فهرست مطالب
- مقدمه: آشنایی با فیلم جنگل اعدام شدگان
- داستان و شخصیتهای اصلی فیلم
- کارگردانی لیویو سیولی و سبک بصری
- تأثیر و جایگاه فیلم در سینمای رومانی
مقدمه: آشنایی با فیلم جنگل اعدام شدگان
فیلم جنگل اعدام شدگان که در سطح بینالمللی با نام “Forest of the Hanged” شناخته میشود، اثری دراماتیک و جنگی از سینمای رومانی است که در سال ۱۹۶۵ به کارگردانی لیویو سیولی ساخته شد. این فیلم که بر اساس رمانی به همین نام از لیویو رِبرِانو، نویسنده برجسته رومانیایی، اقتباس شده، یکی از شاهکارهای سینمای شرق اروپا محسوب میشود. لیویو سیولی، که خود در این فیلم نقش کاپیتان اوتو کلاپکا را ایفا کرده، با این اثر توانست جایزه بهترین کارگردانی را در جشنواره کن ۱۹۶۵ از آن خود کند و نام سینمای رومانی را در عرصه جهانی مطرح سازد.
داستان فیلم جنگل اعدام شدگان در جریان جنگ جهانی اول و در جبهههای امپراتوری اتریش-مجارستان روایت میشود، جایی که یک افسر رومانیایی به نام آپوستول بولوگا با بازی ویکتور ربنجیوک، درگیر تعارضی عمیق بین وفاداری به وظیفه نظامی و احساسات ملیگرایانه خود میشود. این فیلم نهتنها یک اثر جنگی است، بلکه نگاهی عمیق به روان انسان در مواجهه با جنگ، هویت و اخلاق دارد. “جنگل اعدامشدگان” با تصاویر سیاهوسفید تأثیرگذار و روایتی چندلایه، توانسته است بهعنوان یکی از اولین فیلمهای رومانیایی با شهرت بینالمللی، جایگاهی ویژه در تاریخ سینما پیدا کند.
فیلم جنگل اعدام شدگان در زمان اکران با استقبال گستردهای مواجه شد و بیش از ۵ میلیون تماشاگر را در رومانی به سینماها کشاند. موفقیت آن در جشنواره کن و جوایز متعدد دیگر، از جمله جایزه کیفیت تصویر در میلان، نشاندهنده قدرت هنری و فنی آن است. در این مقاله، جنبههای مختلف این فیلم از جمله داستان، شخصیتها، کارگردانی و تأثیر آن بر سینمای رومانی را بررسی خواهیم کرد تا درک بهتری از اهمیت این شاهکار ارائه شود.
داستان و شخصیتهای اصلی فیلم جنگل اعدام شدگان
داستان “فیلم جنگل اعدام شدگان” در سال ۱۹۱۶ و در جبهه رومانیایی امپراتوری اتریش-مجارستان آغاز میشود. آپوستول بولوگا، یک ستوان جوان رومانیایی با پیشینهای در فلسفه، در ارتش اتریش-مجارستان خدمت میکند؛ ارتشی که در جنگ جهانی اول علیه کشور خودش، رومانی، میجنگد. او در ابتدا بهعنوان یک افسر وظیفهشناس ظاهر میشود و در دادگاه نظامی که برای محاکمه یک سرباز فراری به نام یان سووبودا تشکیل شده، حضور دارد. اعدام این سرباز با طناب دار، که در حضور بولوگا انجام میشود، نقطه شروع تحول درونی اوست.
آپوستول که از نظر قومی رومانیایی است، با مشاهده این صحنه و تحت تأثیر گفتوگو با کاپیتان اوتو کلاپکا، یک افسر چکی با احساسات ملیگرایانه، شروع به زیر سؤال بردن وفاداری خود به امپراتوری میکند. کلاپکا، با بازی لیویو سیولی، شخصیتی است که با افتخار از هویت ملی خود سخن میگوید و این موضوع، حس خفته هویت رومانیایی را در بولوگا بیدار میکند. این تعارض درونی زمانی عمیقتر میشود که او به خط مقدم منتقل میشود و با واقعیتهای وحشتناک جنگ، از جمله اعدامهای بیشتر و کشتار هموطنانش، روبهرو میگردد.
