نام انگلیسی: Dark Nuns
نام فارسی: فیلم راهبههای تاریک
محصول: ۲۰۲۵ – کرهی جنوبی
ژانر: دلهره
ردهی سنی: ۱۴+
امتیاز: ۲ از ۴
مصطفی ملکی
یکی از خصوصیات مهم ژانر دلهره این است که فیلمساز باید در آن دست به تجربه بزند تا دنیای خود را بشناسد. بههمین سبب است که در سینمای تجاری بسیاری از فیلمسازان ممکن است در میان آثار خود که در ژانرهای دیگر ساخته شدهاند سری هم به این ژانر بزنند، اما نتیجهای که میخواهند از آن نگیرند.
حکایت آقای «کوان هیوک-جائه» در اثر جدیدش فیلم راهبههای تاریک. او که تا پیش از این دو اثر را در دو ژانر متفاوت کارگردانی کرده است، حال بهسراغ ژانر دلهره آمده تا اسپینآفی برای فیلم «کشیشان»، محصول سال ۲۰۱۵، ارائه دهد.
فیلم راهبههای تاریک نشانههایی در خود دارد که باعث میشود تماشای آن برای مخاطب کسالتبار نباشد. کارگردان سعی دارد تقابل ماورایی بین انسان و شیطان را اینبار از طریق دو راهبه به مخاطب ارائه دهد. او البته به همین بسنده نمیکند و بهزیبایی ترکیبی از شمنیسم و جنگیری مذهبی را در طول روایت خود پیش میبرد. بهسبب همین نشانههاست که داستان کلیشهی آقای کوآن تماشایی میشود.
آقای کوآن برای عمقدادن به ترکیب شمنیسم و مذهب در تقابل با شیطان از اصطلاحی با نام «تخم شیطان» بهره میبرد که دو کاراکتر راهبهی داستان با نامهای «سونگ آ» و «سو یونگ» درگیر آن هستند.
مادرانی که هنگام بارداری تسخیر میشوند، فرزندانی بهدنیا میآورند که توانایی تبدیلشدن به یک شمن را دارند. آنها دارای قدرتهایی چون شنیدن نجواهای پنهان یا تعبیر رؤیا را دارند.
حال این دو درگیر شیطانی میشوند که در کالبد یک پسر نوجوان رخنه کرده است. کل روایت روی این جنگیری تمرکز دارد. این پسر نوجوان پس از خودکشی ناموفق خود به تسخیر شیطان درآمده است و تلاش سونگ-آ این است که امید به زندگی را در او زنده نگاه دارد تا شیطان برای همیشه از کالبدش اخراج شود.
این فیلم در یکی از مهمترین تکنیکهای آثار دلهرهی میانه ضعیف است؛ میکس صدا. زمانی که اثر دلهرهای اینچنینی نتواند صداگذاری خوبی داشته باشد، عملاً جامپاسکرها و برشهای شلاقی نیز به کار نمیآیند.
جان فیلم راهبههای تاریک آقای کوان بهسبب این ضعف گرفته شده است و عملاً در میانههای داستان و در اوج تنشها شاهد این سقوط ویرانگر هستیم. مشکل دیگر را باید در خود طرح داستانی جستوجو کرد. آقای کوآن همهی آن زیباییهایی را که در بالا اشاره کردیم فهرستوار ردیف میکند و گویی نیازی به پرداخت آنها نمیبیند.
بهطور مثال او در باب شمنیسم صرفاً از کنار یک معبد گذر میکند و تکهپارههایی از چند مراسم را به خورد مخاطب میدهد. آقای کوآن حتی در گروهی که قرار است پردهی سوم را رقم بزنند یک شمن جوان را نیز وارد میکند، اما او را از در وارد نمیکند. مفصلهای منطق روایی فیلم راهبههای تاریک لرزان هستند و توانایی تحمل این ساختار چندپهلو را ندارند. آقای کوآن سازهی روایی خود را همینقدر لرزان بالا میبرد تا بلکه در جایی تعادل حفظ شود.
اما این تعادل در فیلم راهبههای تاریک او شکل نمیگیرد. به بهرهبردن او از سرودهای باخ برای مراسم جنگیری توجه کنید که چگونه در ۲۰ دقیقهی اول روایت را جلا میبخشد. اما باخ نیز از یک موتیف مذهبی زیبا و تأثیرگذار به گمشدهای میان شلوغیها تبدیل میشود.