محصول: کشور آمریکا
نمره: 4 از 4
ژانر: دلهره آور, درام
نقد سریال آخرین بازدید
در مدت نسبتا کوتاهی، آنقدر به مینیسریالهای استریمینگ عادت کردهایم که خیلی از آنها عملا با پیچشهای داستانی عجیبوغریب و «وات د فاک؟!»وارشان زندهاند و میمیرند. فقط همین امسال، «او و همسرش»، «فرار کن» و «پیدات میکنم» به موفقیتهای نتفلیکس تبدیل شدهاند؛ بخشی از این موفقیت هم به واکنشهای شوکهشده مخاطبان در شبکههای اجتماعی برمیگردد، جایی که هر پیچش تازه داستان بلافاصله سر و صدا به پا میکند.
هارلن کوبن را مقصر بدانید یا نه، اما در سال ۲۰۲۶ دیدن یک تریلر معمایی که به جای تمرکز صرف بر رازهایی که شخصیتها پنهان میکنند، به زخمها و تروماهای آنها هم میپردازد، تجربه متفاوتی است. در «سریال آخرین بازدید»، مینیسریال شش قسمتی اپل تیوی، خبری از آن همه اتفاقات شوکه کننده نیست؛ اما همین مسئله به سریال فرصت میدهد شخصیتهایش را با ظرافت بیشتری بپردازد؛ چیزی که در این دوره کمتر میبینیم. و جالب اینکه نتیجه، سریال رضایتبخشتری است. شاید دنیای کوبن در کشور استرالیا چندان جواب ندهد.
اقتباس کریس مرکسکا از رمان «دیسپچر» نوشته رایان دیوید جان در همین استرالیا میگذرد و شخصیت اصلیاش اپراتور خط ۰۰۰ (معادل استرالیایی ۹۱۱) به نام ایان ریدلی (پاتریک برامل) است. ایده اصلی رمان برای تهیهکنندگان مینیسریالهای تلویزیونی چیزی در حد یک وسوسه مقاومتناپذیر است: یک اپراتور اورژانس شبی تماسی از دختر جوانی مضطرب دریافت میکند که شاید همان دختری باشد که هشت سال پیش از زندگی او ناپدید شده است. ایان از روزی که مگی ناپدید شد، آشکارا زندگی دردناکی داشته؛ اتفاقی که زندگیاش را از چند جهت در هم شکسته و حالا باعث شده روزهایش را با خشم بگذراند و بی وقفه دنبال دخترش بگردد. حقیقت این است که مگی هیچ وقت آن قدرها از او دور نبوده است.
این اسپویل نیست، چون «سریال آخرین بازدید» خیلی زود دستش را رو میکند. چیزی که داستان را از مسیرش خارج میکند، در واقع کشف اسکلت یک کودک دیگر است؛ کشفی که سرنخهایی درباره سرنوشت مگی به دست میدهد و اگر پای یک تراژدی دردناک در میان نبود که میشود پیش از رسیدن به قسمت هولناک فلش بک، کم وبیش سر از آن درآورد، شاید میشد آن را یک «پیچش» داستانی حساب کرد.
بدون اینکه داستان را لو بدهم، «سریال آخرین بازدید» ماجرای ایان ریدلی را در کنار داستان هنری رید (برندن کاول) پیش میبرد؛ مردی که دور از جامعه و تقریبا در انزوا، در همان منطقهای از کشور زندگی میکند که ایان در آن ساکن است. هنری همراه همسر فداکارش، جنا (مکسین پیک)، و دخترش، سارا (کلوئی ژان لوردس)، روی زمین زندگی میکند و به سارا میگوید حق ندارد با بچههای هم سن و سال خودش معاشرت کند، چون جامعه برای باورهای مذهبی آنها احترامی قائل نیست. اگر حدس زدهاید سارا همان دختری است که به این فکر میکند شاید دختر گمشده ایان باشد، خیلی از سریال جلو نیفتادهاید.
