چه چیز واقعیت دارد؟
نام انگلیسی: فیلم Marionette
نام فارسی: فیلم عروسک خیمه شب بازی
محصول: ۲۰۲۰
امتیاز: ۲.۵ از ۴ – 〇◐⬤⬤
نقد فیلم عروسک خیمه شب بازی
فیلم عروسک خیمه شب بازی با سوختن یک مرد شروع میشود. «دکتر مکوات» بالای یک پشت بام خود را به آتش میکشد و «ماریان» دکتری آمریکاییست که به جای دکتر مکوات به اسکاتلند میآید. او برای آغاز دوباره زندگیاش به آنجا آمده است.
ماریان دو بیمار مهم دارد؛ «کوریان» دختربچهای که آبوهوا (weather) او را به شدت آشفته میکند و تصور میکند مادرش میخواهد او را بخورد و دیگری «مندی» پسربچهای ده ساله که بعد از مرگ پدرش در تصادف و خودکشی مادرش، با کشیدن نقاشیهای ترسناک خود را از خانوادهی جدیدش جدا کرده و با کسی صحبت نمیکندجز ماریان، و ماریان که تلاش میکند علت رفتارهای این دو کودک را درک کرده و آنها را درمان کند.
فیلم عروسک خیمه شب بازی با قاببندیهای مناسب و با کمک باد و باران همیشگیِ اسکاتلند و هوای گرفتهی آن توانسته مرموز بودن تصاویر را بیشتر کرده و اثرش را بر مخاطب بگذارد.
از همان ابتدا عمارتی که قرار است محل کار ماریان باشد و اتاق او، توجه بیننده را جلب میکند. عمارتی بزرگ و ساکت که نگهبان پیر آن حتی با صدای ماریان هم از خواب بیدار نمیشود. اتاقی که تاریک است و کاغذهای دیواری تیرهی آن هم به این تاریکی کمک کرده است و فقط دو پنجره وجود دارد که میز ماریان را روشن کرده است.
میزانسنی با دقت که رمزآلود بودن تصاویر را باعث میشود. چه ساختمان محل کار ماریان و چه ساختمان محل زندگی او، هر دو از چوب ساخته شدهاند و تنها پنجرههای کوچکی دارند که نور را کمی به اتاقها وارد میکند. نوری که با آن هوا چندان هم ثبات ندارد.
از سویی دیگر فیلم در میان روایت سادهی داستان، اتفاقات گذشتهی زندگی ماریان و دلیلی که منجر به آمدنش به این شهر و کشور جدید شده است را به ما نشان میدهد. روایتی که گذشته با حال ادغام شده تا نتیجهای در برآید. گذشتهی ماریان اما در خانهایست که دیوارهای آن تماماً شیشه است و آسمانی که همواره خورشید دارد و نوری که همواره به خانه میتابد.
گذشتهای روشن که به حالی تیره بدل شده است. نمادی از اتفاقاتی که قرار است در ادامهی ماجرا برای ماریان رخ دهد. اما بیشترین تاثیر را در مرموز بودن تصاویر میتوان موسیقی آن دانست. تعلیقی که در بسیاری سکانسها رخ داده و با بیننده همراه میشود و صدایِ باران و طوفان و امواج دریا هرچه بیشتر اضطراب را به مخاطب القا میکنند. فیلم به آهستگی پیش رفته و موقعیت و شخصیتهایش را به بیننده نشان میدهد.
در فیلم یتیم اثر ژاومه کویت-سرا دختربچهای که وارد خانوادهی جدید شده نیز کم کم خود را به اعضا نشان میدهد. رفتارها و حرکاتش به یک دختربچه نمیماند اما کسی هم نمیتواند این را باور کند. در اینجا نیز مندی که قبلاً دکترش آقای مکوات بوده است و خود دچار جنون شده است، آهسته آهسته خود را به ماریان نزدیک کرده و با صحبتهایاش او را آشفته میکند و این آشفتگی با رفتار و حرکات او به خوبی مشخص است.
اما چیزی که در فیلم یتیم به خوبی مشاهده میشود داستانی با پایان روشن است. اما در فیلم عروسک خیمه شب بازی پایان چندان روشن نیست. روشن نبودن آن هم بهخاطر خود داستان است، نه بهخاطر نوع روایت داستان.
در اینجا ما با پرسشی دربارهی چیستی و ماهیت زندگی همراه هستیم، سوالی که خود ابهام به همراه دارد و ساخت فیلم براساس آن نیز میتواند همانقدر ابهامآمیز باشد. یکی دیگر از مزیتهای فیلم بازی «تکلا رویتن» در نقش ماریان است. او بهخوبی توانسته تمام شخصیت ماریان را به بیننده نشان دهد؛ از آرامش موجود در سکانسهای فیلم تا وحشت و سردرگمی حاصل از وجود وقایع غیرقابل تصور.
«فیلم عروسک خیمه شب بازی» فیلمی دلهره آور، ترسناک و مرموز است که اگرچه شاید داستانش دارای ایراداتی باشد، اما کل اتفاقات فیلم بیننده را مجاب به دیدن فیلم میکنند؛ اینکه در نهایت چه خواهد شد.
فیلم عروسک خیمه شب بازی در پایان بیننده را هم دچار اغما و تردید میکند. تردید از وجود هر چیزی که در اطرافمان وجود دارد. تردیدی که چه چیزی واقعیست و چه چیزی غیرواقعی.

