نام انگلیسی: SPRING GARDEN
نام فارسی: فیلم باغ بهاری
محصول: ۲۰۲۴ – کره جنوبی
ژانر: دلهره
ردهی سنی: ۱۵+
امتیاز: ۲ از ۴
مصطفی ملکی
اگر از آن دست مخاطبان سینمای دلهره هستید که سری فیلمهای «کینه» برای شما جایگاه ویژهای دارند، بهطور حتم از فیلم اول آقای «کو تائه جین» استقبال خواهید کرد.
در سینمای دلهرهای که تحت تأثیر دلهرهی شرقی یا همان کی-هارر و جی-هارر بودهاند شاهد حضور پررنگ واقعیت در دل داستان فیلم باغ بهاری بودهایم. در این آثار افسانههای شهری و مکانهایی که در بین عموم دلهرهای از جنس واقعی را درون خود دارند، تبدیل به درونمایهی آثار داستانی میشوند و مخاطب نیز به همان میزان از چنین آثاری استقبال میکند. آقای کو تائه جین به سراغ یکی از همین مکانها در کره رفته است که در شبکههای اجتماعی بین سه خانهی ترسناک کره قرار دارد؛ خانهای با نام باغ بهار.
داستان فیلم باغ بهاری آقای «کو» افتتاحیهای دارد که بههمان میزان گنگیاش مملو از تعلیق است. چند دختر و پسر جوان به درون یک خانهی ویلایی میروند و در حال جستوجوی انسان یا حیوانی مشخص هستند. آقای کو هیچگاه در طول افتتاحیه اشاره به این موضوع ندارد که سوژهی مد نظر این دختران و پسران جوان چه یا که هست.
اما از طریق تغییر زاویهی دوربین و تعلیقهای مملو از سکوتاش حضور یک نفر را پشت سر هر کدام از این چند نفر به مخاطب القاء میکند. آنچه در این افتتاحیه شاهد هستیم نشان از بهکار گیری جلوههای ویژهی خوب و متناسب با متن روایت است. پس از افتتاحیه به درون زندگی کاراکتر اصلی داستان با نام «سو-هی» میرویم که بهتازگی همسرش خودکشی کرده است.
مخاطب از درون خواب سو-هی وارد زندگی او میشود؛ خوابی که در آن همسرش خود را حلقآویز کرده است. آقای کو از این پس فیلم باغ بهاری را حول این کاراکتر پیش میبرد و سعی دارد رخدادی را در گذشته به همهی حوادث کنونی متصل کند.
آنچه در فیلم باغ بهاری بیش از هر چیزی آزاردهنده است تلاش کارگردان برای فشردهکردن رخدادهاست. این فشردگی و خلاصهگوییها سبب میشود مخاطب به درون تعلیق مد نظر کارگردان وارد نشود و صرفاً همچون نظارهگری که منتظر است همهچیز پایان یابد رخدادها را دنبال میکند.
در نقطهای که سو-هی در خانهی به ارث رسیده از سوی همسر به آینه خیره است و دوربین سو-هی انتزاعی یا واقعی را در این انعکاس دنبال میکند شوری سینمایی در ذهن ایجاد میشود که این کارگردان قرار است همان مرز کوچک بین واقعیت و انتزاع را پاک کند. حتی زمانی که از کابوسی به کابوس دیگر در خواب سو-هی میرویم گویی کارگردان باز هم تأکید دارد که شاید در حال تماشای روی دیگری از واقعیت هستیم.
اما این فشردگیها راه را بر هر خیالپردازی میبندد. این فشردگیها سبب میشود حتی منطق روایی داستان نیز تحتتأثیر قرار بگیرد. حتی به آن سلسله انتقامهایی دقت کنید که همچون اتفاقات سری فیلمهای مقصد نهایی رخ میدهند. کارگردان همهی این خردهروایت را میتوانست تبدیل به یک اثر مجزا کند. داستانی که او در این فیلم به مخاطب ارائه میدهد صرفاً خلاصهای از یک فرنچایز است که شاید ۴ یا ۵ اثر بلند را میتوانست در خود داشته باشد.
بههمین دلیل است که آقای کو یکی از فرصتهای طلایی سینمایی را از خود دریغ کرده و در فشردگی کاملاً شکنندهای صرفاً مخاطب را درگیر جلوههای ویژه و تعلیقهایاش میکند. داستان فیلم باغ بهاری همچنان پتانسیل تبدیلشدن به یک فرنچایز را دارد.