اطلاعات تکمیلی فیلم صحرای سرخ
فیلم صحرای سرخ (Il deserto rosso) فیلمی محصول سال ۱۹۶۴ از کمپانی ایتالیایی در کشور ایتالیا فدریز به کارگردانی میکل آنجلو آنتونیونی است.
آنتونیونی و تونینو گوئرا فیلمنامهٔ این کار را نوشتند.
این فیلم او که برندهی جوایزی هم شد، اولین فیلم رنگی او بود. یک درام رویاگونه است که با دلواپسیها و نگرانیهای شخصیت اصلیاش و بیگانگی او نسبت به اطرافیان، پر شده است.
نقد فیلم صحرای سرخ 1964
همسر نابغهی آنتونیونی «مونیکا ویتی»، در نقش “جیولیانا” حضور دارد، یک مادر آسیب پذیر و همیشه نگران که احساس میکند که نه میتواند با شوهرش “اوگو” ارتباط خوبی برقرار کند، و نه با مردم آن شهری که آنها با پسرشان “والریو” در آن زندگی میکنند.
جیولیانا با آرامش اندکی که با ورود همکار جدید شوهرش “کورادو” به دست میآورد، او سعی میکند تا یک بار برای همیشه بر این اضطراب مخرباش پیروز شود، اما هنوز هم یک سری دلواپسیهای زیانبار و توصیفناپذیر، او را تحت تاثیر قرار میدهند.
در حالی که هم فیلم صحرای سرخ یک پیش زمینهی عالی قبل از موفقیت بزرگ «آگراندیسمان» در سال 1966 بود، هم یک اثر که از استانداردهای خاص خودش پیروی میکرد.
«فیلم صحرای سرخ» محصول زمانی است که آنتونیونی با به کار بردن منظرههای تاریک و بیگانه و دل مشغولیها و آشفتگیهای جیولیانا، خودش را از همیشه محزونتر نشان داده است.
فیلم صحرای سرخ را میتوان به راحتی با «استاکر» اثر «آندری تارکوفسکی» مقایسه کرد، چرا که در هر دو فیلم کارگردان توانسته به خوبی مفاهیم مختلف را با ریزه کاریها به هم متصل کند.
هیچ شکی در اینکه ویتی ستارهی این نمایش شگفت انگیز است وجود ندارد، او قبل از اینکه مخاطب بخواهد با فضای فیلم آشنا شود خودش را اثبات میکند.
همچون پرندهای در یک قفس، جیولیانا برای زندگی در جای دیگر به شدت اشتیاق دارد، -هرجای دیگری، اگر کسی برایش سوال است- اما توسط آن هالهی زهر آگینی که حول زندگیاش وجود دارد به بند کشیده شده است.
هریس از آن “شوالیهای با زره درخشان” {منظور بازیاش در فیلمهای انگلیسی است} فاصله گرفته، اما هنوز هم آن ویژگیهای فیزیکیاش را که با آن آنتونیونی را که مجذوب بازی او در «این زندگی ورزشی» محصول سال 1963 به کارگردانی «لیندزی اندرسن» کرده بود به همراه دارد.
«فیلم صحرای سرخ» آنتونیونی که برندهی شیر طلایی ونیز شد تلنگری به افرادی است که تلاش کردند تا آثار او را به نئورئالیسم نسبت دهند.
بر خلاف شخصیت اصلی مالیخولیایی فیلم، خود آنتونیونی به خوبی توانسته از بند موانع و محدودیتها رها شود، و اثری بسازد که یک گوهر فراموش نشدنی است.

