صفحه اصلی > نقد فیلم : نقد فیلم کیف سیاه | Black Bag 2025
ads

نقد فیلم کیف سیاه | Black Bag 2025

فیلم کیف سیاه

نام انگلیسی: Black Bag

نام فارسی: فیلم کیف سیاه

محصول: ۲۰۲۵ – ایالات متحده

ژانر: هیجان‌انگیز

رده‌ی سنی: ۱۳+

امتیاز: ۳.۵ از ۴

مصطفی ملکی

چند هفته‌ی پیش به اثر جدید «استیون سودربرگ» با نام «روح حاضر» پرداختیم؛ اثری که با توجه به کارنامه‌ی فیلمسازی سودربرگ از او انتظار داشتیم. حال فیلم «کیف سیاه» تجربه‌ای دیگر از او در سینمای ژانری محسوب می‌شود. سودربرگ در فیلم «روح حاضر» نیز سعی کرد از طریق فرم بصری وارد ژانر دلهره شود و مخاطب را از زاویه‌دید جدید با کلیشه‌های این ژانر مواجه کند.

فیلم کیف سیاه با لانگ‌تیکی ۳ دقیقه‌ای آغاز می‌شود که طی آن دوربین کاراکتر «جورج» را تا درون یک کلاب دنبال می‌کند. در همین افتتاحیه کلید‌واژه‌های اصلی روایت به مخاطب ارائه داده می‌شوند.

در فیلم کیف سیاه کاراکتری با نام میچم «جورج» را از یک نفوذ امنیتی به درون سیستم اطلاعاتی باخبر می‌کند که قرار است احتمالاً از طریق همسرش، «کاترین»، یک فلش‌مموری با نام عملیاتی «سِوِرِس» به روس‌ها فروخته شود. پس از این افتتاحیه است که مخاطب در معرض زندگی کاترین و جروج به‌عنوان مأموران ارشد سازمان اطلاعاتی قرار می‌گیرد.

فیلم کیف سیاه

از سویی دیگر با توجه به افتتاحیه انتظار دارد تا جورج ترتیبی دهد که کاترین دست خود را رو کند. همین بازی‌های پنهانی که از طریق افتتاحیه ذهن مخاطب را مشغول کرده‌اند باعث عریض‌تر شدن گستره‌ی عمل فیلم کیف سیاه آقای سودربرگ می‌شوند. مخاطب لحظه‌به‌لحظه‌ی روایت را از طریق جورج دنبال می‌کند و به‌دنبال نشانه‌هایی درون حرکات و کنش‌های کاترین است. آقای سودربرگ از این طریق توانسته مخاطب را نیز بخشی از روایت کند تا او بدون هیچ پرده‌ای خود را همچون یک شخصیت در روایت بپندارد.

گستره‌ی روایی آقای سودربرگ صرفاً مربوط به زندگی زناشویی و حرفه‌ای جورج و کاترین نیست. او از طریق تله‌پاتی ذهنی این زوج موفق و عاشق کاراکترهای دیگری را که همه‌اشان همکاران این دو در سازمان اطلاعاتی هستند در برابر مخاطب قرار می‌دهد؛ فردی، کلاریسا، جیمز و زویی. این گوناگونی کاراکترها از طریق میز شامی که در شب یکشنبه تعبیه شده تبدیل به شخصیت‌شناسی ژانری برای ایجاد تعلیق و در نهایت پیدا کردن یک جاسوس می‌شود.

آنچه در فیلم کیف سیاه بیش از هر چیزی قابل اعتناست تسلط کارگردان روی شخصیت‌پردازی کاراکترها و روابط بینافردی آن‌هاست. آقای سودربرگ بدون بهره برده از تعلیق و سکون‌های مکمل اکشن در روایت‌های مشابه مخاطب را درگیر درامی هیجان‌انگیز می‌کند که در طول آن حتی به‌اندازه‌ی یک سکانس هم نیاز به تعقیب‌وگریز و هیجان‌هایی از این دست نمی‌شود.

نقد فیلم سفر بزرگ (فیلم گراند تور) | Grand Tour 2024
بیشتر بخوانید

فیلم کیف سیاه

آقای سودربرگ فیلم کیف سیاه را در طول ۱۰ روز به‌تصویر می‌کشد که از جمعه‌شب افتتاحیه آغاز می‌شود. در طول گذر از این روزها با دو خلأ در شنبه‌ی پس از آن جمعه و سپس یک‌شنبه‌ی قبل از سکانس پایانی مواجه می‌شویم. بدون هیچ توضیحی همین دو خلأ که مخاطب را ابتدا از جمعه به یک‌شنبه می‌رساند و در ادامه از شنبه راهی دوشنبه‌ می‌کند باعث ایجاد تعلیقی معنادار در روایت می‌شود.

داستان فیلم کیف سیاه تا رسیدن به انتهایی که مینیمال نیست و اتفاقاً ابزورد محسوب می‌شود مخاطب را درگیر روزمرگی مملو از هیجان، دروغ، بی‌اعتمادی، تهمت‌ها، خیانت‌ها و در نهایت قوام یافتن روابط می‌کند. داستان آقای سودربرگ ۹۰ دقیقه است، اما به‌خوبی خود را تبدیل به روایتی عریض به‌اندازه‌ی شش کاراکتر خود می‌کند.

پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

هفت − 3 =