مشخصات کلی فیلم امید
کارگردان: نا هونگ-جین (سازنده فیلم معروف «شیطان» یا The Wailing)
مدت زمان: حدود ۱۶۰ دقیقه (دو ساعت و نیم)
بازیگران اصلی: هوانگ جونگ-مین، جونگ هو-یون (بازیگر سریال بازی مرکب)
نمره : 3.5 از 4
نقد فیلم امید
نزدیک به یک ساعت از فیلم اکشن بیثبات کننده اما بهشدت سرگرم کننده «فیلم امید» ساخته نا هونگجین میگذرد تا بالاخره موجودی را ببینیم که در یک شهر کوچک معدنی در روستاهای کشور کره جنوبی آشوب به پا کرده است. پیش از آن، گردبادی هولناک از ویرانی و قتلعام تمام قاب را پر میکند. رئیس پلیس، بوم سوک (هوانگ جونگ مین)، تماسی از پسرعموی شکارچیاش، سونگ کی (زو اینسونگ)، دریافت میکند؛ او خبر میدهد که یک گاو تکهتکهشده و بیجان در مرکز جاده افتاده است.
حیوان که مگسها احاطهاش کردهاند و زخمهای عمیق و خونین روی بدنش دیده میشود، به وضوح مشخص نیست چه چیزی ممکن است باعث مرگش شده باشد. وقتی رئیس پلیس برای تحقیق به شهر برمیگردد، با اجساد بیسر که در خیابانهای باریک پراکنده شدهاند و ساختمان هایی که سوراخهایی در آنها ایجاد شده مواجه میشود.
پیش از آنکه پاسخ این معما را بفهمیم، انگار یک فیلم کامل را تماشا کرده ایم. اما همین یک ساعت پر از راز و کنجکاوی، دستاوردی واقعی در سینماست؛ فیلمی آن قدر دقیق و هوشمند که به راحتی میتواند تماشاگر را وادار کند در تشخیص دوست و دشمن اشتباه کند.
سابقه کاری نا هونگجین باید باعث شود هر کسی در مورد پیشفرضهایش درباره «فیلم امید» تجدیدنظر کند. «فیلم شیون» آگاهانه علیه ساختارهای متعارف حرکت میکرد و کلیشههای ژانر وحشت را به چیزی بسیار غیرقابل پیشبینیتر تبدیل میکرد. شوخطبعی این فیلم نیز با همان خودانگیختگی حرکت میکند؛ مدام شما را در حالت آمادهباش نگه میدارد که ناگهان مسیر را تغییر دهد، حتی وقتی به نظر میرسد بیش از حد مستقیم در حال پیش رفتن است.
این ماجراجویی خونین و پرشتاب از ناراحتیای که به تماشاگر تحمیل میکند لذت میبرد؛ ابتدا شما را با یک قهرمان پردازی کلاسیک وسترن همراه میکند و بعد به شکلی غافلگیرکننده به فیلمی درباره موجودات ناشناخته تبدیل میشود؛ فیلمی که یادآور «فیلم غارتگر» و «پرومتئوس» است و در عین حال با اخلاقیات و قضاوتهایی که تماشاگران با خود به فیلمهای علمیتخیلی میآورند، درگیر میشود.
اگر به نظر میرسد از توضیح دادن اینکه «فیلم امید» دقیقا درباره چیست یا چه کسانی در آن حضور دارند طفره میروم، دقیقا همینطور است. اگر قرار است این فیلم ژانری هوشمندانه را که توسط نئون توزیع شده ببینید، بهتر است تا جای ممکن اطلاعات کمی دربارهاش داشته باشید. بنابراین برای این نقد، تلاش میکنم بیش از حد وارد جزئیات دنیایی که نا ساخته نشوم.
از واضحترین نکته شروع میکنم: یک ساعت اول «فیلم امید» فوقالعاده است.
فیلم امید به دو خط داستانی تقسیم میشود. یکی درباره تلاش بوم سوک برای پیدا کردن هیولا در شهر است، در حالی که موجود همچنان ویرانی به بار میآورد؛ خط دوم درباره پسرعموی او و دوستان شکارچیاش است که برای یافتن پاسخ راهی جنگل میشوند. اگرچه بخش پایانی فیلم بیشتر با خط فرعی داستان هماهنگ است، خط اصلی تقریبا به طور کامل متعلق به بومسوک و فضای صوتی پر تحرک فیلم امید است. بومسوک همیشه چند قدم از هیولا عقبتر است؛ صدای تیراندازیها، انفجارها و فریادهایی را که نتیجه کشتارهای موجود است میشنود، اما هرگز نمیتواند خودش را به آن برساند.
به همین دلیل، نماهای تعقیبی, که بعضی از آنها آنقدر روان هستند که سخت است بفهمیم نا و فیلمبردارش، هونگ کیونگ پیو، چگونه آنها را گرفتهاند, ما را همقدم با بومسوک نگه میدارند و دقیقا نشان میدهند او چقدر عقب افتاده است. وقتی سرانجام چشمش به هیولا میافتد، این کشف و تمام اتفاقات پس از آن، لبهای تیز و تکان دهنده به فیلمی میدهد که تا آن لحظه با زیرکی بازیگوشانه پیش رفته است.