اگر چنین داستانی را در اخبار شبانه ببینید، احتمالا از تعجب فک تان پایین میافتد؛ اما برای یک مینی سریال استریمینگ، داستان نسبتا سادهای است. همین هم به مرکسکا و کریستیان شووخوف، کارگردانی که هر شش قسمت را ساخته، اجازه میدهد به جای بازی با پیچشهای داستانی، روی شخصیتهای سریال آخرین بازدید تمرکز کنند. یکی از رضایت بخشترین جنبههای سریال آخرین بازدید این است که فیلمنامه چقدر به شخصیتهای فرعی مجال میدهد از حد مهرههای داستانی فراتر بروند و به آدمهایی سه بعدی تبدیل شوند.
در بسیاری از روایتهای مشابه، دختر جوانی که در مرکز ماجرا قرار دارد چیزی بیشتر از یک مهره در دستگاه پیچشهای داستانی نیست؛ اما سارا شخصیتی پیچیده و به خوبی پرداخت شده است، دختری بی گناه که در موقعیتی عاطفی و غیرممکن گیر افتاده. بازی لوردس هم در اینجا کمک بزرگی است؛ او در دو قسمت پایانی از پس چند موقعیت بسیار پیچیده برمیآید و نشان میدهد این داستان، بیش از آنکه متعلق به هر کس دیگری باشد، داستان خود سارا است. تریلرهای جنایی عادت بدی دارند که قهرمانها و کارآگاهها را در مرکز قرار دهند و قربانیان را به حاشیه برانند؛ بنابراین اینکه نویسنده اینجا از چنین عادتی دوری کرده، ارزش بیشتری پیدا میکند.
بازیها در سراسر سریال آخرین بازدید خوباند، به خصوص لوردس، پیک و دنیل هنشال که شاید بشود او را بهترین بازیگر سریال دانست؛ شخصیتی که درست در میانه این دو روایت در هم تنیده گیر افتاده است. ستاره «اسنوتاون» نقش دونالد رید، برادر هنری، را بازی میکند؛ مردی که در عین حال دوست و تکیه گاه ایان هم هست و این دو در کنار هم برای مبارزه با الکلیسم و اعتیاد تلاش میکنند. در میانه فصل، چند قسمت به او اختصاص پیدا میکند که در آنها، مثل همیشه، آشفتگی عاطفی پشت تصمیمهایی که مجبور است بگیرد، از خود تصمیمی که در نهایت میگیرد مهمتر است. بازی هنشال عالی است.
البته اگر منصف باشیم، بعضی شخصیتها در این شلوغی گم میشوند؛ حتی خود ایان تا حدی. اما این مشکل بیش از همه گریبان مادر مگی را میگیرد؛ شخصیتی که بیشتر از بقیه شبیه مهرهای در ماشین داستانی سریال آخرین بازدید است. حضورش بیشتر برای این است که سر ایان فریاد بزند جست و جو را رها کند و بعد سریال یک بار دیگر از طریق او تاکید کند که ایان هیچ وقت از پیدا کردن دخترش دست نمیکشد. چند پلیس هم هستند که بیشتر به ابزار انتقال اطلاعات شبیهاند؛ شخصیتهایی که ظاهرا بیشتر برای این وارد داستان شدهاند که ماجرا را برای مخاطب تعریف کنند و اتفاقات را توضیح بدهند.
و مشکل فقط هارلن کوبن نیست. حتی بهترین تریلرهای سال گذشته، مثل «سریال هیولا درون من» و «خشمگین»، باعث شدهاند سریالهایی درباره دختران گمشده طوری ساخته شوند که انگار باید داستانشان به شکلی قابل پیش بینی، غیر قابل پیش بینی باشد. «آخرین بار دیدهشده» بی نقص نیست، اما بسیاری از کارهایی را درست انجام میدهد که تریلرهای دیگر حتی حاضر نیستند امتحانشان کنند. و همین، تماشایش را ارزشمند میکند.

