نام انگلیسی: فیلم Citizen Vigilante
نام فارسی: فیلم شهروند آتش به اختیار
محصول: ۲۰۲۶ – کشور آلمان، کشور کرواسی
ژانر: هیجانانگیز، اکشن
ردهی سنی: ۱۶+
امتیاز: ۰ از ۴
فیلم شهروند آتش به اختیار حتی برای لحظهای دکوپاژی قابل اعتنا ندارد که بتوانیم از طریق نمابهنمای فیلم به درک درستی از فرم بصریاش برسیم. دوربین کارگردان آنقدر رهاست که در برخی نقاط عملاً حس میکنیم چند تازهنوجوان در حال استفاده از دوربینی جدید برای ثبت اتفاقات روزمرهاشان هستند…
فیلم شهروند آتش به اختیار یک اثر ضعیف سینمایی است که تلاش میکند جرگه ضد مهاجران افراطی در اروپا را پشتیبانی کند. اما آنقدر از نظر فرم بصری و روایی ضعیف است که حتی اکشنهای آن که یک عامل جذاب سینمایی است، به خوبی به تصویر نمیکشد. دوربین بیانسجام، رواننویسی آشفته، و موسیقی تند و تکراری اثر را از بین میبرند. فیلم گویی یک شعار خشونتآمیز و ذهنهای فاسد است.
فیلم بد گاهی اصلاً نیاز به پرداخت فرامتنی یا ایدئولوژیک هم ندارد. فیلم بد در ساحت سینما و در فرم روایی و بصریاش بد لقب میگیرد. «اووه بول» طی چند دهه فعالیت در سینمای اکشن و هیجانانگیز اکنون همچون یک فیلمساز آتشبهاختیار دست به ساخت اثری زده که متناسب با ایدئولوژی تندرو و متخاصمی است که از زمان شدت گرفتن ووکیسم در اروپا خود را نشان داده است.
هر چه ووکیستهای ریز و درشت (از سرمایهداران حامی تا مواجببگیران خیابانیاشان) واژهی اعتراض را تبدیل به کمدی فکاهی این روزهای جهان کردهاند، افراطیونی در برابر این موجودات خود را نشان دادهاند که معضلی دیگر برای جامعهی جهانی محسوب میشوند. فیلم جدید اووه بول در همین راستاست؛ شهروندی که اسلحه بهدست میگیرد و در کشوری دیگر اقدام به قلعوقمع مهاجران مورد حمایت ووکیستها میکند.
فیلم شهروند آتش به اختیار حتی برای لحظهای دکوپاژی قابل اعتنا ندارد که بتوانیم از طریق نمابهنمای فیلم به درک درستی از فرم بصریاش برسیم. دوربین کارگردان آنقدر رهاست که در برخی نقاط عملاً حس میکنیم چند تازهنوجوان در حال استفاده از دوربینی جدید برای ثبت اتفاقات روزمرهاشان هستند. کارگردان آلمانی سعی دارد از طریق دوربین لرزان و گاه نزدیک به کاراکترها فضایی ملتهب را نشان دهد. اما این دوربین در لوکیشنها نقطهگذاری نشده و گویی درون فرمهای دکوپاژ هم غریب افتاده است؛ چرا که مخاطب از ابتدا تا انتهای فیلم هیچ انسجامی را درون قابها نمیبیند.
روایت فیلم شهروند آتش به اختیار هم آش دهانسوزی نیست. باید گفت با اکشنی همانند دیگر اکشنهای کارگردان مواجهیم که سعی دارد اینبار درون روایتی غیرخطی مخاطب را درگیر زمان کند و نه درگیر خود روایت. اما این حربه درون فیلم کار نمیکند و مخاطب در طول روایت دائم در حال طرح این پرسش است که پس و پیش کردن زمان و انقطاع آن چه سودی بهحال این روایت دارد؛ بهخصوص زمانهایی که کاراکتر اصلی و افسر پلیس در کلوب شبانه در برابر یکدیگر قرار میگرفتند. درون این روایت آشفته، حتی بازیگری چون «آرمی همر» هم گم میشود. دیالوگها، مونولوگها و در نهایت همهی متعلقات فرم روایی اثر در حد یک ایدهی ساده نیز شکل نگرفتهاند.
اووه بول در فیلم شهروند آتش به اختیار خود سعی دارد به جرگهی ضد مهاجران افراطی در اروپا بپیوندد. اما او چگونگی این پیوستن را در بدترین فرم ممکن در برابر چشم مخاطب قرار میدهد. شاید عدهای عنوان کنند که کارگردان این رخدادها را هر روز در خیابانهای مختلف اروپایی شاهد است. اما پرسش اینجاست که طبق مانیفست تصویری اووه بول باید اسلحهبهدست این مهاجران را قلعوقمع کرد، چرا که سران فاسد اروپایی عرضهی هدایت سیاست درهای باز را ندارند؟ اگر اینگونه است که باید گفت اووه بول درست روی همان نقطهای ایستاده که بسیاری در قرون وسطی ایستاده بودند. ایدئولوژی او به همان میزان تفالههای ذهنی ووکیستهای اروپایی تهوعآور است.
اما موسیقی فیلم شهروند آتش به اختیار بهتنهایی و بدون دیدن تصاویر دلیلی برای تماشا نکردن این اثر ضعیف است. گویی کارگردان این بیت تند موسیقایی را بهقصد آزار گوش مخاطب انتخاب کرده است. کارگردان گویی موسیقی را همچون تکهای جداافتاده به اثر چسبانده و حتی فراموش کرده که در برخی سکانسها نیازی به بالا آمدن لایهی موسیقی روی قابها نیست. اووه بول در فیلم شهروند آتش به اختیار جدید خود نه توانسته شعار همکیشان خود را به شیوهای سینمایی فریاد بزند و نه حتی قادر بوده همانند آثار متوسط این چند دههاش حداقل اکشن و هیجان روایت را پرداخت کند. فیلم او شعاری خشن است که صرفاً برای خالیکردن رنج ذهنی کارگردان و دیگر ساکنان اروپایی کاربرد دارد.

