نام انگلیسی: Never Too Late
نام فارسی: فیلم هیچ وقت دیر نیست
محصول: ۲۰۲۰ کشور آمریکا
امتیاز: ۰.۵ از ۴ – 〇〇〇◐
نقد فیلم هیچ وقت دیر نیست
در یک خانهی سالمندان چهار دوست قدیمی یکدیگر را بعد از سالها میبینند. سالها پیش این چهار مرد در جنگ ویتنام، توسط دشمن زندانی شده بودند اما توانستند با کمک یکی از زندانبانهای همانجا فرار کرده و نجات یابند. حال آنها که احساس زندانی بودن را دارند تلاش میکنند خود را از این خانهی سالمندان خارج کرده و نجات دهند. اما داستانِ «جک» فرق میکند، او که با دیدن عشق قدیمیاش «نورما» به آینده امیدوار شده است، تلاش میکند با او صحبت کند.
نورما که دچار بیماری زوال عقل شده و دارد رفتهرفته حافظهاش را از دست میدهد، از آن خانهی سالمندان به خانهای دیگر برده میشود. پس نورما تنها دلیل خارج شدن جک از آنجا میشود. از قضا دکترِ مسئولِ خانهی سالمندان، دخترِ همان مردِ ویتنامیست که آن چهار مرد را فراری داده است و چون بعد از فرار کردن این چهار مرد از آن زندان، پدر او را به اعدام محکوم کردهاند، او همواره تلاش میکند جلوی خروج این چند پیرمرد را بگیرد.
فیلم هیچ وقت دیر نیست کمدی-درامِ اجتماعیایست که سعی دارد با نشان دادن ابعادی از زندگی افرادِ با سنین بالا، ما را نسبت به این دوران آشنا کند. داستانی ساده که قرار نیست اتفاقی عجیب در آن رخ دهد. تعدادی پیرمرد که بیماریهای مختلف دارند، چه عمل عجیبی میتوانند انجام دهند؟ اما نویسنده میتوانست با داستانی خلاقتر فیلم را جذابتر کند.
درست است که لحظات رمانتیک و زیبا و گاه غمگینی دارد؛ مانند ملاقات جک و نورما زمانی که نورما دیگر جک را به یاد نمیآورد و یا زمانی که یکی از آنها متوجه میشود که زمان زیادی برای زندگی کردن ندارد، اما هیچکدام در نهایت نمیتوانند اصل داستان را نجات دهند. در نهایت ما با فیلمی روبهرو هستیم که پرداخت ضعیف شخصیتها و داستانی ضعیف، دیدنِ آن را خستهکننده میکند.
ولی همیشه دیدن پیرمردهایی که بعد از سالها یکدیگر را دیدهاند خستهکننده نیست. در فیلم لاس وگاس حضور مورگان فریمن، رابرت دنیرو، مایکل داگلاس و کلین به عنوان دوستان قدیمی و پابهسن گذاشته جذاب است. اگرچه آنها هیچکدام مانند این چهار مرد طردشده از خانواده و جامعهی خود نبودند -و فقط برای خوشحالی و تبریک عروسی یکی از آنها به لاس وگاس میرفتند- اما آنها هم سرگذشت غمگین خود را داشتند.
شاید داستان فیلم مرد کار ارتباطی رئالتر با دنیای پیرامون ما دارد؛ دیدن مردی که سالهای پایانی عمرش هیچ چیز ندارد. دیدن آنچه که واقعیت عریان پیری قرار است به ما هدیه دهد.

