صفحه اصلی > نقد فیلم : نقد فیلم راننده بدلکار 2026

نقد فیلم راننده بدلکار 2026

فیلم راننده بدلکار

محصول: کشور آمریکا

ژانر: ورزشی, هیجان انگیز

نمره: 3 از 4

نقد فیلم راننده بدلکار

مایکل داوز، کارگردان کمدی محبوب کانادایی «گان»، این ماه با داستان دیگری درباره یک بازنده دوست داشتنی و بی پروا به سینما برمی گردد, فیلم راننده بدلکار: کن کارتر، راننده بدلکاری که در دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ برای جلب توجه جهانی با ایول نایول رقابت می کرد؛ البته خودش از آن آدم هایی نبود که دوست داشته باشید او را «ماجراجوی بی پروا» خطاب کنید. داستان کارتر پیش از این در مستند «شیطان در پاشنه هایت» محصول شبکه سی بی سی در سال ۱۹۸۱ روایت شده بود؛ مستندی که فیلم داوز هم از آن الهام گرفته است.

کارتر از آن آدم های عجیب وغریبی است که انگار هیچ وقت با عقل سلیم کنار نیامده اند؛ رویاپردازی که با چشمانی لوچ به دنیا نگاه می کند و حرف هایی را که می زند خودش هم باور دارد. مثلا وقتی می گوید: «مردم از طریق ما زندگی می کنند، پس باید بزرگ زندگی کنی.» از نظر کارتر، بزرگ زندگی کردن یعنی یک پرش رکوردشکن از انتاریو به نیویورک؛ پرشی یک مایلی با خودرویی موشکی که باید با سرعت ۲۸۰ مایل در ساعت دل به جاده بزند و خودش را به آن سوی رودخانه برساند. شاید عاقلانه تر باشد آدم زندگی را کمی بی دردسرتر بگیرد.

هرچند آن پرش دقیقا آن طور که انتظار داریم پیش نمی رود، از همان ابتدا معلوم است که قرار است نقطه اوج «فیلم راننده بدلکار» باشد؛ فیلمی که برای این قهرمان دیوانه و دوست داشتنی اش دل و جان می گذارد، اما به خاطر فیلمنامه ای که گاهی بی جهت درجا می زند و شخصیت های فرعی ای که فرصت کافی برای جان گرفتن پیدا نمی کنند، نمی تواند کاملا قانعمان کند چرا باید دوباره سراغ داستان کن کارتر برویم.

جی باروشل با تمام وجود خودش را در قالب این ریکی بابی کانادایی جا می اندازد و آن قدر خوب بازی می کند که فیلم راننده بدلکار تقریبا می تواند با خیال راحت روی او حساب کند؛ اما همین درخشش باروشل باعث می شود جاهایی که فیلم کم می آورد، بیشتر به چشم بیاید.

نقد فیلم 2067
بیشتر بخوانید

البته مقایسه «فیلم راننده بدلکار» با «شب های تالادگا» چندان جواب نمی دهد، چون داوز هیچ وقت فیلم را یک کمدی سرراست نمی بیند. کارتر شاید آدم خنده داری باشد، اما داوز و باروشل به جای اینکه او را به ریشخند بگیرند، عجیب وغریب بودنش را می پذیرند و با آن کنار می آیند. همین نگاه در شروع فیلم کمی غریب به نظر می رسد. قرار است به مردی بخندیم که برای پیدا کردن ریشه ترس هایش خودش را به هیپنوتیزم می سپارد؟ اد هلمز در نقش دیک کلر، طراح خودروی موشکی، قرار است نقش یک آدم بامزه را بازی کند یا قرار است جدی اش بگیریم؟ اصلا فرقی دارد؟

تا حدی بله. اینکه درباره مردی فیلم بسازید که می خواهد با یک خودروی موشکی از روی رودخانه سن لوران بپرد، آن هم فیلمی که مدام بین کمدی و درام رفت و آمد دارد، به خودی خود ایده جذابی است. اما فیلم باید بالاخره بداند می خواهد با این داستان چه لحنی داشته باشد؛ و یکی از مشکلات «راننده بدلکار» همین است که هیچ وقت تصمیمش را نمی گیرد.

