تحلیل و بررسی فیلم پول به قلم امیرحسین هادی
فیلم پول اخرین ساخته کارگردان-مولف بزرگ فرانسوی، روبر برسون است که توانست به طور مشترک با فیلم نوستالژیا آندری تارکوفسکی در سال 1983 نخل طلای کن را از آن خود کند. این اثر اقتباسی از داستان “کوپن جعلی” از لئو تالستوی است که همانند دیگر آثار اقتباسی این کارگردان بزرگ حال و هوایی تماما متمایز و خاص پیدا کرده است.
اگر کارنامه کاری برسون را به سه بخش تقسیم کنیم، دوره سوم فعالیت او دورهای است که امر مقدس در آن همواره کمرنگتر میشود و شخصیتهای برسونی که تا پیش از این با پناه بردن به ایمان مسیحی و امر مقدس و میانجیهای آن به رستگاری دست مییابند، حال در قعر سیاهی درمیغلتند و عموما با مرگ است که از بند این زندان رها میشوند.
در مسیر این غیاب امر مقدس، فیلم “شاید شیطان” برسون آخرین تلاشی است که شخصیت برسون (شارل) برای چنگ زدن به هر نوع امر میانجی برای نجات انجام میدهد و ما با خلاء و غیاب کامل امر مقدس مواجه هستیم. اما در اینجا، در فیلم پول، نه تنها امر مقدس غایب است، بلکه “شر” موجودیت پیدا کرده و در غالب “پول” عینیت یافته است؛ به واقع این سطح از صراحت شدیدالحن و بدبینی تندوتیز است که فیلم پول را در کارنامه فیلمسازی برسون متمایز کرده است.
در پلانهای ابتدایی، برسون همواره در کنار نمایش تیتراژ آغازین و اسامی عوامل، در صدد آن است تا از طریق دستمایههای بصری و صوتی خود اقدام به فضاسازی کند. حال در اینجا، در پلان اول فیلم پول نمایی از دستگاه خودپرداز پول را به نمایش میگذارد که به شکلی خشن تمام قاب را اشغال کرده است. این که در پلان اول، در جایی که فضاسازی انجام میشود، خودپرداز پول به مثابه عینیتیافتگی امر شیطانی کلیت قاب را تسخیر کرده است، خبر از کلیت جهانی میدهد که ساز وکار آن در دستان شیطان قرار گرفته است.
از طرفی به زعم آدرین مارتین این فیلم ماتریالیستیترین اثر برسون است و بر اساس همین نگره میتوان منطق حضور دستگاه آهنین خودپرداز پول را (در مقابل امر روحانی مقدس) دریافت. در واقع نام فیلم هم از همین منطق پیروی میکند و به همان اندازه، در کنار حفظ ایجاز و مینیمالیسم برسونی، تندوتیز و خشن است (برسون در مصاحبهای درباره نام فیلم میگوید:
متاسفم که از این شدیدالحنتر نشد!).
به طور کلی میتوان روایت اثر را به دو بخش تقسیم کرد؛ بخش اول شامل سلسله پلاتهای درهمتنیدهای است که ایدهای واحد را به نمایش میگذارد و بخش دوم آن پلاتی است که از دل بخش اول بیرون آمده و به داستان “ایوان تارگه” اختصاص دارد و تبدیل به پلات اصلی میشود.
همانطور که برسون در یکی از مصاحبهها اشاره میکند، بخش اول داستان فیلم پول راجع به تکثیر شر و امر شیطانی در جامعه و چگونگی آلوده شدن تمامی جامعه به آن است.
در همین توصیف کوتاه یک خطی مشخص است که گسترهای که برسون قصد بازنماییاش را دارد مربوط به یک شخص (پلاتی تکین) نیست، بلکه او قصد دارد تصویری از وضعیتی همهگیر را به نمایش بگذارد (ضرورت استفاده از سلسله پلاتهای در هم تنیده)؛ سلسلهای شامل پلات نوجوانان شرور بورژوا (همچون نوجوانان فیلم ناگهان بالتازار) که شر را در قالب پولهای تقلبی در جامعه پخش میکنند، پلات مغازهداری که با وجود آگاهی به تقلبی بود پول آن را به دست دیگری میدهد، ایوان تارگه که ناآگاهاه از تقلبی بودن پول به جرم استفاده از پول تقلبی دستگیر میشود و پلات شاگرد مغازهداری که (به خاطر پول) علیه ایوان تارگه شهادت دروغ میدهد.
