگیرد.