فیلم جایی میان کمدی و درام معلق مانده؛ شرح حال مردی عجیب وغریب که نه آن قدر درباره ریشه رفتارهایش چیزی می گوید و نه واقعا توضیح می دهد چه چیزی او را بامزه می کند. کارتر بیشتر وقت ها فقط در صحنه حضور دارد؛ آدمی رک و بی پرده که اسیر فیلمنامه ای شده که مدام بین دو پرسش تاب می خورد: آیا او این بدلکاری را انجام می دهد یا نه؟ و اصلا آیا باید انجامش بدهد؟

این دو دلی فیلمنامه بیش از هر جا در شخصیت گلوریا (لورنس لوبوف)، همسر حامی کن، خودش را نشان می دهد. گلوریا از یک صحنه به صحنه بعد، مدام بین حمایت از شوهرش و ترس از اینکه خودش را در یک خودروی موشکی به کشتن بدهد، دست به دست می شود. شخصیت او آن قدر بی ثبات است که کم کم خود همین مسئله حواس آدم را پرت می کند؛ مدام منتظریم ببینیم این بار قرار است پشت کن بایستد یا جلویش را بگیرد. مشکل از بازی لوبوف نیست؛ مشکل از فیلمنامه ای است که به جز کن، بیشتر به بازسازی آدم های آشنا بسنده می کند تا اینکه واقعا آدم بسازد. این دو با هم فرق دارند.

نقد فیلم در مسیر تبدیل شدن به مرغ شاخدار | On Becoming a Guinea Fowl 2024
بیشتر بخوانید

در مورد بقیه بازیگران فیلم راننده بدلکار هم اوضاع خیلی بهتر نیست. اد هلمز بیشتر نقشی را بازی می کند که برای شخصیتش در نظر گرفته شده، تا اینکه فرصت پیدا کند یک آدم واقعی و صاحب شخصیت باشد. اما بن فاستر در نقش ایول نایول که وارد فیلم راننده بدلکار می شود، چند صحنه را از آن خودش می کند. اولین حضورش که در نهایت به نزدیک شدن ماجرا به یک دعوای واقعی با کارتر ختم می شود، یکی از بهترین لحظات فیلم راننده بدلکار است. شاید تاریخ واقعا چنین برخوردی را به خود ندیده باشد، اما فیلم راننده بدلکار می توانست کمی بیشتر از شور و حال ایول بهره ببرد.

شاید جسورانه ترین تصمیم داوز در «فیلم راننده بدلکار» به شکل روایت مربوط باشد. خود فیلم با قاب عریض فیلمبرداری شده، اما مستندی که در دل داستان در حال ساخته شدن است و قرار است همان محصول شبکه سی بی سی باشد، با قاب کامل تصویر گرفته می شود. همه چیز هم بوی همان دهه ۱۹۷۰ را می دهد: لباس ها و طراحی صحنه چشمگیرند و تقریبا تمام نماهای داخلی چنان در دود سیگار گم شده اند که انگار سیگار کشیدن بخشی از دکور صحنه بوده است. اگر قرار است خودت را با یک ماشین موشکی به هوا بفرستی، بد نیست دود سیگار هم بدرقه ات کند.

با وجود تمام لغزش های داستانی و نوسان های لحنی فیلم، چیزی در قلب «فیلم راننده بدلکار» وجود دارد که واقعا تماشایی است. جی باروشل که معمولا کمتر از شایستگی اش مورد توجه قرار گرفته، آشکارا کن کارتر را می فهمد. او توانسته میان ترس، نمایشگری و روحیه رقابت طلبانه کارتر تعادلی پیدا کند؛ ترکیبی که اگر بازیگر مراقب نباشد، خیلی راحت می تواند به اغراق و ادا درآوردن تبدیل شود. آدم هایی مثل کن کارتر به این راحتی پیدا نمی شوند و باروشل این را می داند؛ برای همین هم کارتر را به یک شخصیت مضحک و اغراق شده تبدیل نمی کند، کاری که بسیاری از بازیگران دیگر احتمالا انجام می دادند.

اینکه بگوییم باروشل خودش را به جای این «کانادایی دیوانه» گذاشته، شاید کمی اغراق باشد ــ آخر چطور می شود واقعا با کسی تا این اندازه بی پروا احساس نزدیکی کرد؟ ــ اما او در این نقش چیزی واقعی پیدا کرده؛ چیزی که اگر دست بازیگر دیگری بود، می توانست صرفا به سروصدا و رجزخوانی ختم شود. فقط ای کاش باروشل مجبور نبود تمام این راه را تنهایی پشت فرمان برود.

نقد فیلم آوریل | April 2025 | فیلمی برای مردان
بیشتر بخوانید

نقد فیلم راننده بدلکار از جشنواره بین المللی فیلم تورنتو ارسال شده است. «فیلم راننده بدلکار» از ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۶ اکران می شود.

دیدگاهتان را بنویسید

19 + چهارده =