اطلاعات تکمیلی فیلم فریاد 1957 اثری از آنتونیونی
فیلم فریاد (به ایتالیایی: Il Grido) فیلمی سیاهوسفید به کارگردانی میکل آنجلو آنتونیونی محصول ۱۹۵۷ در کشور ایتالیا است.
فیلم فریاد در جشنواره لوکارنو سال ۱۹۵۷ یوزپلنگ طلایی را برد.
نقد فیلم فریاد 1957
در فیلم فریاد، آنتونیونی باز میگردد به مکان و مردم محبوبش یعنی دره پو و اهالی آن (که در این محل درباره مردمش تحقیق بسیار کرده و حتی مدتی آنجا زیسته).
فیلم فریاد در واقع تراژدی کارگری است که بنا به علل تاریخی، قدرت استقلالش رااز دست داده و در تمام طول فیلم ما در حال تماشای تقلای او هستیم برای ایجاد وابستگی با محیط.
تقلا البته با شکست و خود ویرانی به پایان میرسد، اما این سئوال با صحنه بینظیر انتهائی فیلم مطرح میشود که اصلاً چه نیازی هست و به برقراری ارتباط و فهمیدن محیط (محیطی که به عمد خلاصه شده و مکانهائی خالی و خطوطی مورب که هیچگاه یکدیگر را قطع نمیکنند و فرد را به نابودی میکشانند) و آیا فضا را نمیشود و نباید پرکرد (از جمله، میشود نگاه کرد به کمپوزیسیون آخر فیلم و مقایسهاش کرد با صحنههای ابتدائی محل کار “آلدو”).
مشکل فیلم فریاد اما در پراکندگی بیش از حدش، بازیگرانی تحمیلی و نارسائی در زبان مبینی است که آنتونیونی در زمان ساخته شدن فیلم هنوز به آن دست نیافته و با فیلم ماجرا (۱۹۵۹) به نحو احسن به آن رسید.
آنتونیونی در “فیلم فریاد” بر روی پنهانترین انگیزههای عاطفی شخصیتهایش دست میگذارد، بدون اینکه تمایلی به ریشه یابی و منطقی کردن واکنشهایشان نشان دهد.
این رویکردِ او بعدها در تمام آثارش تکرار شد و به کمال رسید، زمان زیادی لازم بود تا بی توجهی به منطق واکنشهای عاطفی در آثار آنتونیونی به عنوان یک حفره ارزیابی نشود.
سادهترین جواب پس از برخورد با خط مخدوش علت و معلول در انگیزه سازی های آثار او، این بود که فیلمساز را به نگاه آسان گیر و پرداخت دم دستی و ناکامل شخصیتها متهم کنند.
سردرگمی کلمه ای بود که کمکم جای خود را در فرم آثار او پیدا میکرد و به عنوان اصلیترین ویژگی انسان در آثارش تعریف میشد و این مهم با قواعدی که تا آن زمان برای روایت سینمایی تعریف شده بودند سازگاری نداشت. زمان لازم بود تا شخصیتهای “فیلم ماجرا” خودشان را بی نیاز از منطق تراشی برای تصمیمهای مهم زندگی ببینند، شخصیتهای فدریکو فلینی در “فیلم زندگی شیرین” به ماهی عظیم الجثه و ناشناخته خیره شوند، ویردیانای بونوئل با باز کردن یک در بر روی باورهای خود پا بگذارد و مخاطب بگوید من اینها را درک میکنم، امروز این شبیه زندگی من است.
شاید نتوان خط مشخصی برای تولد سینمای مدرن، چنانکه در تعاریف ساختاری از سینمای قبل از خود فاصله میگیرد، تعریف کرد اما آنتونیونی و آثارش یکی از عناصر جدانشدنی این سینما هستند، با هر تعریف و با هر نگاهِ ممکن.

