صفحه اصلی > نقد فیلم : نقد فیلم انحراف | The Swerve 2018

نقد فیلم انحراف | The Swerve 2018

فیلم انحراف

من، من را نمی‌شناسم

نام انگلیسی: فیلم The Swerve
نام فارسی:فیلم انحراف
محصول: ۲۰۲۰ کشور آمریکا
امتیاز: ۴ از ۴ – ⬤⬤⬤⬤

نقد فیلم انحراف

یک پازل هزارتکه را در نظر بگیرید. همه‌ی تکه‌های پازل را چیده‌اید، اما فقط سه یا چهار تکه از آن باقی مانده تا تکمیل شود. هر چه می‌گردید پیدای‌اش نمی‌کنید. به تمام مدتی که مشغول کامل کردن آن بوده‌اید فکر می‌کنید، و نبودن این تکه‌ها جز آمیخته‌ای از خشم، غم، ناامیدی و اضطراب برای شما چیزی ندارد. این پازل را، «خود» درونی‌مان در نظر بگیرید. وقتی تکه‌هایی از «خود» را گم کرده‌ایم، هر چه توان داریم می‌گذاریم تا آنها را بیابیم. اما وقتی حتی نمی‌دانیم دنبال چه هستیم، بیشتر در این «مغاک» فرو می‌رویم.

داستان فیلم اول «دین کاپسالیس» نیز همین است. ما قرار است وارد زندگی «هالی» شویم. در پاره‌ی اول فیلم، هالی یک انسان مانند تمامی ماست. یک معلم انگلیسی در دبیرستان، دارای دو فرزند پسر و همسری که یک فروشگاه مواد غذایی دارد. چشمان گودرفته‌ی هالی، قرص‌هایی که استعمال می‌کند و چشمانی که زودتر از زنگ ساعت نشان از نخوابیدن‌های او دارد، همه‌اشان می‌گویند که هالی چیزی کم دارد. اما آن چیز چیست؟ نوعی خلأ.

هالی مثل تمام مردمان می‌خواهد عادی باشد و از زندگی مانند همه لذت ببرد. اما وقتی فرزندان‌اش مانند یک کنیز و راننده به او نگاه می‌کنند، زمانی که همسرش با همه قرار می‌گذارد، وقتی پدرومادر مانند ارباب با او برخورد دارند، زمانی که خواهر سرکش‌اش فقط قصد تحقیر او را دارد، چطور ممکن است به انتهای این خلأ برسد و آن را پر کند؟ هالی در تمام طول فیلم انحراف در حال کشمکش است. او همسر را در حال خیانت می‌بیند، اما چیزی نمی‌گوید. تمام تلاش‌اش را برای زنده‌نگه‌داشتن همه‌چیز می‌کند.

اما زمانی که نتوانی آن تکه‌های آخر را پیدا کنی، پازل تو تکمیل نمی‌شود. این آشفتگی درونی و این دست‌و‌پنجه نرم‌ کردن با «خود» را حتی در معاشقه با دانش‌آموز‌ خود هم پیدا نمی‌کند.

زیرکی کارگردان در استفاده از موش ‌به‌عنوان نمود فیزیکی این چالش، باعث می‌شود مخاطب در تمام مدت این ترس و اضطراب درونی را در وجود هالی درک کند. و نشانه‌ی دوم چسب زخم است که تا‌به‌پایان روی انگشت او قرار دارد و گویا قصد خوب شدن ندارد. کارگردان با این دو نشانه‌ی زیبا که هوشمندانه برای توصیف هالی به‌کار برده است، برای مخاطب تصویری «فیزیکی» از کشمکشی «انتزاعی» می‌سازد. این غم درونی هالی کی قرار است به پایان برسد؟ هر بار که قرار است امیدوار باشیم به پایان این چالش، خون از زیر چسب زخم بیرون می‌زند.

نقد فیلم یک افسر و یک جاسوس | J'Accuse 2020
بیشتر بخوانید

«کاپسالیس» در فیلم انحراف، با استفاده از تونالیته‌ی رنگی مناسب و همگام با روایت خود، بخش دیگری از داستان را با رنگ‌ها روایت می‌کند؛ آبی سرد و سبز و خاکستری. در تمام نماهای فیلم انحراف گویا چیزی سر جای‌اش نیست. مدیوم‌شات‌هایی که با لنز واید می‌گیرد، نشان از همان خلأ درونی هالی دارند. هالی در سرتاسر فیلم انحراف به‌دنبال همان چند تکه‌ی پازل درونی خود است. اما آنچه که در این کشمش ایجاد می‌شود یا رهایی است یا ازهم‌پاشیدن. مسیر هالی به کدام سمت است؟

نام فیلم و تصویری که از هالی در پوستر می‌بینیم نیز چالش‌برانگیز هستند و باعث می‌شوند در طول فیلم انحراف دائم آن تصویر واژگون را به‌خاطر بیاوریم. کارگردان داستان فیلم انحراف را به‌نوعی در تیتر و پوستر خود روایت کرده و قرار است این دو پاره را در یک‌ ساعت‌ونیم شاهد باشیم.

دیدگاهتان را بنویسید

بیست + 15 =