نام انگلیسی: فیلم Exit 8
نام فارسی: فیلم خروجی شماره ۸
محصول: ۲۰۲۶ – کشور ژاپن
ژانر: دلهره
ردهی سنی: ۱۴+
امتیاز: ۳ از ۴
زمانی که از فیلم «صد گل» به کارگردانی «گنکی کاوامورا» نوشتیم، با ناامیدی از اولین تجربهی کارگردانیاش این پرسش را مطرح کردیم که نویسنده و تهیهکنندهای با پیشینهی نگارش و مشارکت در آثاری قابل اعتنا چگونه اولین اثر بلندش اینچنین لنگ میزند! حال او در دومین تجربهی سینمایی خود به سراغ اقتباسی از بازی معروف و جدید «خروجی شمارهی ۸» رفته است.
کاوامورا در فیلم خروجی شماره ۸ خود با ترکیب ساختارهایی نو در دلهرهی جدید همچون فضاهای لیمینال و اتاقهای پشتی توانسته مخاطب را درون ذهن کاراکتر خود محبوس کند؛ همانگونه که کاراکتر در دو راهی انتخاب مسیری سخت در زندگیاش دچار تردید شده است.
فیلم خروجی شماره ۸ کاوامورا تا دقیقهی ۸:۲۶ همچون خود بازی با دوربین اول شخص پیش میرود. او هر آنچه را که نیاز دارد در این ۸ دقیقه در اختیار مخاطب قرار میدهد؛ از تردیدها و بیحوصلگیهای کاراکتر اصلی تا خبر یکبارهی حاملگی دوستدخترش و از دست رفتن ناگهانی تمرکزش.
اما بهمحض اینکه کاراکتر وارد لوپ اشری و لیمینالی در راهروی براق و روشن مترو میشود، همهچیز داستان کاوامورا بر مخاطب عیان میشود. او فیلم را برای همهی مخاطبان سینما ساخته تا با خیال راحت، حتی اگر بازی را تجربه نکرده باشند، وارد پازلبازیهای کاراکتر این لوپ شوند. این را باید هدیهای از سوی این کارگردان خوشذوق تعبیر کنیم که پس از تماشای فیلمش، هر مخاطبی ترغیب به تجربهی بازی خروجی شمارهی ۸ میشود.
میزانسن فیلم خروجی شماره ۸ همانقدر که ساده است، به همان میزان مخاطب را وادار میکند تا در جایجای آن به کمک کاراکتر برود و حتی در برخی موارد دوربین نیز همراه مخاطب با بیصدایی به کاراکتر هشدار میدهد که باید در این نقطه به چیزهای غیرعادی توجه کند و مسیر معکوس را برود. در روایت دائم با این گذرها مواجه میشویم و همین باعث بالا رفتن هیجانی میشود که قرار نیست تحت تأثیر جامپاسکرها و فضاهای تاریک قرار بگیرد. کاوامورا در دلهرهی روشن خود به همین هم بسنده نکرده و در پردهی سوم مخاطب را با کلیشههای ژانر دلهره نیز مواجه میکند. اما او یک کار را با جسارت انجام میدهد، ولی به دنیای دلهرههای ماورایی ورود نمیکند.
بهنوعی میتوان اینگونه بیان کرد که ذات دلهرهی او ذهنی و انتزاعی و وابسته به تصمیماتی درون زندگی کاراکترهاست و نه نفرین یا طلسمی که در افسانههای شهری معمول و دلهرههای داستانی-اینترنتی شهری موجود است. بههمین سبب است که در برق کاشیهای راهروی بیپایان مترو کاراکتر بیش از هر چیزی با خودش کلنجار میرود تا عاملی بیرونی.
داستان فیلم خروجی شماره ۸ آنقدر وابسته به مفاهیم ذکرشده در بالا مانند اتاقهای پشتی و فضاهای لیمینال است که در دقیقهی ۳۳ نورهای فلورسنت رنگشان از سفید به زرد تغییر میکند و موسیقی متن نیز نالهای خشن و آزاردهنده را به خود میگیرد. این انتخاب و تغییر در میانهی داستان را میتوان تضمینی روایی در نظر گرفت که کارگردان از طریق آن مخاطب آشنا با این مفاهیم نو را بیشتر و بیشتر درگیر داستان کند.
از سویی دیگر کاوامورا با اشارهای مستقیم به فضای بینهایت اشری روایتش را شجاعانهتر پیش میبرد تا مخاطب حتی برای لحظهای بهدنبال راه فراری از جنس اتاقهای فرار یا سری فیلمهای مکعب برای این فیلم نگردد.
اما فیلم خروجی شماره ۸ کاوامورا ابزوردیسم خود را درون رستگاری فردی کاراکتر حل میکند. بهنوعی او با تغییر زاویهدید روایت در برخی از نقاط به مرد سفیدپوش و پسرک داستان خود را با هوشمندی پیش میبرد، اما میل به قهرمانسازی از کاراکتر اصلی و پالایش او در این مسیر رستگاری، چیزی شبیه درامی فردیست تا دلهرهای ذهنی و انتزاعی. کاراکتر او در فیلم خروجی شماره ۸ در نهایت تصمیم میگیرد، اما این تصمیم به قیمت از دست رفتن روح دلهرهی لوپگونه و اسیرکنندهی کارگردان تمام میشود. در هر حال اثر جدید کاوامورا را باید یکی از اقتباسهای تمیز سینمایی از روی بازیهای ویدیویی دانست و باید امیدوار بود این کارگردان در همین مسیر باقی بماند.