با وجود ویرانی گستردهای که روی پرده میبینیم، تعداد شخصیتهای اصلی فیلم امید بسیار محدود است. سونگائه (هویون)، یک پلیس همکار که به شکلی عجیب آموزشهای لازم برای بیمارستانهای صحرایی را دیده، به عنوان معاون خونسرد بومسوک، هیجان زیادی ایجاد میکند. یک تلهگذار طماع اطلاعاتی درباره هیولا به دست میدهد، همانطور که یک پیرمرد گیاهچین نیز سرنخهایی ارائه میکند. پلیس دیگری که شاید برادرزاده شهردار باشد، برای مدت کوتاهی ظاهر میشود. و تقریبا همین.
همه این شخصیتها به دلیل بیکفایتیشان لحظات کمیک ابلهانهای ایجاد میکنند و ترکیبی جالب میسازند میان شخصیتهای کارتونی و دستوپاچلفتیای که معمولا در فیلمهای اکشن کرهای دیده میشوند (حتی یک سگ دستیار کودن هم داریم که به شکلی خندهدار تقریبا فقط در نقطه اوج فیلم ظاهر میشود) و انتظارات قهرمانگرایی غربی؛ همان قهرمانهایی که با اسلحههایشان از سرزمین و خانواده خود در برابر مهاجمانی ظاهرا شکستناپذیر دفاع میکنند. پیچش داستان درباره اینکه این موجودات واقعا چه هستند، میل اولیه ما برای خونخواهی و انتقام را پیچیدهتر میکند.
و همین مسئله باعث میشود هر چیزی که پس از یک ساعت اول «امید» اتفاق میافتد، به نوعی آزمون فشار جذاب برای تماشاگر تبدیل شود. با اینکه تعقیبوگریزهای زیادی وجود دارد, بعضی از آنها بیش از حد طولانی میشوند, و فیلم امید تمرکزش را روی شخصیتهای دیگری هم میگذارد، دو سوم پایانی فیلم ظاهرا تمام نیروی حرکتی خود را از دست میدهد. چرا؟ چون یک ساعت اول آنقدر سرگرمکننده و پرشتاب است که وقتی تعداد زیادی از صحنههای اکشن هیچ اطلاعات تازهای ارائه نمیکنند، تکراری به نظر میرسند.
علاوه بر این، نا تغییر مهم دیگری هم میان دو بخش اصلی فیلم امید ایجاد میکند: او بازیگرانش را بدون هیچ ملاحظهای نسبت به آنها فیلمبرداری میکند.
هر شخصیت فیلم امید در اینجا ظاهرا به قدر کافی پرداخت نشده است. ما تقریبا چیزی درباره هیچ کدام از آنها نمیفهمیم. شاید بتوان گفت این یک ضعف است، اما من فکر میکنم بخشی از طراحی فیلم امید است. هیچکدام از انسانهای اینجا چندان دوستداشتنی نیستند. بنابراین، در حالی که نا در یک ساعت اول با نماهای قهرمانانه از بومسوک فیلم میگیرد، بهخصوص وقتی با عینک خلبانی برای تحقیق وارد صحنه میشود، در نیمه دوم این نماها ناپدید میشوند.
دوربین حالا فاصله میگیرد و بومسوک را همچون احمقی درمانده میبیند؛ مردی که نمیتواند از ترسهای خودش عبور کند تا برای موجودی که میفهمد گرفتار شده، اندکی همدلی نشان دهد.
به همین شکل، سونگکی هم خیلی زود به موضوع شوخی تبدیل میشود. هرچه فیلم جلوتر میرود، این شخصیتها بیشتر شبیه انسانهایی تراژیک به نظر میرسند: حریص، کوتهبین و بیرحمانه خشن. به همین دلیل است که ما درباره «هیولاها» به شکل ناامیدکنندهای اطلاعات کمی به دست میآوریم. در واقع، اگر نا قصد داشته باشد قهرمان غربی را زیر سؤال ببرد، دقیقا همین کار را انجام میدهد. در پایان، نگاه دوربین، از میان فضای خالی جادهای متروک و آخرالزمانی، آنها را همچون موجوداتی کوچک در برابر عظمت فاجعهای که اطرافشان رخ میدهد ثبت میکند.
هوشمندانهترین بخش «فیلم امید» این است که حضور تیلور راسل، آلیسیا ویکندر و مایکل فاسبندر چقدر کم استفاده شده است. هر سه آنها موجوداتی را بازی میکنند که ظاهرشان روی پرده شبیه رنگآمیزی دیجیتالی است که هنوز کاملا خشک نشده و دیالوگ هایشان بسیار محدود است. داستان آنها تا ده دقیقه پایانی پنهان نگه داشته میشود؛ چیزی که بیشتر شبیه زمینه سازی برای قسمت بعدی است تا راهی طبیعی برای پایان دادن به یک فیلم است.
آیا از روی عمد دارد یکی از همین فیلمها را میسازد یا فیلمهای علمی تخیلی دیگری را که چنین محاسبات اقتصادیای انجام میدهند به تمسخر میگیرد؟ آیا این ژانر را دوست دارد یا از آن بیزار است؟ او در هر لحظه قواعد آن را تغییر میدهد، بدون اینکه هیچ فرصتی به تماشاگر بدهد تا شوخی را کامل درک کند.
این فیلمسازی جسورانه، تحریکآمیز و مطمئن است؛ اثری که میان لحظاتی از قدرت خیرهکننده سینمایی و شخصیتپردازیهای هجوآمیز در نوسان است. فیلم با نمایش زیرکانه و طفرهآمیز خود، آینهای مقابل کسانی میگیرد که بیآنکه متوجه باشند، قهرمانان توخالی فیلمهای اکشن را میبلعند؛ در حالی که داستانی بسیار جذابتر درست جلوی چشمشان قرار دارد.

