نام انگلیسی: فیلم Carolina Caroline
نام فارسی: فیلم کارولاین کارولاینا
محصول: ۲۰۲۶ – کشور آمریکا
ژانر: جنایی، هیجانانگیز، عاشقانه
ردهی سنی: ۱۵+
امتیاز: ۳.۵ از ۴
برخی از روایتهای سینمایی حضور سنگینی دارند. مخاطب میداند با چه داستانی روی کدام خط روایی مواجه خواهد شد، اما بیصبرانه فریمبهفریم روایت را پیش میگیرد تا آرزو کند هیچگاه چیزی که در پس ذهن تصور کرده رخ ندهد. بهنوعی کارگردان مخاطب را تبدیل به پیشگویی میکند که دوست ندارد پیشگوییاش به واقعیت بدل شود، اما میداند که تقدیر شخصیتها جز این نیست. فیلم جدید «آدام کارتر ریمیر» در همین مسیر زیبا و سخت گام برمیدارد.
مخاطب در طول فیلم کارولاین کارولاینا با ساختاری از بانی و کلایدی سینمایی در میانهی دههی ۱۹۹۰ ایالات متحده مواجه میشود که ساختار قدرتمند گوتیک جنوبی را درون خود دارد؛ ساختاری برآمده از دوران رکود بزرگ که پاسخی از جانب گونههای هنری به آن دوران است. در گوتیک جنوبی المانهایی از جنس ناامیدی، فرار از موقعیت و واقعیت و در نهایت گریزهایی از جنس جنایت و خشونت را شاهد هستیم. ریمیر در فیلم کارولاین کارولاینا خود روایت را روی این پایهها بنا مینهد.
فیلم کارولاین کارولاینا با افتتاحیهای از جنس لانگتیک با قابی اکستریم آغاز میشود که زنی جوان بهسوی ماشین خود در پارکینگ یک متل در حرکت است. پس از پارک موقت یک دستگاه وانت شورلت در نزدیکی این زن، او با اسلحه وانت را از راننده میرباید و با چند شات از کارولاین کلاهبردار رونمایی میشود.
پس از این افتتاحیه به سه ماه قبل و حضور کارولاین فروشنده در یک پمپ بنزین محلی در تگزاس میرویم. اولین مواجههی «الیور» و کارولاین در این محل رخ میدهد؛ مواجههای از جنس مچگیری. بذر شک دقیقی که کارگردان در ذهن مخاطب میکارد، تا پردهی سوم همراهش باقی میماند؛ آیا الیور با نام واقعیاش وارد زندگی کارولاین شده؟ آیا کارولاین هدف کلاهبرداری بزرگتری برای او محسوب میشود؟ یا اینکه هر آنچه در پردهی اول و عشق بین این دو میبینیم شروع مسیر ایثار در عشقی بزرگ از سوی الیور است؟ ریمیر مخاطب را روی این مرز باریک نگاه میدارد تا پردهی سوم خود را شکوهمندانه به پایان برساند.
اینکه با یک تراژدی مواجهایم یا روایتی ترکیبی از درامهای جادهای، عاشقانههای ناگهانی و خشونتی وابسته به یک غم بزرگ را کارگردان در طول روایت و هدفگذاری ذهنی در گذشته و حال کارولاین مشخص میکند. در این فیلم با دختری مواجه هستیم که مسیری را تا انتها میرود و پس از درک انتهای بنبست این مسیر، با پذیرش همهی ریسکها دوباره وارد مسیری جدید میشود.
شخصیتپردازی دولبهی ریمیر از کاراکتر الیور در فیلم باعث میشود تا عاشقانهی بین او و کارولاین تبدیل به یکی از کالتهای ذهنی در تقابلهای آینده با زوجهای مشابه سینمایی شود؛ عاشقانهای که مخاطب در بار اول تماشای فیلم کارولاین کارولاینا دائم با اضطراب آن را دنبال میکند و در این بین بارها و بارها در تلههای روایی زیبای کارگردان میافتد، اما در بار دوم تماشا با یکی از زیباترین و ملموسترین عاشقانههای تراژیک مواجه میشود.
دوربین ریمیر در این اثر بهآنی پس از افتتاحیه از ذهن مخاطب پاک میشود. روایت او آنقدر پر فراز و فرود است که مخاطب در طول تماشای فیلم درگیر تنوع قابل اعتنایی از حرکات دوربین و انتخاب زاویهها میشود. بهطور مثال با نماگیری کارگردان در افتتاحیه و شروع پردهی سوم از همان رخداد توجه کنید که جای لانگتیک و لانگشات با برشها و مدیومشاتها عوض میشود. در سرتاسر فیلم کارولاین کارولاینا دائم شاهد این تنوع هستیم. در کنار این نماگیریهای متناسب با داستان نورپردازی، طراحی لباس، و در نهایت تناسب رخدادها با دورهی مورد نظر قصه نیز چشم مخاطب را به نوعی اطمینان میرسانند تا خود را بهجای دوربین همراه کاراکترها تصور کند.
از بازی و شیمی زیبای بین «سامارا ویوینگ» و «کایل گارنر» هم نباید چشم پوشید. گارنر که سابقهی همکاری با ریمیر را دارد، اما ویوینگ در این اثر نشان میدهد که باز هم مانند چند اثر قبلی خود طی این سالها انتخاب جسوارنه و درست کارگردان در این اثر لقب گرفته است.
شاید فیلم کارولاین کارولاینا را باید روی دیگری از «شام در آمریکا» تصور کنیم. ریمیر در این سه اثر نشان میدهد که مرزهای بیناژانری را با وسواس دنبال میکند و در این بین روایتهایی را برمیگزیند که در عین ملموس بودن برای مخاطب، بههماناندازه طروات و تازگی سینمایی دارند.