یکی از شخصیتهای کلیدی دیگر، ایلونا (با بازی آنا سلش)، دختری مجارستانی است که آپوستول به او دل میبندد. این رابطه عاشقانه، که در میان آشوب جنگ شکل میگیرد، لایهای احساسی به داستان اضافه میکند و تضاد بین عشق و وظیفه را برجسته میسازد. ایلونا با سادگی و معصومیتش، نقطه مقابل خشونت جنگ قرار میگیرد و به آپوستول انگیزهای برای بازنگری در تصمیمهایش میدهد. با این حال، این عشق نمیتواند او را از تصمیم نهاییاش بازدارد: فرار از ارتش اتریش-مجارستان و پیوستن به نیروهای رومانیایی.
شخصیتهای مکمل مانند سرباز پتره (با بازی استفان چیوبوتاراسو)، که دستیار بولوگا است، و ژنرال فون کارگ (با بازی جورج کوواکس)، فرماندهای سختگیر، به تکمیل فضای چندملیتی و پرتنش داستان کمک میکنند. پتره با وفاداری و سادگیاش، نمادی از سربازان عادی است که در چرخدندههای جنگ گرفتار شدهاند، در حالی که فون کارگ، بیرحمی و اقتدار نظامی را به نمایش میگذارد. این شخصیتها، همراه با بولوگا، تصویری جامع از جامعه ترانسیلوانی در اوایل قرن بیستم ارائه میدهند.
فیلم با تصمیم آپوستول برای فرار به اوج میرسد، اما او دستگیر شده و به اعدام محکوم میشود. صحنه پایانی، که او را در حال آمادهسازی برای اعدام نشان میدهد، با تصاویری از جنگل پر از طنابهای دار همراه است؛ تصویری که عنوان فیلم را به واقعیت تبدیل میکند. این پایان تلخ، پیام ضدجنگ فیلم را تقویت کرده و مخاطب را با سؤالاتی درباره وظیفه، وفاداری و انسانیت تنها میگذارد.
کارگردانی لیویو سیولی و سبک بصری
لیویو سیولی، کارگردان “فیلم جنگل اعدام شدگان”، با پیشینهای غنی در تئاتر و معماری، در این فیلم نشان داد که توانایی خارقالعادهای در خلق آثار سینمایی دارد. او که پیشتر با فیلمهایی مانند “فوران” و “امواج دانوب” تجربه کارگردانی کسب کرده بود، در این اثر به اوج خلاقیت خود رسید. سیولی با اقتباس از رمان لیویو رِبرِانو، توانسته است داستانی روانشناختی و پرتنش را با زبانی بصری قدرتمند به تصویر بکشد که فراتر از یک اقتباس ساده است.
یکی از ویژگیهای برجسته کارگردانی سیولی، استفاده از تصاویر سیاهوسفید با کنتراست بالاست. او با همکاری فیلمبردار یولیوس هونتی، از نور و سایه به شکلی استادانه بهره برده تا حس خفقان و فشار روانی شخصیتها را منتقل کند. صحنه اعدام در ابتدای فیلم، با زاویههای بسته و سایههای عمیق، اتمسفری سنگین و تأثیرگذار خلق میکند که تا پایان همراه مخاطب باقی میماند. این سبک بصری، که به chiaroscuro معروف است، به فیلم حالتی نقاشیمانند و شاعرانه داده است.
حرکات دوربین در فیلم جنگل اعدام شدگان نیز قابل توجه است. سیولی از دوربین متحرک برای دنبال کردن شخصیتها در محیطهای تنگ و تاریک استفاده کرده، که حس حضور در میدان جنگ را تقویت میکند. بهعنوان مثال، در صحنهای که آپوستول در میان سربازان قدم میزند، دوربین با حرکتی نرم او را تعقیب میکند و همزمان جزئیات محیط را به نمایش میگذارد. این تکنیک، که در سال ۱۹۶۴ جایزه کیفیت تصویر را از اتحادیه بینالمللی انجمنهای فنی سینماتوگرافی (UNIATEC) در میلان برای فیلم به ارمغان آورد، نشاندهنده نوآوری سیولی در زمان خود است.
