نام انگلیسی: 28 Days Later
نام فارسی: فیلم ۲۸ روز بعد
محصول: ۲۰۰۲ – بریتانیا، ایالات متحده
ژانر: دلهره، هیجانانگیز
ردهی سنی: ۱۶+
امتیاز: ۳.۵ از ۴
مصطفی ملکی
به بهانهی انتشار فیلم «۲۸ سال بعد» تصمیم گرفتیم امروز را به دنیایی اختصاص دهیم که «الکس گارلند» نوشت و «دنی بویل» قاببندی کرد. ابتدا به سال ۲۰۰۲ و درون فیلمی میرویم که در خیابانهای خلوت لندن مخاطب را درگیر روایتی میکند که خیلی سریع هم در ژانر دلهره تبدیل به یک الگوی ساختاری شد و هم در بین مخاطبان سینما کالت شد.
این فیلم از همان ابتدا نشان از دنی بویل دههی ۱۹۹۰ را در خود دارد. او تا قبل از فیلم ۲۸ روز بعد ۴ فیلم دیگر را روی پرده برده بود. سه فیلمی که در دههی ۱۹۹۰ منتشر شدند کمدیهای سیاهی بودند.
که عملاً ابزوردیسم بریتانیایی را در خود داشتند. اثر «ساحل» در سال ۲۰۰۰ اولین همکاری گارلند و بویل محسوب میشد و در نهایت سال ۲۰۰۲ اوج همکاری این دو در فیلم ۲۸ روز بعد است.
افتتاحیهی فیلم هجوم عدهای مدافع رادیکال حقوق حیوانات را به درون یک آزمایشگاه زیستی نشان میدهد. آقای بویل در این افتتاحیه بدون اینکه تعلیقی را ایجاد کند مخاطب را با شروع شیوع ویروسی مواجه میکند که در دو فیلم بعدی آن را «ویروس خشم» خطاب میکنند.
پس از این افتتاحیهی پر از آشوب به ۲۸ روز بعد میرویم. «جیم» ناگهان گویی از خواب برمیخیزد و با بیمارستانی متروک اطراف خود مواجه میشود. شاید هر مخاطبی که در آن سالها این فیلم را مشاهده کرده بود و پس از چند سال در برابر قسمت اول از فصل اول سریال «مردگان متحرک» قرار گرفت با تأثیر بیچونوچرای این آغاز روی آن سریال مواجه شد.
آقای بویل در فیلم ۲۸ روز بعد مخاطب را با ترکیبی از موسیقی و تلاش کاراکترها برای زنده ماندن مواجه میکند. موسیقی متن آقای «جان مورفی» آنقدر قدرتمند است که رهاشدگیهای جیم و دیگر کاراکترها در لندن و جادههای بینشهری گویی بدون هیچ تلاشی از سوی کارگردان به مخاطب منتقل میشود.
بهنوعی مخاطب بهجای دلهره دچار اینهمانی با کاراکترها میشود. آقای بویل در فیلم ۲۸ روز بعد قصد ترساندن ندارد. او در عوض با ترکیب جامپاسکر، نماهای اکستریم و همین موسیقی متن مخاطب را به سفری زنده در دنیایی میبرد که خیلی ناگهانی به انتها رسیده است.
او در پردهی اول و دوم روایت مخاطب را همقد با کاراکترها دچار این ذهنیت میکند که کل دنیا دچار این نفرین شده است. اما زمانی که هواپیمایی مسافربری از بالای سر جیم رد میشود و او رد هواپیما را در آسمان مشاهده میکند، همهچیز تغییر میکند. در این نماها و برخی دیالوگها مخاطب و کاراکترها دچار نوعی انزوا و هیجان میشوند.
روایتگری و موسیقی متن آقای دنی بویل در این فیلم همهی نقطهی قوت آن محسوب نمیشود. او در تدوین فیلم ۲۸ روز بعد و پیشبرد روایت از طریق برشها و تسلط روی ضربآهنگ فیلم هم نشان میدهد که چرا فیلم ۲۸ روز بعد خیلی سریع تبدیل به الگویی در ژانر خود شد. برای درک بهتر فرم بصری فیلم ۲۸ روز بعد به دقیقهی ۲۷ و تبدیل کردن قاب به عکسی نیمسوخته توجه کنید.
در این قاب چهرهی کاراکتر مارک در بالای تصویر پشت تصویری تقریباً کامل از نمای شهری لندن قرار دارد که پس از مکثی معنادار با موسیقی مخاطب از طریق ترنزیشنی که گویی ثابت مانده بود وارد صحنهی بعدی میشود.
در دقیقهی ۶۵ نیز لحظهی مبتلا شدن فرانک به ویروس از طریق افتادن یک قطره خون در چشمان فرانک یکی از منحصربهفردترین صحنهها در تدوین روایتهای دلهره محسوب میشود.
ترکیب کلاغ، مرده، مرد زنده و در نهایت تصادفی که کاملاً ابزورد و پوچ یک زندگی را برای همیشه از یکی از کاراکترهای اصلی بگیرد. آقای دنی بویل در فیلم ۲۸ روز بعد هم به ساختار ژانر دلهره وابسته است.
هم ساختار روایتهای ابزوردی که قبلاً تجربه کرده است. او با ترکیب این دو ساختار شخصی و ژانری مخاطب را در برابر ماجراجویی جذابی از جنس تلاش انسان برای زنده ماندن میان مرگ قرار میدهد.