صفحه اصلی > نقد فیلم : نقد فیلم جیغ ۷ | Scream 7 2026

کانفیگ v2ray | مناسب گیم, یوتوب گردی | هر گیگ فقط 8 هزار تومن

نقد فیلم جیغ ۷ | Scream 7 2026

فیلم جیغ ۷

نام انگلیسی: Scream 7

نام فارسی: فیلم جیغ ۷

محصول: ۲۰۲۶ – کشور آمریکا

ژانر: دلهره، هیجان‌انگیز

رده‌ی سنی: ۱۶+

امتیاز: ۱ از ۴

در ماجراجویی‌های ساخت دنیای فرنچایز جیغ به ایستگاه هفتم از آن رسیده‌ایم و این‌بار همه‌چیز در دستان نویسنده‌ی آن، «کوین ویلیامسون» است که خود پشت دوربین برود. ویلیامسون در قامت کارگردان در حال گذراندن دومین تجربه‌اش است. شاید باید گفت او بیشتر از هر کسی دنیایی را که در شهر کوچک «وودزبرو» در جریان است می‌شناسد. به‌همین سبب است که در فیلم هفتم بار دیگر به این شهر برگشته و خود را از شر نیویورک شلوغ رهایی داده است.

فیلم جیغ ۷ ویلیامسون با دو فیلم قبل تفاوت بسیار زیادی دارد و آن تلاش کارگردان در ۴۰ دقیقه‌ی اول برای پایه‌گذاری همان روح تعلیق در میان جنایت‌هاست. به‌نوعی قاتلی ناشناس با ماسک چهره‌ی آشنایی دارد و باید او را از میان آشنایان پیدا کرد. این بده‌بستان روایت با مخاطب است که او را در طول اثر به همه‌ی اطرافیان کاراکتر اصلی مشکوک می‌کند. به‌همین سبب ویلیامسون در فیلم جیغ ۷ تلاش خود را می‌کند تا در یک‌سوم ابتدایی داستان این پایه‌ریزی مملو از تعلیق را داشته باشد. باید گفت او در این مسیر نسبتاً خوب عمل کرده و مخاطب را همراه خود می‌کند.

اما به‌محض ایجاد این تعلیق روایت عملاً تبدیل به ماشینی در میان بزرگراه می‌شود که یکی از لاستیک‌هایش ناگهان می‌ترکد و از مسیر خارج می‌شود. گویی ویلیامسون دیگر تسلطی روی باقی ماجرا ندارد. ضربآهنگ بالا، روی آوردن به سنت اسلشرهای کلاسیک ویدیویی و در نهایت رها کردن انبوهی از کاراکترها بیرون از چارچوب منطق روایی باعث بر هم خوردن نظم روایت می‌شود. در کل پرده‌ی دوم هیچ نشانی از یک اثر سینمایی منسجم نمی‌بینیم.

کارگردان کل فیلم جیغ ۷ را به‌یک‌باره تبدیل به وابسته‌ای ناچیز به آثار ابتدایی می‌کند. در نتیجه مخاطبی که برای اولین بار وارد دنیای جیغ می‌شود دست از روایت خواهد کشید؛ ‌چرا که در میان انبوه کاراکترهای قدیمی این فرنچایز گم می‌شود و احساس سردرگمی می‌کند. ویلیامسون در این فیلم زبان واحدی ندارد و این را به مخاطب خود منتقل می‌کند.

در فیلم جیغ ۷ نباید به بازیگران ایرادی گرفت. به‌نوعی احساس می‌شود خود بازیگران نیز در میان شخصیت‌های باری‌به‌هر‌جهت کارگردان گم شده‌اند. شخصیت‌پردازی روایت است که هیچ پرداختی در آن شکل نگرفته است. کارگردان حتی برای کاراکترهای اصلی و تأثیرگذار روایت نیز برنامه‌ای ندارد. تنها طرحی که در چارچوب ابتدایی فیلمنامه برای ویلیامسون مطرح بوده دسته‌بندی کاراکترها به دو بخش تیغ‌خورها و بازماندگان است.

نقد و بررسی تخصصی فیلم بامبلبی: زنبور زرد دوست‌داشتنی
بیشتر بخوانید

تمام تلاش او بر این است که مخاطب را میان این دو دسته دچار تعلیق کند و هیجان روایتش را از این طریق انتقال دهد. اما این اتفاق رخ نمی‌دهد. کاراکترها همچون بزهای پیشانی‌سفید خود را به مخاطب لو می‌دهند. حتی چرخش‌های روایی کارگردان برای غافلگیر کردن مخاطب نیز جواب نمی‌دهد و در نهایت با یکی از عجولانه‌ترین پرده‌های سوم این فرنچایز مواجه می‌شویم.

دنیای فیلم جیغ ۷ طی این سه دهه بسیار سرگرم‌کننده بوده است. روایت‌های اسلشر با درون‌مایه‌ی روایی همیشه می‌توانند مخاطب سینمای تجاری را به خود جذب کنند. اما اگر آن چیزی که در سه فیلم اخیر از دنیای جیغ شاهد بوده‌ایم ادامه پیدا کند، در نهایت می‌توان گفت نبود مسیری مشخص برای گسترش شاخه‌های روایی در آن نشان از خشک‌شدن چشمه‌ی خلاقیت ویلیامسون و شرکا دارد؛‌ حال هر قدر در هر اثر از ستارگان متنوع هالیوودی بهره ببرند.

فیلم جیغ ۷ و المان‌های بصری‌اش همین اکنون هم تبدیل به یکی از کالت‌های قدرتمند هالووینی در میان فرهنگ عامه‌ی مردمان شده‌اند، اما روی پرده‌ی سینما انتظار داستانی گیرا و پرکشش را داریم و نه دست‌به‌دامان ماسک، چاقوزنی و در نهایت برش‌های جامپ‌اسکری شدن!

دیدگاهتان را بنویسید

پنج × سه =