صفحه اصلی > نقد فیلم : نقد فیلم بازیگر | The Actor 2025
ads

نقد فیلم بازیگر | The Actor 2025

فیلم بازیگر

نام انگلیسی: The Actor

نام فارسی: فیلم بازیگر

محصول: ۲۰۲۵ – ایالات متحده

ژانر: جنایی، رازآلود، سوررئال

رده‌ی سنی: ۱۴+

امتیاز: ۲ از ۴

مصطفی ملکی

«دوک جانسن» در فیلم «آنومالیزا» همراه با چارلی کافمن وارد دنیای تودرتویی شد که کافمن سال‌ها بود در آن غوطه می‌خورد. او حتی در فیلم سال ۲۰۲۰ آقای کافمن هم نقش داشت و به‌نوعی وارد سوررئالیسمی تودرتو در فیلم «به پایان فکر می‌کنم» شد. حال او سعی دارد در فیلم بازیگر همان دنیا را از زاویه‌دید خود ترسیم کند.

فیلم بازیگر با نمایی نوآرگونه از ورود مردی به اتاق خواب خانه‌اش آغاز می‌شود که همسرش و معشوقی سیاه‌پوست در حال عشق‌بازی هستند. او با صندلی به سر مرد می‌کوبد و از این لحظه مخاطب وارد انتزاع کاراکتر «پل» می‌شود. پل بازیگر تئاتر و تلویزیون است و مخاطب نیز از همان ابتدا و از طریق میزانسنی که آقای جانسن تعبیه کرده وارد این هیاهوی حرفه‌ای می‌شود.

فیلم بازیگر

روایت فیلم بازیگر در باب مردی است که حافظه‌ی بلند مدت خود را برای همیشه از دست داده و حافظه‌ی کوتاه‌مدت‌اش نیز باید دستخوش تکرار قرار بگیرد و اگر برای مدتی دور از افراد باشد آن‌ها را نیز فراموش می‌کند.

خاطب از طریق همین گزاره‌هایی که از زبان دکتر می‌شنود به درون زندگی این مرد می‌رود. اگر در طول فیلم بازیگر و یادداشت‌های پل کمی به درون فیلم «خاطرات» نولان ورود کردید تعجب نکنید. اما آقای جانسن سعی دارد با گذر از آن تیزی لبه‌های روایت نولان مخاطب را به درون دالان‌های نرم و سوررئال کافمن ببرد. او برای تغییر سکانس‌ها گویی نور صحنه‌ی تئاتر را خاموش می‌کند و کاراکتر را همزمان در مسیر تغییر صحنه و تاریکی ذهن قرار می‌دهد.

آقای جانسن داستان فیلم بازیگر را از یک نقطه در شهری کوچک در اوهایو آغاز می‌کند و سپس بخش وسیعی از روایت را به شهری با نام جفرز انتقال می‌دهد. پل گویی قرار است در برابر تولدی دوباره قرار بگیرد و آن مرد زن‌باره و باری‌به‌هرجهت قبلی را فراموش کند. کار روایت نیز همین است که کاراکتر اصلی را دچار این پالایش کند. گره روایت آدرس منزل شخصی پل در نیویورک است که گویی محرک او برای در آغوش گرفتن زندگی قبلی است.

نقد فیلم برد | Bird 2024 | رویای آنها فقط زیستن است
بیشتر بخوانید

کارگردان در طول این مسیر زمین حاصلخیز مردمان جفرز را در اختیار پل قرار می‌دهد و سپس او را وارد رابطه‌ی عاشقانه‌ای با «ادنا» می‌کند. اما زمانی که پای او به نیویورک باز می‌شود گویی در برابر هیولایی قرار می‌گیرد که او در زندگی قبلی از خود ساخته است. تلاش او برای بازیابی و قرار گرفتن در همان مسیر از طریق شخصیت جدیدش گویی بی‌ثمر است.

آقای جانسن تلاش دارد این گذشته و حال را تبدیل به درون‌مایه‌ی اصلی روایت خود کند. او برای گذر از این مسیر دست‌به‌دامان آثار گذشته‌ی کافمن و حتی برخی فاکتورهای موجود در اثر «آنومالیزا» شده است.

فیلم بازیگر

اما بازیگر چه؟ پل چه؟ او پل را در این مسیر عاریه‌ای تنها می‌گذارد و مخاطب را صرفاً با تلفیق تکنیک‌هایی مواجه می‌کند که در بخش‌هایی از روایت بدون حتی ارزش افزوده‌ای فقط بر زمان داستان اضافه کرده‌اند. تقابل پل کنونی و بازیافت بخشی از گذشته‌ی او از طریق واکنش زبانی و عملی شخصیت‌های پیرامون در بستری که بیشتر شبیه صحنه‌ی نمایش می‌ماند همه‌ی ماجرا نیست.

آقای جانسن گویی ترمز فیلم بازیگر را در جاهایی می‌کشد و اجازه نمی‌دهد این پیچش روایی مخاطب را بهتر و بیشتر غرق کند. از این اثر انتظار می‌رفت در کلیت خود  تبدیل به ملودرام زندگی کاراکتر اصلی شود.

کارگردان همه‌ی ابزار و تکنیک‌ها را برای حصول این نتیجه در دست دارد و حتی توانسته با نزدیک کردن مخاطب به شخصیت‌های یکسان پیرامون پل که در موقعیت‌های مختلف فقط نام‌های‌اشان عوض می‌شود ورودیه‌ای قابل اعتنا را ایجاد کند. اما متأسفانه او در دالان‌های میانی روایت سعی دارد هر چه زودتر به نور بیرونی آن‌سوی تاریکی ذهن پل برسد.

پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

یک + شانزده =