در این سلسله، پول در قامت امر شر از طریق دست به دست شدن افراد را آلوده و آغشته به شر میکند. از این رو دو تمهید برسونی در اینجا برجسته میشود: یکی پول به مثابه امر شیطانی که استعارهای است از مناسبات سرمایهدارانه حاکم و دیگری دستها در قابهایی تکهتکه شده (و شصیتزدایی شده) به مثابه مجازی از جامعه.
در اینجاست که ویژگیهای سبکشناختی برسون همچون دیالوگهای کوتاه، بیان سرد و بیروح، چهرههای بیحس، ژستهای خمیده و تکیده و متفکر و فرم تکهتکه، به شدت درونی شده و در جان اثر حضور دارد، چرا که بیروحی، خشونت، ازخودبیگانگی و جدافتادگی تبدیل به هویت اصلی این جهان شده است.
اما در ادامه چه میشود که پلات ایوان تارگه از دل این آشوب بیرون میآید و خاص میشود؟ در یکی دیگر از توصیفاتی که راجع به فیلم پول وجود دارد (که معطوف به بخش دوم اثر میباشد) گفته شده است که فیلم درباره تبدیل کردن یک شهروند معمولی (توسط جامعه) به یک قاتل سریالی است. در میان اشخاص درگیر با ماجرای پول تقلبی میتوان گفت که ایوان تارگه بیگناهترین فرد است؛ او بر خلاف دیگران به سیاهی آغشته نشده و با منطق کاسبکارانهای که دیگران بازی میکنند، بازی نمیکند.
دیگر افراد درگیر این ماجرا با استفاده کردن از ظرفیتهایی که در اختیار دارند از مجازات میگریزند و بحران را به افرادی از طبقات ضعیفتر منتقل میکنند؛ مادر نوجوانی که پول تقلبی را پخش کرده است از طریق حقالسکوت دادن به مغازهدار، مغازهدار از طریق رشوه دادن به شاگرد مغازه برای خرید شهادت دروغین او، و شاگرد مغازه (لوسین) از طریق گرفتن پول از مغازهدار وشهادت دروغ (حضور و نقش پول در این روابط). اما تنها کسی که نمیتواند از این مهلکه بگریزد بیگناهترین فرد، کارگری از همه جا بیخبر است.
ایوان تارگه در سیر این ماجرا هر بار قبل از این که عمل مجرمانهای از او سر بزند، آن عمل مجرمانه از طرف جامعه بر او برچسبزده میشود و دقیقا بعد از این برچسبزنی است که گویی پتانسیل آن عمل در ایوان به وجود میآید و او پس از آن مرتکب عمل مجرمانه میشود. او طی چند مرحله از فردی بیگناه به دزد، و سپس از دزد به یک قاتل تبدیل میشود. برسون در اینجا از طریق سبک خاص خود این مراحل برچسبزنی را نقطهگذاری میکند؛ در ابتدا که به او تهمت دزدی و جعل زده میشود با رستوراندار درگیر شده و او را پرت میکند؛ در اینجا نمایی نزدیک از دستان خالی ایوان نمایش داده میشود.
ایوان بعد از عفو شدن توسط دادگاه، حال که برچسب دزد بر او زده شده است، از کار اخراج میشود و جبرا اقدام به دزدی میکند. جلوتر، وقتی که به عنوان دزد دستگیر و زندانی شده است در طی درگیریای با زندانیان و زندانبان گلاویز میشود؛ در اینجا نیز نمایی نزدیک از دستان ایوان نمایش داده میشود کرده کفگیر را به قصد درگیری به دست گرفته، اما از آن استفاده نکرده و آن را به زمین میاندازد. در سکانس بعد فیلم پول به او را به دلیل انگیزه قتل (برچسب قاتل بودن) به سلول انفرادی میاندازند.
او کمی بعد لوسین را تهدید به قتل کرده و بعد از آزادی از زندان نیز شروع به انجام سلسله قتلهایش میکند. این سیر در جایی به نقطه نهایی خود میرسد که در جریان کشتن خانواده روستایی در انتهای فیلم پول ، برسون نمایی نزدیک از دستان ایوان تارگه نمایش میدهد که تبر به دست گرفته است؛ حالا او دیگر تبدیل به یک قاتل شده است.

