محصول: کشور هلند, کشور بلژیک, کشور دانمارک
ژانر: درام, موسیقی
نمره: 3 از 4
نقد فیلم صدابردار
در جشنواره بین المللی فیلم پالم اسپرینگز، جایی که ظرافت های فیلمسازی فقط دیده نمی شوند، بلکه قدرشان دانسته می شود، «فیلم صدابردار » تجربه ای کمیاب و تاثیرگذار است؛ فیلمی که از تماشاگر نمی خواهد فقط تماشا کند، بلکه از او می خواهد گوش بدهد.
فرانک فان پاسل، فیلمساز بلژیکی، فیلم صدابردار را در روزهای پراضطراب پیش از جنگ جهانی دوم روایت می کند. «فیلم صدابردار » که در بلژیک با نام «مرد رادیو» هم شناخته می شود، داستانی خیالی دارد، اما ریشه هایش را با دقت در واقعیت تاریخی پیدا می کند و از آدم ها و اتفاقات واقعی بلژیک الهام گرفته است. فان پاسل رابطه ای شخصی هم با این داستان دارد: او زمانی فهمید پدربزرگ یکی از دوستان نزدیکش نخستین سازنده افکت های صوتی سینما در بلژیک بوده است. همین کشف، ارتباطی عمیق میان او و موضوع فیلم ایجاد کرده؛ ارتباطی که انگار از همان ابتدا در تار و پود اثر جریان دارد.
چیزی که «فیلم صدابردار » را از همان ابتدا متفاوت می کند، نگاه متفاوتش به زبان سینماست. فان پاسل به جای اینکه صدا را چیزی بداند که در خدمت تصویر قرار می گیرد، فیلم را از صدا شروع می کند و تصویر را از دل آن بیرون می آورد. قهرمان داستان جوانی است که در سال ۱۹۴۰ کارش را در یک ایستگاه رادیویی آغاز می کند و جهان را بیشتر از راه گوش تجربه می کند تا از طریق کلمات. فان پاسل در گفت وگویی که با او از طریق زوم داشتم، توضیح داد که هنگام ساخت فیلم یک سوال مدام ذهنش را مشغول کرده بود: اگر دنیا را به جای دیدن، از طریق شنیدن تجربه کنیم، چه شکلی خواهد داشت؟
پاسخ او فیلمی شاعرانه و عمیقا حسی است؛ فیلمی که بروکسل را نه به شکل شهری که صرفا قرار است ببینیم، بلکه مثل خاطره ای زنده و حسی پیش روی ما می گذارد؛ شهری ساخته شده از صدا، سکوت و خیال. فان پاسل از شیوه های قدیمی نقاشی پس زمینه و دکورهای سبک پرداخته شده استفاده می کند تا دنیای درونی شخصیت اصلی را بازتاب دهد. نماهای بیرونی هم به ندرت دیده می شوند و همین محدودیت، حس نزدیکی و تنهایی فیلم را بیشتر می کند.
فان پاسل برای ساخت فضای صوتی فیلم صدابردار با تعدادی از سرشناس ترین طراحان صدای اروپا همکاری کرده است. آنها بیش از یک سال وقت گذاشته اند تا دنیای صوتی فیلم را با جزئیات بسازند. صدای هر قدم، هر نفس، وزوز رادیو و حتی سکوت، بار عاطفی خودش را دارد. صدا در این فیلم فقط چیزی نیست که می شنوید؛ چیزی است که آن را حس می کنید.
یکی از جسورانه ترین لحظات فیلم صدابردار ، صحنه ای عاشقانه است که کم کم در موجی سبز و درخشان از صدا محو می شود. ایده ای که روی کاغذ شاید بیش از حد انتزاعی یا خودنمایانه به نظر برسد، روی پرده به استعاره ای تصویری و تاثیرگذار از پیوند عاطفی تبدیل می شود. فیلم در این لحظه تماشاگر را دقیقا به جایی می برد که شخصیت ها در آن قرار دارند: به درون خود صدا.
اما «فیلم صدابردار » فقط نمایش قدرت فنی سازندگانش نیست؛ فیلم در اصل اثری عمیقا انسانی است. داستان درباره تنهایی، صمیمیت و راه هایی است که آدم ها گاهی فراتر از کلمات برای برقراری ارتباط پیدا می کنند. فان پاسل می گوید بعضی تماشاگران برای بار دوم به تماشای فیلم نشسته اند و حتی در بعضی صحنه ها چشم هایشان را بسته اند تا فیلم را فقط با گوش هایشان تجربه کنند. اینکه یک فیلم بتواند چنین واکنشی ایجاد کند، خودش گویای قدرت حسی آن است.
اما شاید بیش از هر چیز، این امید پنهان در دل فیلم صدابردار باشد که بیشترین تاثیر را می گذارد. فان پاسل با برگشتن به ترس ها و تردیدهایی که نسل های پیشین در آستانه جنگ با آنها روبه رو بودند، یادآوری آرام اما جدی به ما می کند: حتی در تاریک ترین روزها هم عشق، زیبایی و مهر دوام می آورند. در جهانی که گاهی ترسناک به گذشته شبیه می شود، «مرد صدا» بر امید پافشاری می کند؛ امیدی که هم راهی برای مقاومت است و هم چیزی که بدون آن نمی توان ادامه داد.
«فیلم صدابردار » از آن فیلم هایی نیست که بخواهند همه چیز را برایتان توضیح دهند. باید با حوصله تماشایش کنید، حضور داشته باشید و به جزئیات گوش بدهید. در عوض، فیلم عمق عاطفی و بلندپروازی هنری اش را در اختیارتان می گذارد. برای تماشاگران پالم اسپرینگز که معمولا برای ظرافت و مهارت در سینما ارزش قائل اند، این فیلم یکی از آثار شاخص جشنواره است؛ فیلمی آرام و تامل برانگیز، تازه و خلاق و عمیقا تاثیرگذار.
وقتی تماشای نسخه نمایش فیلم صدابردار تمام شد، دیدم دقیقا همان کاری را می کنم که فان پاسل امیدوار است تماشاگرانش انجام دهند: با دقت بیشتری به صداهای اطرافم گوش می دهم. این توجه تازه به جهان اطراف، چیزی است که بعد از پایان فیلم در آدم باقی می ماند و شاید بزرگ ترین دستاورد «فیلم صدابردار » همین باشد.

