نمایشی بچهگانه از جدال انسان و تکنولوژی در آزمون سفر در زمان
نام انگلیسی: فیلم Intersect
نام فارسی: فیلم تقاطع
محصول: ۲۰۲۰ کشور آمریکا
امتیاز: ۰ از ۴ – 〇〇〇〇
نقد فیلم تقاطع
گروهی از دانشمندان جوان یک ماشین زمان اختراع میكنند، تا بفهمند که آیا آنها توسط نیروهای مرموز و غیبی از بُعد دیگر کنترل میشوند یا خیر…
شروع چالشی و مبهم داستان در ابتدای فیلم تقاطع شاید نوید دیدن یک فیلم علمی- تخیلی با هدف موازنهی معادلات علم فیزیک و درصد آزمونوخطای محققانِ همواره در تلاشی را میدهد که تابهامروز موفق به ثبت دستاوردی در ثبت سفر در زمان نشدهاند.
اما خیلی زودتر از آنچه که تصور میکنیم، شیوهی روایت فیلم تقاطع بهسمت کلیشه میرود و دستآویز پرداختهای نخنمایی میشود که جز تکرار کسالتبار و ریتم کندِ حرکتی داستان، فیلم تقاطع هیچ اِلِمان دیگری را مقابل چشمان مخاطب خود نمیگذارد؛ فلشبکهای اپیزودی که در سه یا چهار مقطع فیلم و بهفاصلهی هر نیمساعتیکبار بیننده را وارد گذشته مبهمتری از کارکترهای داستان میکنند و نهتنها باعث سلیستر شدن اثر نمیشوند، بلکه بیشتر بیننده را بهسمت باتلاق گنگی که فیلم برای رهایی در آن دستوپا میزند سوق میدهد.
تمام این اضافهگوییها – بدون افتادن هیچ اتفاقی در طول فیلم که نوید جذابتر شدن ادامهی کار را به ما بدهد – پیش میروند و ای کاش در خلال این روند حوصلهسربر میتوانست جای خالی سکانسهای جذاب هیجانی-تخیلی خود را حداقل با اطلاعات نسبیِ علمی در ارتباط با مبحث سفر در زمان پر کند، ولو در حد همان اطلاعات نسبی که بینندهی عادی در ارتباط با این مبحث، از پیش در پسزمینهی ذهن خود دارد.
شاید تنها نقطهی عطف فیلم تقاطع، بیستدقیقهی پایانی فیلم باشد که مخاطب تازه متوجه میشود علت تمام این فلشبکها —داستانپردازیهایی که در بسیاری از مواقع حتی به خود قصه هم تبدیل نشده و در حد همان داستانک باقی مانده است — یک دلیل بیشتر نداشته و آن هم درهمپیچیده کردن اتفاقات برای سردرگمی مخاطب بوده تا ضعفهای بزرگ روایت را فراموش کند. کارگردان بهنوعی فیلم تقاطع را به سمت چالش پیچیدگی کشانده است که متأسفانه در پایانبندی هم به بنبست میخورد.
زمانی که درست در پایان به نقطهی آغازین و زمان حال فیلم تقاطع برمیگردیم، کارگردان ما را با تمام علامت سؤالهای بیجواب در ذهنمان رها کرده و تنها میگذارد. البته ممکن است در اینجا مبحث سلیقه و انتخاب پایان باز از سوی صاحب اثر مطرح گردد، اما جالب اینجاست که بههیچوجه تشابهی در پایانبندی این فیلم با تعریفی که ما از پایان باز در ذهنمان داریم پیدا نمیکنیم.
در پایان این نکته را باید اضافه کرد که اگر زمانی یک فیلمساز برای ساختن یک اثر — برای جذب مخاطب به سالن سینما و فروش بیشتر در گیشه — بهسراغ مباحث علمیِ بهاصطلاح هموارهجذاب میرود، باید عقبهای سرشار از تجربه و یک تیم علمی پژوهشی خُبره و همچنین عوامل زُبده در حرفه و تخصص خود را گرد هم بیاورد تا اینچنین خیلی زود با یک اثر شکست خورده —که حتی نمیتوان بهعنوان یک فیلم تجاری هم به فروش آن در گیشه امیدوار بود— مواجه نشود.