کارگردانی بازیگران نیز یکی از نقاط قوت سیولی است. ویکتور ربنجیوک در نقش آپوستول بولوگا، با بازیای که ترکیبی از سکوتهای معنادار و انفجارهای احساسی است، شخصیتی پیچیده و باورپذیر خلق کرده است. سیولی با دادن فضای کافی به ربنجیوک، اجازه داده تا تحول درونی او بهصورت تدریجی و طبیعی آشکار شود. خود سیولی نیز در نقش کلاپکا، با حضور قدرتمندش، بهعنوان یک کاتالیزور برای تغییر آپوستول عمل میکند و تعادل را در صحنههای مشترک حفظ میکند.
موسیقی فیلم، اگرچه ساده و محدود است، به تقویت اتمسفر کمک کرده است. صداهای محیطی مانند باد، صدای چکمهها و طنابهای دار، بهجای موسیقی پرحجم، نقش اصلی را در ایجاد حس واقعگرایی ایفا میکنند. این انتخاب، که با اصول سینمای ضدجنگ همخوانی دارد، نشاندهنده دقت سیولی در حفظ تمرکز روی تصاویر و دیالوگهاست.
تأثیر و جایگاه فیلم در سینمای رومانی
“فیلم جنگل اعدام شدگان” در زمان اکران خود، یعنی سال ۱۹۶۵، نقطه عطفی در سینمای رومانی بود. این فیلم که تحت نظارت حزب کارگران رومانی ساخته شد، توانست با وجود محدودیتهای سیاسی، پیامی انسانی و جهانی را منتقل کند. موفقیت آن در جشنواره کن، جایی که لیویو سیولی جایزه بهترین کارگردانی را دریافت کرد، این اثر را به اولین فیلم رومانیایی با شهرت گسترده بینالمللی تبدیل کرد و راه را برای نسل بعدی فیلمسازان این کشور هموار نمود.
یکی از تأثیرات مهم فیلم جنگل اعدام شدگان، نمایش عمیق تعارض هویت ملی در بستر جنگ بود. در حالی که بسیاری از فیلمهای جنگی آن دوره بر نبردهای فیزیکی تمرکز داشتند، سیولی به جنگ درونی انسانها پرداخت. این نگاه روانشناختی، که ریشه در رمان رِبرِانو داشت، به فیلم عمقی فلسفی بخشید و آن را از آثار صرفاً تبلیغاتی متمایز کرد. این ویژگی، همراه با موفقیت جهانی، به مقامات کمونیستی اجازه داد تا از آن بهعنوان نمادی از توانمندی فرهنگی رومانی استفاده کنند.
از نظر فنی، فیلم جنگل اعدام شدگان استانداردهای جدیدی را در سینمای رومانی تعیین کرد. استفاده از لوکیشنهای واقعی، مانند قلعه بانفی در بونتسیدا که برای صحنهای عمداً آتش زده شد، و فیلمبرداری سیاهوسفید با کیفیت بالا، نشاندهنده پیشرفت چشمگیر این صنعت در دهه ۱۹۶۰ بود. این اثر همچنین نقطه شروع شهرت ویکتور ربنجیوک بهعنوان یکی از برجستهترین بازیگران رومانی شد و جایگاه سیولی را بهعنوان کارگردانی چندوجهی تثبیت کرد.
در سطح بینالمللی، “فیلم جنگل اعدام شدگان” بهعنوان یک فیلم ضدجنگ برجسته شناخته شد که با آثاری مانند “در جبهه غرب خبری نیست” مقایسه میشود. فیلم جنگل اعدام شدگان با نمایش واقعیتهای تلخ جنگ و تأثیر آن بر روح انسان، پیامی جهانی را منتقل کرد که فراتر از مرزهای رومانی رفت. نمایش آن در جشنوارههای متعدد و استقبال منتقدان، به سینمای شرق اروپا اعتباری تازه بخشید.
در نهایت، “فیلم جنگل اعدام شدگان” اثری است که هم از نظر هنری و هم از نظر تاریخی ارزشمند است. این فیلم نهتنها اوج کارنامه لیویو سیولی محسوب میشود، بلکه بهعنوان یکی از بهترین آثار سینمای رومانی، همچنان مورد تحسین قرار میگیرد. برای علاقهمندان به سینمای جنگی و روانشناختی، این شاهکار تجربهای عمیق و تأملبرانگیز ارائه میدهد.