نام انگلیسی: فیلم Project Hail Mary
نام فارسی: فیلم پروژه هیل مری
محصول: ۲۰۲۶ – کشور آمریکا
ژانر: کمدی، علمی-تخیلی
ردهی سنی: ۱۲+
امتیاز: ۱.۵ از ۴
«کریس میلر» و «فیل فورد» را با کمدیهایی چون «خیابان جامپ» و انیمیشن «ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی» میشناسیم. این زوج کارگردانی در آثاری که طی این دو دهه روی پرده بردهاند، نشان دادهاند که کمدی میانه را به خوبی میشناسند و اتفاقاً در تلفیق المانهای ژانری هم خوب پیش میروند. حال آنها در جدیدترین اثر خود بهسراغ اقتباس از رمانی به قلم «اندی ویر» در سال ۲۰۲۱ رفتهاند؛ رمانی علمی-تخیلی که قرار است رابطهی دانشمندی زمینی و موجودی آنسوی منظومهی شمسی را تبدیل به درونمایهی اصلی خود کند.
بهطور حتم مخاطب قبلی سینمای این دو کارگردان انتظار برافروختهشدن کمدیای از جنس آثار قبلی آنها را دارد. اما کارگردانها برنامهی دیگری برای پیشبرد روایت خود دارند و آن هم ترکیب گذشته، کمدی یخبسته و در نهایت اتکا به موقعیتهایی است که مخاطب را درگیر انزوای درون خلأ کند. یکی از مشکلات دو کارگردان در این است که تقابلهای قبلی مخاطب با انسان منزوی میان فضای بین کهکشانی را نادیده میگیرند.
همین امر سبب میشود که داستان فیلم پروژه هیل مری در برخی از نقاط خود وارفته جلوه کند. بهطور مثال به شروع رابطهی زبانی بین راکی و گریس توجه کنید که اصرار کارگردانها برای چسباندن تکهها چقدر عجولانه پیش میرود. آنها بهشدت نیاز دارند تا از صداهای دلخراش راکی دوری کنند و به نوعی مکالمهی انسانی برسند.
به جملهی آخر فیلم پروژه هیل مری توجه کنید؛ مکالمهی انسانی. هر دو کارگردان و شاید نویسندهی رمان نیز چندان حوصلهی خلق دنیایی ناشناخته را ندارند. در نتیجهی همین بیحوصلگی است که کل پردهی دوم تبدیل به بازی انیمیشنی یک انسان و یک موجود فضایی میشود. ای کاش این اثر انیمیشینی مملو از پرتوهای رنگی در میان فضایی فانتزی بود. اما این اتفاق رخ نداده و دو کارگردان آن را تبدیل به لایواکشنی دو ساعت و نیمه کردهاند؛ دو ساعت و نیمی که در میانههای مسیر دیگر طاقت تماشاگر را طاق میکند.
آنها برای رسیدن به هدف خود گذشتهی گریس را نیز در میان حافظهی مهآلود پس از کمای این شخصیت قرار میدهند؛ گذشته و فلشبکهایی که خودشان هم هیچ تعریف دراماتیکی ندارند. در این گذشتهها صرفاً با تکههایی مواجه میشویم که قرار است نمایی از حرفهی این دانشمند را ارائه دهد. همچنین قرار است این تکهها عاشقانههای ریز گریس با «ایوا» و در نهایت بسترسازی برای موقعیتهای کمدی را بهتصویر بکشد.
برای درک بهتر عقیمماندن این قابها در فیلم پروژه هیل مری بهتر است به اولین مصاحبهی گریس در اتاقی ایزوله توجه کنید. کارگردانها سعی دارند در بیرون از این اتاق نمایی بینالمللی به معضل ایجادشده دهند. اما متأسفانه این فراملیتی شدن معضل را صرفاً در رابطهی ایوا و گریس بهصورتی ناقص و ناپخته میبینیم و در نهایت با چند پلان ختم میشود.
این دو کارگردان کمدی را بهخوبی میشناسند. اما آنها در فیلم پروژه هیل مری درگیر شهوت ماندگاری هالیوودی شدهاند؛ شهوتی از جنس ماندگاری کاراکترهای درون جنگ ستارگان و امثالهم. اما نه راکی توانایی این ماندگاری را دارد و نه حتی رابطهی او با گریس و انزوای میانکهکشانی حس متقابل را به مخاطب میدهد؛ حسی از جنس ترس، هیجان و عطش برای درک آن در ذهن مخاطب. این دو کارگردان یکی از اصولیترین کارها برای خلق دنیای بینکهکشانی را فراموش کردهاند و آن هم چیزی جز فرارفتن از تعریف انسانی و گستردهکردن این فضای خلأ نیست.

