دغدغههای بومی کارگردان
نام انگلیسی: فیلم Blood Quantum
نام فارسی: فیلم کوانتوم خون
محصول: ۲۰۲۰ کشور آمریکا
امتیاز: ۲.۵ از ۴ – 〇◐⬤⬤
نقد فیلم کوانتوم خون
«جف بارنِبِی» از سال ۲۰۰۷ کار خود را در عرصهی فیلمسازی آغاز کرد و یک درونمایهی واحد برای آثارش در نظر گرفت؛ مسئلهی بومیان اصیل در کانادا. او تمرکز خود را روی قبیلهی «میگماک» – اولین ساکنان شمال کانادا- گذاشت و در هر اثر زاویهای جدیدی از زندگی آنها را به تصویر میکشید.
بهطور مثال در کار کوتاه خود به سال ۲۰۱۰، با نام «فیلم پروندهای برای تغییر»، داستان مردی را روایت میکند که بهسبب تمام آزاری که دیده و خسته از تمام تبعیضها، قصد دارد تا رنگ پوست خود را با جراحی سفید کند؛ اثری تأثیرگذار که گام بعدی او را نیز برای ادامهی این مسیر محکم کرد.
اثر بعدی او در سال ۲۰۱۵ بود. «فیلم قافیههایی برای غولهای جوان» روایتگر دختر جوان میگماکیست که قصد دارد از نمایندهی بومیان در شهر خود انتقام بگیرد، چرا که او را در مدرسهای شبانهروزی زندانی کرده که کار معمول ساکناناش تجاوز و سوءاستفادهی جنسی است. «جف بارنِبِی» در سال ۲۰۲۰ نیز بهسراغ دومین اثر بلند خود رفته و باز هم نژاد میگماکی در مرکز این روایت قرار دارد.
او سعی نکرده از دایرهای که برای خود ساخته است خارج شود. دغدغهی او چیزی جز نمایاندن درد و رنجی که بومیان آمریکای شمالی میکشند نیست. او برای پوشش داستان فیلم کوانتوم خون خود از ژانر دلهره-زامبی استفاده کرده و سعی کرده خشونت مورد نظر خود را در قالب این ژانر به نمایش بگذارد.
«تریلور» – رئیس پاسگاه – بههمراه خانوادهاش جاس – همسر – و جوزف -پسر- در یکی از شهرهای شمال کبک زندگی میکند. جاس پرستار است و جوزف ظاهراً جز دردسر برای آنها چیزی ندارد. پدر تریلور نیز به ماهیگیری مشغول است. پسر بزرگتری هم از زن اول دارد که ناماش «لایسول» است.
کینهای که در ذهن لایسول نسبت به پدر و خانوادهی جدید او وجود دارد در از راهبهدرکردن جوزف خود را نشان میدهد. همهچیز این شهرِ سرد و خاکستری درست مثل مرگ آرام است. فیلم کوانتوم خون با شاتهایی که به آرامی پشت سر هم میآیند و با برشهای نرم و مستقیم پیش میرود.
نیمهی اول فیلم کوانتوم خون تماماً به معرفی شخصیتها میپردازد و کارگردان در این تصویرسازی هیچ عجلهای ندارد. مخاطب در این پارهی فیلم بهراحتی با شخصیتها رابطه برقرار میکند و آنها را از طریق فلشبکهای بهموقع و دیالوگهای کاملاً اقتصادی میشناسد. اما شهر قرار است دچار بحران شود. مانند تمام فیلمهایی که با محوریت زامبیها هستند، این فیلم هم با بهجان هم افتادن افراد وارد پارهی دوم خود میشود. جوزف و جاس و دوستدختر جوزف -چارلی- در بیمارستان هستند که حمله شروع میشود.
کار جسورانهای که بارنِبِی انجام داده، برش میانهی فیلم کوانتوم خون است که ما را به شش ماه بعد میبرد. بازماندگان شهر اکنون پناهگاهی را پیدا کردهاند و در آن زندگی میکنند. بهنظر حرف اصلی بارنِبِی در همین پاره خود را نشان میدهد. اما اگر این اولین فیلمیست که از بارنِبِی مشاهده میکنید، باید بگویم که شاید بعضی از قسمتها و تعاریف برای شما نامفهوم بهنظر برسند.
اما اینگونه نیست. خط اتصالی که بین کارهای قبلی بارنِبِی و این کار وجود دارد، همان نژاد میگماکها هستند. تمام دغدغهی بارنِبِی آنها هستند و در هر کدام از آثارش مرثیهای برای ایشان میسراید.
اینبار آنها را در سریر خونی که دنیا را به پایان رسانده قرار داده است. فیلم کوانتوم خون با همان طمأنینهی سرخپوستی صحنههای خشن خود را بهنمایش میگذارد و انتزاعی که در کلام بارنِبِی وجود دارد، به درون دیالوگها و تصاویر نیز کشیده میشود. بهنوعی هم طرفداران ژانر دلهره-زامبی ممکن است از این اثر لذت ببرند و هم مخاطبانی که کارهای این کارگردان و دغدغهی تبعیض نژادی او را دنبال میکنند از آن لذت خواهند برد.

