حقیقت پشت در منتظر است
نام انگلیسی: فیلم The Crimes That Bind
نام فارسی: فیلم جنایت های خانوادگی
محصول: ۲۰۲۰ کشور آمریکا
امتیاز: ۳ از ۴ – 〇⬤⬤⬤
نقد فیلم جنایت های خانوادگی
راهرویی تاریک و تنگ دیده میشود. انتهای راهرو دری است که نوری از پنجرهی کوچک بالای آن راهرو را روشن کرده است. این نما تا انتها همراه روایت است و در فیلم چندین بار به این نما اشاره میشود و هر بار دوربین به در نزدیکتر میشود؛ نمادی از نزدیکتر شدن به حقیقت. در باز میشود و زنی نفسنفسزده و آهسته از پشت در وارد راهرو میشود.
بعد از این سکانس تیتراژ ابتدایی شروع میشود؛ فیلم با نشان دادن ردیف قاب عکسهایی که بر دیوار و بر روی میزها هستند، آغاز شده و یکی یکی به افراد خانوادهای اشاره میکند که ما تا انتها آنها را خواهیم شناخت. «آلیشیا» با همسرش زندگی میکند و دختری جوان با نام «گلادیس» بهعنوان خدمتکار برایشان کار میکند و در اتاقی در همان خانه زندگی میکند. پسر کوچکی با نام «سانتی» نیز در همان خانه زندگی میکند که هویتاش تا نیمههای فیلم دقیقاً برایمان روشن نیست.
فیلم جنایت های خانوادگی در دو مسیر متفاوت حرکت میکند. دو اتفاق متفاوت را بهصورت موازی روایت میکند؛ یکی روایت به زندان رفتن «دنیل» پسر خانواده و دیگری به زندان رفتن گلادیس خدمتکار خانواده.
فیلم جنایت های خانوادگی هنگامی از روایت زندان رفتن دنیل حرف میزند گلادیس زندان نیست و در خانه مشغول کار است و همین باعث ابهام در خط زمانی فیلم شده و همه چیز تا انتها مبهم و رازآلود است و بیننده در هر سکانس میتواند خود را در مقام قاضی قرار داده و رفتارهای هر کدام از شخصیتها را داوری و تحلیل کند. همین امر تا انتها فیلم را برای بیننده زنده و پرهیجان نگه میدارد. اگرچه خود فیلم آهسته و آرام پیش میرود، اما مرموز بودن آدمها و اتفاقات بیننده را تابهآخر هوشیار و کنجکاو نگه میدارد.
همهی شخصیتها نوعی بیتفاوتی و بیحسی در چهرهشان دیده میشود و همین ابراز نکردن احساساتشان -جز آلیشیا هنگامی که با سانتیست و خوشحالی و خنده را میتوان در چهرهاش دید- باعث میشود بیننده برای کندوکاو و فهمیدن احساسات آنها در پشت چهرهی یخزدهشان تلاش بیشتری کند. حتی هنگامی که گریه میکنند نیز نوعی یخزدگی در چهرهشان هست و همین قضاوت را سخت خواهد کرد؛ اینکه کدام راست میگویند و کدام دروغ. کدام گناهکاراند یا کدام بیگناه؟
میزانسن فیلم جنایت های خانوادگی نیز از نکات قابل تأمل است. سالن دادگاه دنیل در مقایسه با سالن دادگاه گلدیس کوچکتر است و جمعیتی برای دیدن دادگاهاش حضور ندارد. از فیلمبردار و عکاس هم خبری نیست. اما دادگاه گلدیس هم بزرگتر است و هم عکاس و فیلمبردار را میتوان در میان حاضران در سالن دید. فضای آنجا آنقدر بزرگ است که هر کس در آنجا سخن میگوید صدایاش پژواک شده و پخش میشود؛ مانند کسی که در فضایی خالی حرف بزند و صدای خودش را بشنود.
همین نکات بیننده را در شناخت نوع دادگاه و میزان بزرگ یا کوچک بودن اتفاقات کمک میکند. نکتهی مهمتری که توجه را بیشتر جلب میکند موسیقی است. موسیقی در فیلم جنایت های خانوادگی تنها در سکانسهای معدود و مهم جای گرفته است. موسیقیای که اگرچه زیبا و دلنشین بوده اما بیشتر فیلم با صداهای پیرامونی و عادی زندگی پیش میرود.
کارگردان این اثر «سباستین شیندل» است که پیش از این نیز با چند فیلم خوب و مطرح جوایزی را کسب کرده است. او این بار هم در ادامهی راهاش موفق بوده و فیلمی ساخته که بیننده را حتی بعد از پایان آن رها نمیکند.

